دانشکده ها – دانلود کتاب ، مقاله ، تحقیق ، طرح درس ، پاورپوینت

دانشکده ها – یک مرجع بزرگ برای دریافت فایل های قابل دانلود همچون دانلود کتاب ، مقاله ، طرح درس ، پاورپوینت ، پاسخ به فعالیتهای کتب درسی ، نمونه سوالات امتحانی

طرح تدبیر ، دانلود گام به گام و تمام فایلهای دانشجویی و دانش آموزی می باشد.

علم فیزیک

علم

16

علم فیزیک ، مطالعه منظم دنیای معدنی ، از مطالعه جهان ارگانیک ، که استان علوم بیولوژیکی است ، متمایز است . علم فیزیک معمولاً تصور می شود که از چهار حوزه گسترده تشکیل شده است: نجوم ، فیزیک ، شیمی و علوم زمین . هر یک از این موارد به نوبه خود به قسمتها و زیرزمینها تقسیم شده است. در این مقاله به توسعه تاریخی – با توجه به دامنه ، نگرانی های اصلی و روشها – از سه قسمت اول این مناطق می پردازیم. علوم زمین در مقاله جداگانه ای مورد بحث قرار می گیرد.

سوالات برتر

علم بدنی چیست؟

علم فیزیک مطالعه جهان معدنی است. یعنی چیزهای زنده را مطالعه نمی کند. چهار بخش اصلی علوم فیزیکی نجوم ، فیزیک ، شیمی و علوم زمین است که شامل هواشناسی و زمین شناسی است .

برخی از علوم فیزیکی چیست؟

از جمله علوم فیزیکی نجوم است که جهان را فراتر از زمین مطالعه می کند . فیزیک ، که ماده و انرژی و تعامل آنها را مطالعه می کند. شیمی ، که به بررسی خواص مواد و نحوه تغییر آنها می پردازد. و علوم زمین ، که زمین را مطالعه می کند ، همچنین جو و آب های آن را بررسی می کند .

آیا زیست شناسی یکی از علوم فیزیکی است؟

شماره زیست شناسی ، مطالعه موجودات زنده یکی از علوم فیزیکی نیست. علوم فیزیکی چیزهای زنده را مطالعه نمی کنند (اگرچه اصول و روشهای علوم فیزیکی در بیوفیزیک برای بررسی پدیده های بیولوژیکی استفاده می شود).

آیا ریاضیات یک علم فیزیکی است؟

اگرچه ریاضیات در تمام علوم فیزیکی مورد استفاده قرار می گیرد ، اما اغلب بحث می شود که آیا ریاضیات خود یک علم فیزیکی است یا خیر. کسانی که آن را به عنوان یک علم فیزیکی درج می کنند ، خاطرنشان می کنند که قوانین جسمی را می توان به صورت ریاضی بیان کرد و مفهوم شماره در شمارش اشیاء بدنی بوجود می آید. کسانی که می گویند ریاضیات یک علم فیزیکی نیست ، اعداد را مفاهیم انتزاعی می دانند که در توصیف گروه های اشیاء مفید است اما از خود اشیاء جسمی ناشی نمی شوند.

علم فیزیک

 

فیزیک ، به معنای مدرن خود ، در اواسط قرن نوزدهم به عنوان سنتز چندین علوم قدیمی – یعنی مکانیک ، اپتیک ، آکوستیک ، برق ، مغناطیس ، گرما و خصوصیات فیزیکی ماده تأسیس شد . این سنتز در بخش اعظم مبتنی بر این بود که نیروهای مختلف طبیعت با هم ارتباط دارند و در حقیقت از همدیگر قابل انتقال هستند زیرا اینها نوعی انرژی هستند

علم فیزیک
آهنربا جمع و جور Muon Solenoid وارد در برخورد بزرگ هادرون در CERN ، ۲۰۰۷٫

مرز بین فیزیک و شیمی تا حدودی دلخواه است. همانطور که در قرن بیستم شکل گرفت ، فیزیک به ساختار و رفتار اتمهای فردی و اجزای آنها مربوط می شود ، در حالی که شیمی به خواص و واکنش مولکول ها می پردازد.

