علائم پیشگیری بیماریها

افسردگی : علائم و نشانه ها ، علل و درمان

Depression: Symptoms Signs

افسردگی علائم و نشانه ها ، علل و درمان

افسردگی نوعی بیماری است که بدن ، خلق و خو و افکار را درگیر می کند و بر نحوه خوردن و خوابیدن فرد ، روشی که شخص نسبت به خودش می خواهد و نحوه تفکر فرد در مورد چیزها تأثیر می گذارد. اختلالات افسردگی با تغییرات روحی فراگیر که بر همه جنبه های عملکرد روزانه یک فرد تأثیر می گذارد مشخص می شوند. یک اختلال افسردگی مانند روحیه آبی گذر نیست و بیش از آن است که یک مورد از غم و اندوه مداوم باشد.

علائم افسردگی نیز شامل می شود

  • احساس بی ارزشی ،
  • ناامیدی ،
  • ناتوانی ،
  • گناه ،
  • عدم علاقه به فعالیت های روزانه ،
  • تحریک پذیری ،
  • از دست دادن انرژی ،
  • از دست دادن اشتها ،
  • مشکلات خواب ،
  • خودنواختی ، و
  • افکار خودکشی .

دانشکده ها : افسردگی می تواند به دلایل ناشناخته اتفاق بیفتد. افسردگی همچنین می تواند ناشی از داروها ، بارداری ، حالت پس از زایمان ، سوءاستفاده ، بیماری همراه ، استرس مزمن ، اختلال عاطفی فصلی و سایر شرایط باشد.

علائم افسردگی همچنین شامل احساس بی ارزشی ، ناامیدی ، گناه ، عدم علاقه به فعالیت های روزانه و حتی افکار خودکشی است . افسردگی نشانه ضعف شخصی یا وضعیتی نیست که می توان آرزو کرد. افراد مبتلا به بیماری افسردگی فقط نمی توانند “خود را به هم نزدیک کنند” و بهتر می شوند. بدون درمان ، علائم می توانند هفته ها ، ماهها یا سالها ادامه داشته باشند. با این حال ، درمان مناسب می تواند به بیشتر مبتلایان به افسردگی کمک کند.

Source :medicinenet.com

 

فهرست

حقایق افسردگی

 

  • یک اختلال افسردگی نوعی اختلال خلقی است که با یک خلق و خوی غمناک و آبی مشخص می شود که فراتر از غم و اندوه طبیعی و یا اندوه است .
  • یک اختلال افسردگی یک سندرم بالینی است ، به معنی گروهی از علائم.
  • اختلالات افسردگی نه تنها افکار ، خلق و خوی و رفتارهای منفی بلکه تغییراتی خاص در عملکردهای بدن (مانند غذا خوردن ، خوابیدن ، انرژی و فعالیتهای جنسی و همچنین بروز درد یا دردهای بالقوه) ایجاد می کند.
  • از هر ۱۰ نفر یک نفر در طول زندگی خود دچار افسردگی می شوند.
  • از آنجا که افسردگی می تواند منجر به صدمه به خود از جمله خودکشی شود ، لازم به ذکر است که از هر ۲۵ اقدام به خودکشی منجر به مرگ می شود.
  • برخی از انواع افسردگی ، به ویژه افسردگی دو قطبی ، در خانواده ها مشاهده می شود.
  • در حالی که عوامل خطر اجتماعی ، روانشناختی و محیطی بسیاری برای ابتلا به افسردگی وجود دارد ، بعضی از آنها به ویژه در یک جنس یا جنس دیگر ، یا به ویژه در سنین و گروههای قومی شیوع دارند.
  • بسته به سن ، جنس و قومیت در علائم و نشانه های افسردگی تفاوت هایی وجود دارد.
  • پزشکان بالینی افسردگی را تشخیص می دهند. آزمایش آزمایشگاهی یا اشعه ایکس برای افسردگی وجود ندارد. بنابراین دیدن پزشک بهداشت به محض اینکه علائم افسردگی را در خود ، دوستان و خانواده خود مشاهده کردید بسیار مهم است.
  • اولین قدم برای دستیابی به درمان مناسب برای یک اختلال افسردگی ، ارزیابی کامل جسمی و روانی برای تعیین اینکه آیا فرد در واقع دارای یک اختلال افسردگی است یا خیر.
  • افسردگی یک ضعف نیست بلکه یک بیماری روانی جدی با جنبه های بیولوژیکی ، روانشناختی و اجتماعی در زمینه علت ، علائم و درمان آن است. شخص نمی تواند آن را دور کند. بدون درمان یا تعهد ، می تواند بدتر یا بازگشت شود.
  • داروهای بی خطر و مؤثر بسیاری وجود دارد ، به خصوص داروهای ضد افسردگی SSRI ، که می تواند در درمان افسردگی کمک شایانی کند.
  • برای بهبودی کامل از یک اختلال خلقی ، صرف نظر از اینکه عامل تسریع کننده ای وجود داشته باشد یا به نظر می رسد از آبی خارج شده است ، درمان هایی با دارو ، فتوتراپی و / یا روش های تحریک مغز مانند درمان با تشنج ( ECT ) یا تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال (TMS) ) ، و همچنین روان درمانی و مشارکت در گروههای پشتیبانی اغلب ضروری است.
  • در آینده ، از طریق تحقیق و آموزش افسردگی ، ما به بهبود درمانها ، کاهش بار جامعه و امیدوارم بهبود پیشگیری از این بیماری ادامه خواهیم داد.

اختلال افسردگی چیست؟ افسردگی در مقابل غم و اندوه

 

اختلالات افسردگی نوعی اختلال خلقی است که از ابتدای تاریخ ثبت شده در کنار بشر بوده است. در کتاب مقدس ، پادشاه دیوید و همچنین ایوب از این گرفتاری رنج می برند. بقراط از افسردگی به عنوان مالیخولیا یاد می کردند که به معنای واقعی کلمه به معنی صفرا سیاه است. صفرا سیاه به همراه خون ، خلط و صفرا زرد چهار فرومایه (مایعات) بودند که تئوری اصلی فیزیولوژی پزشکی آن زمان را توصیف می کردند. ادبیات و هنرها صدها سال است که افسردگی ، که از آن به عنوان افسردگی بالینی نیز یاد می شود ، را به تصویر کشیده است ، اما امروز وقتی به یک اختلال افسردگی مراجعه می کنیم ، منظور ما چیست؟ در قرن نوزدهم ، مردم افسردگی را یک ارث می دانستندضعف مزاج. در نیمه اول قرن بیستم ، فروید پیشرفت افسردگی را به گناه و تعارض پیوند داد. جان چوور ، نویسنده و مبتلای مدرن از اختلال افسردگی ، از درگیری و تجربیات با والدینش تأثیر داشت که بر افسردگی وی در بالینی تأثیر گذاشت .

در دهه ۵۰ و ۶۰ ، متخصصان مراقبت های بهداشتی افسردگی را به دو نوع درون زا و عصبی تقسیم می کردند. درون زا به این معنی است که افسردگی از درون بدن ، شاید با منشأ ژنتیکی ناشی شود ، یا از هیچ جا بیرون می آید. افسردگی عصبی یا واکنشی دارای یک عامل تسریع محیطی مانند مرگ همسر یا سایر ضررهای مهم مانند از دست دادن شغل است. در دهه ۱۹۷۰ و ۸۰ تمرکز توجه از علت افسردگی به تأثیرات آن بر مبتلایان تغییر یافت. یعنی هرچه علت خاص در مورد خاص باشد ، علائم و عملکردهای مختل شده که متخصصان می توانند با آن موافقت کنند ، یک بیماری افسردگی را تشکیل می دهند؟ اگرچه متخصصان گاهی اوقات این مسائل را مورد اختلاف قرار می دهند ، اما اکثریت در مورد موارد زیر با هم توافق دارند:

  1. اختلال افسردگی یک نشانگان (گروه از علائم) است که با خلق و خوی غمگین و / یا تحریک پذیر بیش از غم و اندوه طبیعی یا غم و اندوه . به طور خاص ، غم و اندوه افسردگی با شدت و مدت بیشتر و با علائم شدیدتر و مشکلات عملکردی از حد طبیعی مشخص می شود.
  2. علائم افسردگی و علائم نه تنها شامل افکار ، روحیه و رفتارهای منفی بلکه همچنین با تغییراتی خاص در عملکردهای بدن (به عنوان مثال طلسم های گریه بیش از حد ، درد بدن ، انرژی کم یا میل جنسی و همچنین مشکلات مربوط به خوردن ، وزن ، یا خوابیدن) است. . علائم عصبی تغییراتی در عملکرد مرتبط با افسردگی بالینی است. این بدان معناست که تصور می شود تغییرات سیستم عصبی در مغز باعث بسیاری از علائم جسمی می شود که منجر به کاهش یا افزایش سطح فعالیت و سایر مشکلات عملکرد می شود.
  3. به نظر می رسد افراد مبتلا به اختلالات افسردگی خاص ، به ویژه افسردگی دو قطبی ( افسردگی مانی ) ، آسیب پذیری ارثی در این شرایط دارند.
  4. بیماری افسردگی به دلیل تأثیر آن بر میلیون ها نفر از مردم ، یک مشکل بزرگ بهداشت عمومی است. حقایق در مورد افسردگی حاکی از آن است که حدود ۱۰٪ از بزرگسالان ، تا ۸٪ از نوجوانان و ۲٪ از کودکان پیش از موعد نوعی اختلال افسردگی را تجربه می کنند. افسردگی پس از زایمان شایعترین اختلال سلامت روان برای زنان مبتلا به زایمان است .
    • آمار مربوط به هزینه های ناشی از افسردگی در ایالات متحده شامل مقادیر عظیمی از هزینه های مستقیم است که برای درمان است و هزینه های غیرمستقیم مانند بهره وری از دست رفته و غیبت از کار یا مدرسه.
    • نوجوانانی که از افسردگی رنج می برند ، در معرض خطر ابتلا به و چاقی هستند .
    • در یک مطالعه عمده پزشکی ، افسردگی باعث ایجاد مشکلات اساسی در عملکرد (عوارض) افراد مبتلا بیشتر از آرتروز ، فشار خون بالا ، بیماری مزمن ریه ، دیابت و از بعضی جهات به عنوان بیماری شریان کرونر می شود .
    • افسردگی می تواند خطر ابتلا به بیماری عروق کرونر و آسم ، منقبض شدن از ویروس نقص ایمنی انسان ( HIV ) و بسیاری از بیماریهای پزشکی دیگر را افزایش دهد. از دیگر عوارض افسردگی می توان به گرایش آن به افزایش عوارض (بیماری / اثرات منفی بر سلامتی) و مرگ و میر (مرگ) ناشی از این و بسیاری از شرایط پزشکی دیگر اشاره کرد.
    • افسردگی می تواند تقریباً با هر وضعیت سلامت روانی همزیستی باشد و وضعیت کسانی که از ترکیب افسردگی و بیماری روانی دیگر رنج می برند ، بدتر شود.
    • افسردگی در افراد مسن بسیار مزمن است ، میزان بهبودی کمی دارد و غالباً انجام می شود. این نگرانی ویژه با توجه به اینکه مردان مسن ، به ویژه مردان سالخورده سفیدپوست بیشترین میزان خودکشی را دارند.
  5. افسردگی معمولاً برای اولین بار در یک مرکز مراقبت های اولیه مشخص می شود ، نه در مطب یک متخصص بهداشت روان. علاوه بر این ، غالباً فرضیه های مختلفی را به عهده می گیرد ، که باعث می شود افسردگی اغلب تحت تشخیص قرار نگیرد.
  6. علیرغم شواهد تحقیقات روشن و دستورالعمل های بالینی در مورد درمان ، افسردگی اغلب انجام می شود. امیدوارم این وضعیت به سمت بهتر شدن تغییر کند.
  7. برای بهبودی کامل از یک اختلال خلقی ، صرف نظر از اینکه یک عامل رسوب دهنده وجود داشته باشد یا به نظر می رسد از آبی خارج شده است ، درمان با دارو ، فتوتراپی ، درمانی با الکتروکنترلر (ECT) و / یا تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال ، (به بحث زیر مراجعه کنید) همچنین روان درمانی و / یا شرکت در یک گروه پشتیبانی ضروری است.

افسانه ها درباره افسردگی چیست؟

 

در زیر اسطوره هایی در مورد افسردگی و درمان آن وجود دارد.

  1. این یک ضعف است نه یک بیماری.
  2. اگر فرد مبتلا به افسردگی فقط به اندازه کافی تلاش کند ، بدون درمان از بین می رود.
  3. اگر افسردگی را در خود یا یک دوست عزیز نادیده بگیرید ، از بین می رود.
  4. افراد باهوش یا بسیار باهوش افسرده نمی شوند.
  5. افراد فقیر افسرده نمی شوند.
  6. اقلیت ها افسرده نمی شوند.
  7. افراد دارای معلولیت رشدی دچار افسردگی نمی شوند.
  8. افراد مبتلا به افسردگی “دیوانه” هستند.
  9. افسردگی واقعاً وجود ندارد.
  10. کودکان ، نوجوانان ، افراد مسن یا مردان افسرده نمی شوند.
  11. افسردگی نمی تواند مانند تحریک پذیری به نظر برسد.
  12. علائم افسردگی برای همه کسانی که به این بیماری مبتلا می شوند یکسان است.
  13. افرادی که به کسی می گویند فکر می کنند خودکشی کرده اند ، فقط سعی در جلب توجه دارند و هرگز این کار را نمی کنند ، به خصوص اگر قبلاً در مورد آن صحبت کرده باشند.
  14. افراد مبتلا به افسردگی نمی توانند در همان زمان وضعیت روانی یا پزشکی دیگری داشته باشند.
  15. داروهای روانپزشکی همه اعتیاد آور هستند.
  16. داروهای روانپزشکی مؤثر نیستند. هرگونه بهبودی در تخیل فرد مبتلا است.
  17. داروهای روانپزشکی هرگز برای درمان افسردگی ضروری نیستند.
  18. دارو تنها درمان مؤثر برای افسردگی است. مردم هرگز نباید داروهای ضد افسردگی به کودکان و نوجوانان بدهند .