این دومی به انرژی ، به ویژه گرما و همچنین اتم ها بستگی دارد. از این رو ، پیوند محکمی بین فیزیک و شیمی وجود دارد. شیمی دانان تمایل دارند بیشتر به خصوصیات خاص عناصر و ترکیبات مختلف علاقه مند باشند ، در حالی که فیزیکدانان نگران خصوصیات کلی هستند که در همه ماده مشترک هستند. ( به شیمی مراجعه کنید : تاریخچه شیمی .)

نجوم ، علم کل جهان در ورای زمین است . این شامل خواص فیزیکی ناخالص زمین ، مانند جرم و چرخش آن می شود ، تا آنجا که با دیگر بدنهای منظومه شمسی در تعامل هستند .

تا قرن ۱۸ ، ستاره شناسان در درجه اول به خورشید ، ماه ، سیارات و ستاره های دنباله دار توجه داشتند . با این وجود ، طی قرنهای بعد ، مطالعه ستارگان ، کهکشانها ، سحابی ها و محیط میان ستاره ای اهمیت فزاینده ای پیدا کرد.

مکانیک آسمانی ، علم حرکت سیارات و سایر جامداتاشیاء موجود در منظومه شمسی ، اولین زمینه آزمایش برای قوانین حرکت نیوتن بود و از این طریق به ایجاد اصول اساسی فیزیک کلاسیک (یعنی قبل از قرن بیستم) کمک کرد.

اخترفیزیک ، بررسی خصوصیات بدنی اجسام آسمانی ، در قرن نوزدهم به وجود آمد و با تعیین ترکیب شیمیایی آن اجسام ارتباط نزدیکی دارد . در قرن بیستم فیزیک و نجوم از طریق نظریه های کیهان شناسی به ویژه با نظریه های نسبیت ارتباط تنگاتنگی پیدا کردند . ( نجوم را ببینید : تاریخ نجوم .)

علم فیزیک میراث باستان و قرون وسطی

علوم فیزیکی در نهایت از عقلانیت ناشی می شود ماتریالیسم که ظهور کردیونان کلاسیک ، خود یک نتیجه از دیدگاههای جادویی و اسطوره ای جهان است. فیلسوفان یونانی در سده های ششم و پنجم پیش از میلاد مسیح ، دشمنی شاعران را رها کردند و جهان را از نظر فرآیندهای طبیعی معمولاً قابل مشاهده توضیح می دادند. این فیلسوفان اولیه سؤالات گسترده ای را مطرح می کردند که هنوز هم زیربنای علم است: چگونه نظم جهانی از هرج و مرج پدید آمد ؟ منشأ تعدد و تنوع در جهان چیست؟ چگونه می توان حرکت و تغییر را در نظر گرفت؟ رابطه اساسی بین فرم و ماده چیست؟ فلسفه یونانی به این سؤالات پاسخ داد از نظر شرایطی که حدود ۲۰۰۰ سال چارچوب علم را فراهم می کرد.

نجوم غربی منشأ آن بوده است مصر وبین النهرین . نجوم مصر ، که نه یک مطالعه کاملاً توسعه یافته بود و نه یک مطالعه تأثیرگذار ، عمدتاً مربوط به حساب زمان بود. سهم اصلی پایدار آن مدنی بودتقویم ۳۶۵ روز ، شامل ۱۲ ماه از ۳۰ روز هر و پنج روز جشنواره اضافی در پایان هر سال . این تقویم نقش مهمی در تاریخ نجوم ایفا کرده است و به ستاره شناسان این امکان را می دهد تا تعداد روزها را بین هر دو مجموعه مشاهدات محاسبه کنند.

بابل نجوم، قدمت به حدود ۱۸۰۰ سال قبل از میلاد ، به منزله یکی از اولین سیستماتیک، درمان علمی جهان فیزیکی است. بر خلاف مصریان ، بابلی ها به پیش بینی دقیق پدیده های نجوم ، به ویژه اولین ظهور ماه جدید علاقه مند بودند . با استفاده از زودیاک به عنوان مرجع ، تا قرن ۴ قبل از میلاد ، آنها یک مجموعه را توسعه دادندسیستم پیشرفت حسابی و روشهای تقریبی که با استفاده از آنها می توان ظواهر اول را پیش بینی کرد. انبوه مشاهدات آنها جمع آوری شده و روش های ریاضی آنها سهم مهمی در شکوفایی بعدی نجوم در بین یونانیان بود.