 

انواع افسردگی چیست و علائم و نشانه های افسردگی چیست؟

 

اختلالات افسردگی اختلالات خلقی است که به اشکال مختلف ایجاد می شود ، درست مانند سایر بیماری ها ، مانند بیماری های قلبی و دیابت . با این حال ، به یاد داشته باشید که در هر یک از این نوع ها ، تغییر در تعداد ، زمان ، شدت و پایداری علائم وجود دارد. همچنین گاهی اوقات تفاوت هایی در نحوه بیان و یا تجربه افسردگی افراد بر اساس سن ، جنسیت و فرهنگ وجود دارد.

الگوی علائم ممکن است الگویی در هر نوع افسردگی باشد. به عنوان مثال ، فردی که از اختلال افسردگی مداوم ، اختلال افسردگی عمده ، اختلال دوقطبی یا هر بیماری دیگری که شامل افسردگی است رنج می برد ، می تواند ویژگیهای برجسته اضطرابی ، مالیخولیایی ، مختلط ، روانی یا غیرعادی داشته باشد. چنین ویژگی هایی می تواند تأثیر بسزایی در رویکرد درمانی داشته باشد که ممکن است مؤثرترین باشد. به عنوان مثال ، برای شخصی که افسردگی آن شامل اضطراب برجسته است، اگر الگوی مبتلایان به طور مکرر در حال گذر از افکار ، تمرکز اصلی درمان باشد ، در مقابل فرد با ویژگیهای مالیخولیایی ، که ممکن است در صبح نیاز به حمایت شدیدتر داشته باشد ، احتمالاً تمرکز درمان مؤثر است. بدتر ، یا در مقابل شخصی با ویژگی های غیر آتیک ، که گرایش به افزایش وزن و خواب بیش از حد ممکن است نیاز به مشاوره تغذیه ای برای رفع مسائل مربوط به رژیم غذایی داشته باشد.

 

اختلال افسردگی اساسی

 

افسردگی عمده ، که اغلب به آن افسردگی تک قطبی نیز گفته می شود ، با ترکیبی از علائم مشخص می شود که حداقل دو هفته پشت سر هم طول می کشد ، از جمله خلق و خوی افسرده و / یا تحریک پذیر (دیدن لیست علائم) که باعث اختلال در توانایی کار می شود ، بخوابید ، بخورید و از فعالیتهای یکبار لذت بخش لذت ببرید. مشکلات خوابیدن یا غذا خوردن می تواند به صورت بیش از حد یا ناکافی هر یک از رفتارها باشد. غیر فعال کردن قسمت های افسردگی می تواند یک بار ، دو بار یا چندین بار در طول زندگی رخ دهد.

اختلال افسردگی مداوم (بیماری پوستی)

 

اختلال افسردگی مداوم، که قبلا به عنوان کج خلقی ، یک نوع از شدت کمتری برخوردار است اما معمولا بیشتر طولانی مدت افسردگی (ملال) نسبت به افسردگی اساسی است. این شامل علائم طولانی مدت (مزمن) است که باعث از کار افتادن آنها نمی شود اما از کار افتادن فرد مبتلا در “بخار کامل” یا احساس خوب جلوگیری می کند. بعضی اوقات ، افراد مبتلا به اختلال افسردگی مداوم ، قسمتهای افسردگی اساسی را نیز تجربه می کنند. Double-افسردگی نام این ترکیب از دو نوع افسردگی است.

اختلال دوقطبی (افسردگی مانیک)

 

نوع دیگری از افسردگی اختلال دوقطبی است ، که شامل گروهی از اختلالات خلقی است که قبلاً به نام بیماری افسردگی مانیک یا افسردگی مانیک شناخته می شدند. این شرایط اغلب الگوی خاصی از ارث را نشان می دهد. تقریباً به اندازه سایر انواع بیماریهای افسردگی متداول نیست ، اختلالات دو قطبی شامل چرخه های خلقی است که حداقل یک قسمت از شیدایی یا هیپومانیا را شامل می شود و ممکن است شامل قسمت های افسردگی نیز باشد. اختلالات دو قطبی اغلب مزمن و عود کننده هستند. بعضی اوقات ، سوئیچ های خلقی چشمگیر و سریع هستند ، اما بیشتر اوقات آنها تدریجی هستند ، به این ترتیب که معمولاً طی چند روز ، هفته ها یا طولانی تر اتفاق می افتد.

هنگامی که در چرخه افسردگی قرار دارد ، فرد می تواند هر یا تمام علائم یک بیماری افسردگی را تجربه کند. هنگامی که در چرخه جنون هستید ، ممکن است هر یک از علائم ذکر شده بعدا در این مقاله تحت شیدایی تجربه شود. شیدایی اغلب به روشهایی که باعث ایجاد مشکلات جدی و خجالت می شود بر تفکر ، قضاوت و رفتارهای اجتماعی تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، ممکن است رفتارهای غیرقابل تبعیض یا در غیر این صورت ناامن جنسی یا تصمیمات مالی و غیر منطقی در امور اقتصادی صورت گیرد که فرد در مرحله فجیعی قرار داشته باشد.

اختلال دوقطبی دو نوع قابل توجهی از اختلالات دو قطبی است. (به شکل معمول اختلال دو قطبی به اختلال دو قطبی I گفته می شود .) اختلال دوقطبی II یک سندرم است که در آن فرد مبتلا اپیزودهای افسردگی را تکرار می کند که توسط هیپومانیا (مینی هایپس) سوراخ شده است. این حالتهای سرخوشی در قطب دوم کاملاً معیارهای قسمت کامل جنون که در قطب اول رخ می دهد را برآورده نمی کند.

 

علائم افسردگی و شیدایی

 

هرکسی که دچار افسردگی یا جنون شود ، هر علامتی را تجربه نمی کند. برخی افراد از علائم و برخی از علائم زیادی رنج می برند. شدت علائم نیز در افراد متفاوت است. علائم کمتر شدید که پیش از علائم ناتوان کننده تر است ، اغلب علائم هشدار دهنده نامیده می شوند.

 

علائم افسردگی افسردگی اساسی یا افسردگی مانیک

 

  • احساس مداوم غم ، اضطراب ، عصبانیت ، تحریک پذیری ، نارضایتی یا “پوچی”
  • احساس ناامیدی یا بدبینی
  • احساس بی ارزشی ، درماندگی یا گناه بیش از حد
  • از دست دادن علاقه یا عدم توانایی احساس لذت در سرگرمی ها و فعالیت هایی که روزگاری افراد از جمله رابطه جنسی از آن لذت می بردند
  • بی تفاوتی / عدم انگیزه
  • انزوای اجتماعی ، به این معنی که فرد مبتلا از تعامل با خانواده یا دوستان خودداری کند
  • تغییر خواب مانند بی خوابی ، بیداری زود هنگام صبح ، خواب بی قرار ، خواب آلودگی بیش از حد یا خواب زیاد است
  • تغییر اشتها ، مانند کاهش اشتها و / یا وزن ، یا گرسنگی بیش از حد ، پرخوری و / یا افزایش وزن
  • خستگی / خستگی ، کاهش سطح انرژی ، کندی در فعالیت یا فکر
  • گریه های طلسم
  • افکار مرگ یا خودکشی ، اقدام به خودکشی
  • بی قراری ، آشفتگی ، تحریک پذیری
  • عدم توانایی در تمرکز ، به یاد آوردن چیزها ، تصمیم گیری یا انجام مسئولیت ها
  • علائم جسمی مداوم که به درمان پاسخ نمی دهند ، مانند سردردهای مکرر ، اختلالات گوارشی و یا درد مزمن

 

علائم شیدایی افسردگی مانیک

 

  • خلق و خوی نامناسب یا بیش از حد / گسترده
  • تحریک پذیری یا عصبانیت نامناسب یا بیش از حد
  • بی خوابی شدید یا کاهش نیاز به خواب
  • مفاهیم بزرگ ، مانند داشتن قدرت های خاص یا اهمیت
  • افزایش سرعت صحبت و / یا میزان صدا
  • افکار یا گفتار قطع شده / مماس
  • افکار مسابقه
  • افزایش شدید میل و یا فعالیت جنسی
  • انرژی قابل توجهی افزایش یافته است
  • داوری ضعیف
  • رفتار نامناسب اجتماعی

 

علائم افسردگی و علائم در مردان

 

در مقایسه با خانمها ، مردان مبتلا به افسردگی ، بیشتر احتمال دارد انرژی کم ، تحریک پذیری و عصبانیت را تجربه کنند ، گاهی اوقات تا حدی که باعث درد در دیگران شود. همچنین مردان مبتلا به افسردگی بیشتر در معرض مشکلات خواب ، از دست دادن علاقه به کار یا سرگرمی و سوء مصرف مواد هستند . آنها ممکن است بیش از حد کار کنند و در هنگام مقابله با افسردگی درگیر رفتارهای پرخطرتر شوند ، چهار مرتبه خودکشی کنند تا زنان مبتلا به این بیماری. با وجود این مشکلات ، مردان تمایل به درمان در هر شرایطی ، به خصوص افسردگی ، بسیار کمتر دارند.

 

علائم افسردگی و علائم در زنان

 

در مقایسه با آقایان ، زنان تمایل به افسردگی در سنین پایینتر دارند و دارای اپیزودهای افسردگی هستند که بیشتر طول می کشد و بیشتر در معرض عود است. ممکن است خانم ها بیشتر اوقات الگوی فصلی به افسردگی داشته باشند ، همچنین علائم افسردگی غیر معمول (به عنوان مثال خوردن یا خوابیدن زیاد ، ولع مصرف کربوهیدرات ، افزایش وزن ، احساس سنگینی در بازوها و پاها ، وخیم شدن خلق و خوی عصرها و …) مشکل در خوابیدن) همچنین ، زنان مبتلا به افسردگی بیشتر از مردان نسبت به مردان دچار اضطراب ، اختلال در خوردن و علائم شخصیتی وابسته هستند.

Perimenopause که زمان زندگی بلافاصله قبل و بعد از یائسگی است ، می تواند تا ۱۰ سال ادامه داشته باشد. در حالی که perimenopause و یائسگی مراحل عادی زندگی هستند ، perimenopause خطر افسردگی را در این مدت افزایش می دهد. همچنین ، زنانی که در گذشته دچار افسردگی شده اند ، پنج برابر بیشتر در معرض افسردگی عمده در دوران پری منوپوز قرار دارند.

 

علائم افسردگی و علائم در نوجوانان

 

علاوه بر تحریک پذیری بیشتر ، نوجوانان ممکن است علاقه خود را به فعالیتهایی که قبلاً از آن لذت می بردند ، تغییر دهند ، وزن خود را تجربه کنند و سوء استفاده از مواد را آغاز کنند. آنها همچنین ممکن است خطرات بیشتری داشته باشند ، نسبت به ایمنی خود نگرانی کمتری نشان دهند و احتمالاً در هنگام افسردگی نسبت به همتایان جوان خود بیشتر از خودکشی کامل می کنند. به طور کلی ، آکنه خطر افسردگی نوجوانان را افزایش می دهد .

 

علائم افسردگی و علائم در کودکان

 

از آنجا که نوزادان ، کودکان نوپا و کودکان پیش دبستانی معمولاً قادر به ابراز احساسات خود با کلمات نیستند ، تمایل دارند که در رفتارهای خود غم نشان دهند. به عنوان مثال ، ممکن است آنها عقب نشینی ، از سرگیری رفتارهای پیر و جوان (رگرسیون) ، یا در شکوفایی نتوانند. کودکان سن مدرسه ممکن است در عملکرد مدرسه خود رکود داشته باشند ، شکایات جسمی ، اضطراب یا تحریک پذیری ایجاد کنند. جالب اینجاست که برخی از کودکان ممکن است بیشتر تلاش کنند ، حتی گاهی بیش از حد ، برای لذت بردن از دیگران در هنگام افسردگی به عنوان راهی برای جبران کمبود عزت نفس خود. بنابراین ، نمرات خوب و روابط ظاهرا خوب آنها با دیگران ممکن است تشخیص افسردگی را سخت تر کند.

کودکان و نوجوانان مبتلا به افسردگی نیز ممکن است علائم کلاسیک را در بزرگسالان تجربه کنند ، همانطور که در بالا توضیح داده شد ، اما ممکن است به جای یا علاوه بر آن علائم از جمله موارد زیر علائم دیگری را نشان دهند:

  • عملکرد ضعیف مدرسه
  • بی حوصلگی مداوم یا تحریک پذیری
  • شکایت های مکرر از مشکلات جسمی مانند سردرد و سردرد
  • برخی از علائم کلاسیک “بالغ” افسردگی نیز ممکن است در دوران کودکی کم و بیش در مقایسه با احساسات واقعی غم ، مانند تغییر در خوردن غذا یا الگوی خواب ، کاملاً آشکار باشد. (آیا کودک یا نوجوان در هفته ها یا ماه های اخیر وزن و وزن خود را از دست داده یا وزن خود را از دست داده است یا نتوانسته است وزن مناسبی را برای سن خود بدست آورد؟ آیا او از حد معمول خسته تر به نظر می رسد؟ آیا صغیر احساس کمبود خود را دارد؟)

 

عوامل خطر و دلایل افسردگی چیست؟

 

برخی از انواع افسردگی در خانواده ها وجود دارد و این نشانگر آسیب پذیری بیولوژیکی ارثی در برابر افسردگی است. به نظر می رسد این مورد به خصوص در مورد اختلال دوقطبی اتفاق می افتد. محققان خانواده هایی را مطالعه کرده اند که در آن اعضای هر نسل دچار اختلال دو قطبی می شوند. محققان دریافتند که مبتلایان به بیماری نسبت به افرادی که مریض نمی شوند آرایش ژنتیکی کمی متفاوت دارند. با این حال ، برعکس درست نیست. یعنی همه افراد با آرایش ژنتیکی که باعث آسیب پذیری در اختلال دوقطبی می شوند ، به این بیماری مبتلا نمی شوند. ظاهراً عوامل اضافی مانند محیطی استرس زا در بروز آن نقش دارند و عوامل محافظتی مانند پشتیبانی خوب خانواده و دوستان در پیشگیری از آن نقش دارند.