 

علم فیزیک یونان 

چندین نوع تئوری فیزیکی در یونان باستان پدیدار شد ، از جمله هر دو فرضیه کلی در مورد ساختار نهایی طبیعت و نظریه های خاص تر که مسئله حرکت را هم از نظر متافیزیکی و هم از نظر ریاضی در نظر می گرفتند. تلاش برای آشتی دادن آنتی تز بین وحدت اساسی و بسیاری ظاهری و تنوع طبیعت، اتمیست یونانیلوسیپوس (اواسط قرن پنجم قبل از میلاد ) ،دموکریتوس (اواخر قرن ۵ قبل از میلاد ) ، واپیکور (اواخر قرن چهارم و اوایل قرن سوم قبل از میلاد ) ادعا کرد که طبیعت از تغییر ناپذیری تشکیل شده استاتمها در فضای خالی حرکت می کنند. مطابق این نظریه ، حرکات مختلف و تنظیمات اتمها و خوشه های اتمها علل همه پدیده های طبیعت است.

بر خلاف جهان ذره ای اتمیست ها ، رواقیون (عمدتا زنون رواقی ، پل زدن ۴ و قرن ۳ قبل از میلاد ، Chrysippus [۳ قرن پیش از میلاد ]، و پوسیدونیوس از افامیا [شکوفا ج ۱۰۰ سال قبل از میلاد )، اصرار داشت تداوم طبیعت، درک از هر دو فضا وماده به همان اندازه مداوم و همانطور که با یک روح هوایی فعال – ذات الریه – که به منظور اتحاد کردن قاب طبیعت تزریق می شود ، تزریق می شود. الهام بخش از تأکید استوئیک بر فرآیندهای پنوماتیک احتمالاً ناشی از تجربیات قبلی با “بهار” (یعنی تراکم و فشار) هوا است . نه نظریه اتمی و نه فیزیک رواقی جان سالم به انتقاد از ارسطو و نظریه خود را.

در فیزیک خود ، ارسطو در درجه اول به مسئله فلسفی ماهیت حرکت به عنوان یکی از انواع تغییر توجه داشت. او فرض کرد که یک حرکت ثابت نیاز به یک علت ثابت دارد. یعنی تا زمانی که بدن در حرکت باشد ، نیرویی باید بر روی آن بدن عمل کند. وی حرکت بدن از طریق یک محیط مقاومت را متناسب با نیروی تولید کننده حرکت و معکوس متناسب با مقاومت محیط دانست. ارسطو از این رابطه برای استدلال در برابر احتمال وجود باطل استفاده کرد ، زیرا در یک مقاومت باطل صفر است و این رابطه معنی را از دست می دهد. وی کیهان را به دو قلمرو کیفی متفاوت ، که توسط دو نوع قانون متفاوت اداره می شود ، تقسیم می کرد. در قلمرو زمینی ، در درون کره ماه قرار دارد، حرکت رو به بالا و پایین یک راسته مشخصه است. اجساد سنگین ، به لحاظ ماهیت ، به دنبال مرکز هستند و با یک حرکت طبیعی تمایل به حرکت به سمت پایین دارند. حرکت یک جسم سنگین غیر طبیعی است و چنین حرکت غیر طبیعی یا خشن نیاز به یک علت خارجی دارد. بدنهای سبک ، در مقابل ، به طور طبیعی به سمت بالا حرکت می کنند. در قلمرو آسمانی ، حرکت دایره یکنواخت طبیعی است ، بنابراین حرکات اجسام آسمانی را تولید می کند.

ارشمیدس (قرن سوم قبل از میلاد ) اساساً ریاضیات را برای حل مشکلات جسمی و مفروضات بدنی و بینش های درخشان منتهی به تظاهرات ریاضی بکار برد ، بخصوص در مشکلات استاتیک و هیدرواستاتیک . او به این ترتیب توانست قانون اهرم را با دقت به دست آورد و با مشکلات تعادل اجسام شناور مقابله کند .