به نظر می رسد افسردگی عمده در بعضی از خانواده ها پس از نسل در نسل بروز می کند ، گرچه به همان اندازه در قطبی I یا II زیاد نیست. در حقیقت ، افسردگی عمده در افرادی که سابقه خانوادگی افسردگی ندارند نیز می تواند رخ دهد.

 

به نظر می رسد یک رویداد خارجی اغلب آغازگر اپیزود افسردگی است. بنابراین ، یک ضرر جدی ، بیماری مزمن ، روابط دشوار ، قرار گرفتن در معرض سوءاستفاده ، غفلت یا خشونت در اجتماع ، مشکل مالی ، یا هرگونه اتفاقات منفی زندگی یا تغییر ناخواسته در الگوهای زندگی می تواند یک اپیزود افسردگی را ایجاد کند و قرار گرفتن در معرض مزمن در برابر چنین عوامل منفی می تواند منجر به افسردگی مداوم افرادی که در معرض استرس زا های متعدد و یا شدید هستند زیرا کودکان خردسال ممکن است در ساختار مغز خود تغییراتی ایجاد کنند که ممکن است آنها را مستعد ابتلا به افسردگی در بزرگسالی کند.

خیلی اوقات ، ترکیبی از عوامل ژنتیکی ، روانشناختی و محیطی در بروز یک اختلال افسردگی نقش دارد. استرسورهایی که در ایجاد افسردگی نقش دارند ، بعضی اوقات بیشتر از سایرین بر برخی گروهها تأثیر می گذارند. به عنوان مثال ، گروه های اقلیت که بیشتر از همه تحت تأثیر تبعیض قرار می گیرند به صورت نامتناسب نمایان می شوند. گروه های محروم اجتماعی و اقتصادی نسبت به همتایان مطلوب خود میزان افسردگی بالاتری دارند. مهاجران به ایالات متحده ممکن است در معرض ابتلا به افسردگی ، به ویژه هنگامی که با زبان جدا هستند ، آسیب پذیر شوند.

 

صرف نظر از قومیت ، به نظر می رسد که مردان به ویژه در مورد تأثیرات افسردگی بیکاری ، طلاق ، وضعیت اقتصادی اقتصادی پایین و داشتن چند راه خوب برای مقابله با استرس حساس هستند . همچنین زنانی که قربانی سوء استفاده جسمی ، عاطفی یا جنسی شده اند ، یا به عنوان یک کودک یا توسط یک شریک عاشقانه انجام شده اند ، در معرض ابتلا به یک اختلال افسردگی نیز آسیب پذیر هستند. به نظر می رسد مردانی که در رابطه جنسی با مردان دیگر رابطه جنسی دارند ، در صورت نداشتن شریک زندگی ، در معرض افسردگی قرار می گیرند ، خود را به عنوان همجنس گرا معرفی نمی کنند ، یا قربانی قسمت های مختلف خشونت ضد می شوند. با این حال ، به نظر می رسد زنان و مردان بیشترین عوامل خطر مشابه برای افسردگی دارند.

هیچ چیز در جهان به اندازه مغز انسان پیچیده و جذاب نیست. مواد شیمیایی عصبی یا انتقال دهنده های عصبی ۱۰۰ ماده شیمیایی به علاوه در مغز را تشکیل می دهند. با این وجود بخش اعظم تحقیقات و دانش ما روی چهار مورد از این سیستمهای عصبی شیمیایی متمرکز شده است: نوراپی نفرین ، سروتونین ، دوپامین و استیل کولین.

به نظر می رسد بیماریهای عصبی روانی مختلف با اضافه پول یا فقدان برخی از این مواد عصبی شیمیایی در قسمتهای خاصی از مغز همراه است. به عنوان مثال ، کمبود دوپامین در پایه مغز باعث بیماری پارکینسون می شود. به نظر می رسد رابطه وجود دارد آلزایمر زوال عقل سطوح و استیل کولین در مغز پایین. اختلالات اعتیاد تحت تأثیر دوپامین عصبی شیمیایی است. یعنی داروهای سوء مصرف و الکل با آزاد کردن دوپامین در مغز کار می کنند. دوپامین باعث سرخوشی می شود، که احساس خوشایندی است با این حال ، استفاده مکرر از دارو یا الکل ، سیستم دوپامین را حساس می کند ، به این معنی که این سیستم به اثرات داروها و الکل عادت می کند. بنابراین ، فرد برای دستیابی به همان احساس بالا (باعث تحمل نسبت به ماده) به مواد مخدر یا الکل بیشتری نیاز دارد. بنابراین ، فرد معتاد ماده بیشتری مصرف می کند اما کمتر و کمتر احساس افسردگی می کند. همچنین برخی از داروها وجود دارد که اثرات آنها می تواند شامل افسردگی باشد (این موارد شامل الکل ، مواد مخدر و ماری جوانا ) و آنهایی که افسردگی برای آنها است می تواند نشانه ای از برداشت از این ماده (از جمله کافئین ، کوکائین یا آمفتامین ) باشد.

برخی از داروهای مورد استفاده برای انواع مختلف پزشکی ، بیشتر از سایرین به عنوان یک عارضه جانبی باعث افسردگی می شوند. به طور خاص ، برخی از داروهایی که فشار خون بالا ، سرطان ، تشنج ، درد شدید و برای رسیدن به پیشگیری از بارداری را درمان می کنند می توانند منجر به افسردگی شوند. حتی برخی از داروهای روانپزشکی مانند برخی از داروهای خواب آور و داروهای درمان الکل و اضطراب می توانند در ایجاد افسردگی نقش داشته باشند.

بسیاری از شرایط سلامت روان یا ناتوانی های رشدی نیز با افسردگی همراه است. افراد دارای اضطراب ، اختلال بیش فعالی کمبود توجه ( ADHD ) ، سوء مصرف مواد و ناتوانی در رشد ممکن است در معرض ابتلا به افسردگی قرار بگیرند.

اسکیزوفرنی با عدم تعادل دوپامین (بیش از حد) و سروتونین (ضعیف تنظیم شده) در مناطق خاصی از مغز همراه است. سرانجام ، به نظر می رسد اختلالات افسردگی با تغییر سیستم های سروتونین و نوراپی نفرین مغز همراه است. هر دو این مواد عصبی شیمیایی ممکن است در افراد افسرده پایین باشد. لطفا توجه داشته باشید که افسردگی “به جای” ناشی از “ناهنجاریهای این سلولهای عصبی شیمیایی” است زیرا ما واقعاً نمی دانیم که آیا مقادیر کمی از مواد عصبی شیمیایی در مغز باعث افسردگی می شوند یا اینکه افسردگی باعث سطح پایین سلولهای عصبی در مغز می شود.

آنچه می دانیم داروهای خاصی است که باعث کاهش سطح نوراپی نفرین یا سروتونین می شود علائم افسردگی را کاهش می دهد. به نظر می رسد برخی از داروهای مؤثر بر هر دو سیستم عصبی شیمیایی حتی بهتر یا سریعتر عمل می کنند. داروهای دیگری که درمان افسردگی است در درجه اول بر سایر سیستمهای عصبی شیمیایی تأثیر می گذارد. یکی از قدرتمندترین روشهای درمانی برای افسردگی ، درمان با تشدید فشار خون (ECT) ، مطمئناً برای سیستم انتقال دهنده عصبی خاص خاص نیست. درعوض ، ECT با ایجاد تشنج ، فعالیت مغزی تعمیم یافته ای را ایجاد می کند که احتمالاً مقادیر زیادی از همه سلولهای عصبی را آزاد می کند. (مقاله در مورد  اسکیزوفرنی چیست ؟)

زنان احتمالاً دو برابر مردان افسرده می شوند. اما دانشمندان دلیل این تفاوت را نمی دانند. عوامل روانشناختی همچنین به آسیب پذیری فرد در برابر افسردگی کمک می کند. بنابراین محرومیت مداوم در دوران نوزادی ، سوءاستفاده جسمی یا جنسی ، قرار گرفتن در معرض خشونت در اجتماع ، خوشه هایی از خصوصیات شخصیتی خاص و روش های ناکافی مقابله (مکانیسم های مقابله با ناسازگار) همه می تواند باعث افزایش فراوانی و شدت اختلالات افسردگی ، با یا بدون آسیب پذیری ارثی شود.

وجود استرس مادر-جنین یکی دیگر از عوامل خطر افسردگی است. به نظر می رسد که استرس مادر در دوران بارداری می تواند احتمال ابتلا به افسردگی کودک را در بزرگسالان افزایش دهد ، به خصوص در صورت آسیب پذیری ژنتیکی محققان معتقدند هورمونهای استرس در گردش خون مادر می تواند بر رشد مغز جنین در دوران بارداری تأثیر بگذارد. این تغییر مغز جنین به شکلی اتفاق می افتد که کودک را در معرض خطر افسردگی به عنوان یک بزرگسال قرار می دهد. تحقیقات بیشتر هنوز هم برای روشن شدن چگونگی این اتفاق ضروری است. باز هم ، این وضعیت تعامل پیچیده بین آسیب پذیری ژنتیکی و استرس محیطی را نشان می دهد ، در این حالت استرس مادر بر روی جنین.

 

افسردگی پس از زایمان

 

افسردگی پس از زایمان (PPD) شرایطی است که طیف وسیعی از تغییرات جسمی و عاطفی را توصیف می کند که بسیاری از مادران پس از تولد نوزاد می توانند داشته باشند. PPD را می توان با دارو و مشاوره درمان کرد. اگر فکر می کنید PPD دارید که به توانایی شما در عملکرد کمک می کند ، فوراً با ارائه دهنده خدمات درمانی صحبت کنید.

سه نوع از زنان مبتلا به PPD وجود دارد که می توانند بعد از زایمان داشته باشند:

  1. به اصطلاح ” بلوز کودک ” در روزهای بلافاصله پس از زایمان در بسیاری از خانم ها اتفاق می افتد . یک مادر جدید می تواند نوسانات ناگهانی خلق و خو داشته باشد ، مانند احساس بسیار خوشبختی و سپس احساس غم و اندوه یا عصبانی شدن. او ممکن است بی دلیل گریه کند و می تواند بی تاب ، تحریک پذیر ، بی قرار ، اضطراب ، تنهایی و غمگین باشد. بلوز کودک ممکن است تنها چند ساعت یا تا دو هفته بعد از زایمان طول بکشد. بلوزهای کودک همیشه نیازی به درمان از یک متخصص مراقبت های بهداشتی ندارند. اغلب ، به اشتراک گذاشتن وظایف مراقبت از کودک ، حفظ ارتباط با عزیزان ، عضویت در گروه پشتیبانی از مادران جدید یا صحبت با مادران دیگر کمک می کند.
  2. افسردگی پس از زایمان (PPD) ممکن است چند روز یا حتی چند ماه پس از زایمان اتفاق بیفتد . PPD ممکن است بعد از تولد هر کودکی اتفاق بیفتد ، نه فقط فرزند اول . یک زن می تواند احساساتی شبیه به بلوز کودک داشته باشد – غم و اندوه ، ناامیدی ، اضطراب ، تحریک پذیری – اما او آنها را بسیار قوی تر از آنچه که با بلوز کودک احساس می کند احساس می کند. PPD اغلب یک زن را از انجام کارهایی که باید هر روز انجام دهد بازمی دارد. اگر PPD بر توانایی عملکرد یک زن تأثیر بگذارد ، این یک علامت مطمئنی است که وی نیاز به فورا مراجعه به متخصص مراقبت های بهداشتی خود دارد. اگر یک زن برای PPD درمان نکند ، علائم می تواند بدتر شود و به مدت یک سال ادامه یابد. در حالی که PPD یک بیماری جدی است ، می توان با دارو و مشاوره درمان کرد.
  3. روان پریشی پس از زایمان یک بیماری روانی بسیار جدی است که می تواند بر مادران جدید تأثیر بگذارد. این بیماری می تواند به سرعت ، اغلب در سه ماه اول پس از زایمان اتفاق بیفتد. زنان می توانند افسردگی روانی را تجربه کنند ، به این دلیل که افسردگی باعث می شود که آنها ارتباط خود را با واقعیت از دست بدهند ، توهم شنوایی( شنیدن چیزهایی که در واقع اتفاق نمی افتند ، مانند شخصی که در آنجا کسی نیست که در آنجا صحبت کند) ، و توهم (تفسیر چیزهای کاملاً متفاوت از آنچه در واقعیت هستند). توهمات بصری (دیدن چیزهایی که در آنجا نیستند) کمتر متداول هستند. علائم دیگر شامل بی خوابی است(عدم توانایی خوابیدن) ، احساس اضطراب (برطرف نشدن) و احساس عصبانیت ، احساسات و رفتارهای عجیب و غریب ، و همچنین کمتر داشتن افکار خودکشی یا قتل. زنانی که روانپزشکی پس از زایمان دارند فوراً به درمان نیاز دارند و تقریباً همیشه به دارو احتیاج دارند. بعضی اوقات پزشکان زنان را در بیمارستان بستری می کنند زیرا در معرض خطر صدمه زدن به خود یا شخص دیگری از جمله کودک خود هستند.

 

چه متخصصان افسردگی را درمان می کنند؟

 

انواع متخصصان بهداشت و درمان افراد مبتلا به این بیماری را ارزیابی و درمان می کنند ، از جمله موارد زیر:

  • ارائه دهندگان مراقبت های اولیه مانند پزشکان خانواده ، پزشکان داخلی ، متخصص زنان و زایمان (پزشکان متخصص در معالجه سالمندان)
  • متخصصان بهداشت روان مانند روانپزشکان ، روانشناسان بالینی ، مددکاران اجتماعی ، پرستاران بهداشت روحانی یا بهداشت روان یا مشاوران دیگر
  • پزشکان معالج اولیه یا بهداشت روان مانند دستیاران پزشک یا پزشکان پرستار
  • سازمان های بهداشت و درمان
  • مراکز بهداشت روان جامعه
  • بخش های روانپزشکی بیمارستان و کلینیک های سرپایی
  • گروه های حمایتی جامعه ، اغلب وابسته به بیمارستان
  • برنامه های مرتبط با دانشگاه یا دانشکده پزشکی
  • کلینیک های سرپایی بیمارستان دولتی
  • خدمات خانوادگی / آژانس های اجتماعی
  • کلینیک ها و امکانات خصوصی
  • برنامه های کمک به کارمندان
  • انجمن های پزشکی و روانپزشکی محلی

 

متخصصان مراقبت های بهداشتی برای تشخیص افسردگی از چه آزمایش هایی استفاده می کنند؟

 

افرادی که تعجب می کنند که آیا باید در مورد اینکه افسردگی دارند یا نه ، با متخصص بهداشت خود صحبت کنند ، ممکن است یک آزمون افسردگی یا خودآزمایی را در نظر بگیرند ، که سؤالاتی راجع به علائم افسردگی که در دفترچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی وجود دارد ، می پرسند. ( DSM-5) مرجع تشخیصی پذیرفته شده برای بیماریهای روانی. در فکر کردن در مورد اینکه چه موقع به دنبال مشاوره پزشکی در مورد افسردگی باشید ، فرد مبتلا می تواند از این که غم بیش از دو هفته بیشتر طول بکشد یا این که احساس می کند به طور قابل توجهی در توانایی عملکرد در خانه ، مدرسه ، محل کار و یا در آن دخالت دارد ، سود ببرد. روابط آنها با دیگران اولین قدم برای دستیابی به درمان مناسب ، تشخیص دقیق است ، که نیاز به یک ارزیابی کامل جسمی و روانی برای تعیین اینکه آیا فرد ممکن است بیماری افسردگی داشته باشد یا خیر ، چگونه است؟ همانطور که قبلاً نیز گفته شد ، عوارض جانبی برخی از داروهای خاص و همچنین برخی از شرایط پزشکی و قرار گرفتن در معرض برخی از داروهای سوء مصرف ، می تواند علائم افسردگی را شامل شود. از این رو، پزشک معاینه کننده می بایست از طریق مصاحبه بالینی ، معاینه بدنی و آزمایش های آزمایشگاهی این احتمالات را رد کند (رد). بسیاری از پزشکان مراقبت های اولیه برای افسردگی از ابزارهای غربالگری ، که آزمایش علائم است ، استفاده می کنند. چنین آزمایشاتی معمولاً پرسشنامه هایی هستند که به شناسایی افرادی که علائم افسردگی دارند کمک می کند و ممکن است نیاز به ارزیابی کامل سلامت روان داشته باشند.

ارزیابی دقیق تشخیصی شامل تاریخچه کاملی از علائم بیمار است:

  1. چه زمانی این علائم شروع شده و تحت چه شرایطی یا عوامل استرس زا؟
  2. چه مدت علائم به طول انجامیده است؟
  3. علائم چقدر شدید هستند؟
  4. آیا قبل از این علائم وجود داشته است و اگر چنین بود ، آیا تحت درمان قرار گرفتند ، چه درمانی دریافت شد و آیا مؤثر بود؟

پزشک معمولاً در مورد الکل و مواد مخدر و اینکه آیا بیمار افکاری در مورد مرگ یا خودکشی داشته است ، سؤال می کند. علاوه بر این ، این تاریخ اغلب شامل سؤالاتی در مورد اینکه آیا سایر اعضای خانواده به بیماری افسردگی مبتلا بوده اند یا خیر ، اگر تحت درمان قرار بگیرند ، چه معالجه ای را دریافت کرده اند و کدام مؤثر بوده است. حرفه ای ها به طور فزاینده ای از اهمیت کاوش در مورد تفاوت های فرهنگی بالقوه در نحوه تجربه ، درک و ابراز افسردگی افراد به منظور ارزیابی مناسب و معالجه این بیماری آگاه می شوند.

یک ارزیابی تشخیصی همچنین شامل معاینه وضعیت روانی است تا مشخص شود آیا گفتار ، الگوی فکر یا حافظه بیمار تحت تأثیر قرار گرفته است ، همانطور که اغلب در مورد بیماری افسردگی یا جنون-افسردگی اتفاق می افتد.

از امروز ، هیچ آزمایشگاه آزمایشگاهی ، آزمایش خون یا اشعه ایکس وجود ندارد که بتواند یک اختلال روانی را تشخیص دهد. حتی اسکنهای قدرتمند CT ، MRI ، SPECT و PET که می توانند به تشخیص سایر اختلالات عصبی مانند سکته مغزی یا تومورهای مغزی کمک کنند ، نمی توانند تغییرات ظریف و پیچیده مغز در بیماری روانی را تشخیص دهند. با این حال ، این تکنیک ها در حال حاضر مفید هستند که وجود تعدادی از اختلالات جسمی را رد می کنند و در تحقیقات مربوط به سلامت روان و شاید در آینده در تشخیص افسردگی نیز مفید باشند.

 

چه درمانی برای افسردگی در دسترس است

 

صرف نظر از دارویی که افسردگی را درمان می کند ، پزشکان آگاهی بیشتری پیدا کرده اند که هر دو جنس ، هر گروه سنی و گروه های قومی مختلف ممکن است پاسخ های متفاوتی داشته باشند و خطرات متفاوتی برای عوارض جانبی دارو نسبت به سایرین دارند. همچنین ، در حالی که مطمئناً روشهای درمانی وجود دارد که مشخص شده است در بین جمعیت مؤثر است ، با توجه به تغییرپذیری فردی در پاسخ به درمان ، نباید یک روش یک اندازه متناسب با همه داشته باشد.

داروهای ضد افسردگی

 

مهارکننده های انتخابی بازگشت مجدد سروتونین (SSRI) داروهایی هستند که باعث افزایش میزان سروتونین عصبی شیمیایی در مغز می شوند. (به یاد داشته باشید که سطح سروتونین مغز اغلب در افسردگی کم است.) همانطور که از نام آنها پیداست ، SSRI ها با مهار انتخابی (مسدود کردن) بازگرداندن سروتونین در مغز کار می کنند. این بلوک در سیناپس رخ می دهد ، مکانی که سلول های مغز (نورون ها) به یکدیگر متصل می شوند. سروتونین یکی از مواد شیمیایی موجود در مغز است که پیامهایی را در سراسر این اتصالات (سیناپس ها) از یک نورون به دیگری منتقل می کند.

SSRI ها با نگه داشتن سروتونین در غلظت های زیاد در سیناپس ها کار می کنند. این داروها با جلوگیری از بازگشت مجدد سروتونین به سلول عصبی فرستنده ، این کار را انجام می دهند. بازگرداندن سروتونین عامل خاموش کردن تولید سروتونین جدید است. بنابراین ، پیام سروتونین در جریان است. این به نوبه خود به برانگیختن (فعال کردن) سلولهایی که در اثر افسردگی غیرفعال شده اند ، کمک می کند و از این طریق علائم فرد افسرده را تسکین می دهد. SSRI ها عوارض جانبی کمتری نسبت به داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای (TCAs) و مهار کننده های مونوآمین اکسیداز ( MAOIs ) دارند. SSRI ها همانند MAOI ها با مواد تیرامین شیمیایی موجود در مواد غذایی هیچگونه تعامل ندارند و بنابراین به محدودیت های غذایی MAOI ها نیاز ندارند. همچنین ، SSRI ایجاد نمی کندفشار خون بالا ( فشار خون ارثی) ( افت ناگهانی فشار خون هنگام نشستن یا ایستادن) و احتمال ابتلا به اختلالات ضربان قلب مانند TCA ها کمتر مستعد است .

 بنابراین ، SSRI ها اغلب روش های اول درمان افسردگی هستند. نمونه هایی از SSRI ها شامل فلوکستین ( پروزاک )، پاروکستین ( پاکسیل )

سرترالین ( زولوفت )، سیتالوپرام ( Celexa )، فلووکسامین ( Luvox )،

همزمان escitalopram ( Lexapro )، vortioxetine (Trintellix) و vilazodone (Viibryd).

بیماران معمولاً SSRI را به خوبی تحمل می کنند و عوارض جانبی آن معمولاً خفیف است. شایع ترین عوارض جانبی آن حالت تهوع و سایر ناراحتی های معده ، اسهال ، اضطراب ، بی خوابی و سردرد است . با این حال ، این عوارض جانبی به طور کلی در اولین ماه استفاده SSRI از بین می رود. برخی از بیماران عوارض جانبی جنسی مانند کاهش میل جنسی ( کاهش میل جنسی ) ، تاخیر در ارگاسم یا عدم توانایی در ارگاسم را تجربه می کنند. عوارض جانبی جنسی در مقایسه با داروهای قدیمی در این دسته کمتر با SSRI های جدیدتر مانند وورتیوکستین و ویلازودون اتفاق می افتد. برای آن دسته از بیماران ، به ویژه برای کسانی که اضطراب از علائم برجسته افسردگی است ، افزودن بوسپیرونممکن است ضمن کاهش یا از بین بردن عوارض جانبی جنسی ، اثر SSRI را افزایش دهد. به طور غیر معمول ، برخی از بیماران با SSRI لرز ، ریزش مو یا افزایش تدریجی وزن را تجربه می کنند. سندرم به اصطلاح سروتونرژیک (به معنای ایجاد شده توسط سروتونین) یک بیماری عصبی جدی است که با استفاده از SSRI همراه است ، معمولاً در دوزهای زیاد یا همراه با SSRI دیگر تجویز می شود. تب بالا ، تشنج و اختلال در ضربان قلب ، سندرم سروتونرژیک را مشخص می کند. این بیماری بسیار نادر است و فقط در بیماران روانی بسیار بیمار که داروهای متعدد روانپزشکی مصرف می کنند رخ می دهد.

همه بیماران بیوشیمیایی بی نظیر هستند. بنابراین ، بروز عوارض جانبی یا عدم نتیجه مطلوب با یک SSRI به این معنی نیست که داروی دیگری در این گروه فایده ای نداشته باشد. اما اگر کسی در خانواده بیمار نسبت به داروی خاصی پاسخ مثبت داشته باشد ، ممکن است آن دارو برای اولین بار ارجح باشد.

داروهای ضد افسردگی با دو عمل :

 

واقعیت بیوشیمیایی این است که تمام کلاسهای دارویی که افسردگی را درمان می کنند (MAOI ها ، SSRI ها ، TCA ها و داروهای ضد افسردگی های آتیپیک) بر روی نوراپی نفرین و سروتونین و سایر انتقال دهنده های عصبی تأثیر دارند. با این حال ، داروهای مختلف انتقال دهنده های عصبی مختلف را در درجات مختلف تأثیر می گذارد.

با این حال ، برخی از داروهای ضد افسردگی جدیدتر ، به نظر می رسد که تأثیرات ویژه ای در هر دو سیستم نوراپی نفرین و سروتونین دارند. به نظر می رسد این داروها بسیار امیدوار کننده هستند ، به خصوص برای موارد شدیدتر و مزمن افسردگی. (روانپزشکان و سایر متخصصان بهداشت روانی، به جای پزشکان خانواده، اغلب مشاهده چنین مواردی است.)

 ونلافاکسین ( افکسور )، دولوکستین ( سیمبالتا )،

 داروی Venlafaxine ( Pristiq) ، و لوومیلناسیپران (فتزیما)

چهار مورد از این ترکیبات دوتایی هستند. 

Effexor یک مهارکننده بازجذب سروتونین است

که با دوزهای پایین تر بسیاری از ویژگی های ایمنی و عوارض جانبی پایین SSRI را به اشتراک می گذارد. در دوزهای بالاتر ، به نظر می رسد این دارو بازگرداندن نوراپی نفرین را مسدود می کند. بنابراین ، ونلافاکسین SNRI ، مهار کننده بازجذب جذب مجدد سروتونین و نوراپی نفرین است. Cymbalta و Pristiq تمایل دارند که به عنوان مهار کننده های بازجذب مجدد سروتونین به همان اندازه قدرتمند و مهار کننده های بازپس گیری نوراپی نفرین صرف نظر از دوز ، Fetzima حتی بیشتر نیز عمل کنند. بنابراین ، آنها همچنین SNRI هستند.

میرتازاپین ( Remeron ) ، یکی دیگر از داروهای ضد افسردگی ، یک ترکیب تتراسایکل (ساختار شیمیایی چهار حلقه) است. در مکانهای مختلف بیوشیمیایی متفاوت و به روشهای مختلف نسبت به سایر داروها عمل می کند. این بیماری روی سروتونین اما در یک سایت بعد از سیناپسی (بعد از اتصال بین سلولهای عصبی) تأثیر می گذارد. همچنین باعث افزایش سطح هیستامین می شود که می تواند باعث خواب آلودگی شود. به همین دلیل ، بیماران میرتازاپین را در زمان خواب مصرف می کنند. پزشکان غالباً برای افرادی که مشکل خواب دارند ، میتازاپین تجویز می کنند. مانند SNRI ها ، با افزایش سطح سیستم نوراپی نفرین نیز کار می کند. به غیر از ایجاد آرام بخش ، این دارو عوارض جانبی مشابه SSRI ها دارد.

داروهای ضد افسردگی آتیپیک

 به روش های مختلفی کار می کنند. بنابراین ، داروهای ضد افسردگی آتیپیک TCA ، SSRI یا SNRI نیستند ، اما با این وجود می توانند در درمان افسردگی برای بسیاری از افراد مؤثر باشند. به طور خاص تر ، آنها سطح سینوس های مغزی خاص را در بین اعصاب شیمیایی افزایش می دهند (بین اعصاب ، جایی که اعصاب با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند). نمونه هایی از داروهای ضد افسردگی آتیپیک شامل نفازودون ( سرزون ) ، ترازودون ( Desyrel ) و بوپروپیون ( ولبوترین ) است. سرزون به دلیل موارد نادر کبد خطرناک برای زندگی تحت بررسی قرار گرفته استخرابی که در برخی افراد هنگام استفاده از آن رخ داده است. سازمان غذا و داروی ایالات متحده (FDA) همچنین بوپروپیون ( Zyban ) را برای استفاده در شیر دادن به اعتیاد به سیگار تصویب کرده است . این دارو همچنین برای درمان اختلال کمبود توجه ( ADD ) یا اختلال کمبود توجه بیش فعالی ( ADHD ) مورد مطالعه قرار می گیرد. این مشکلات بسیاری از کودکان و بزرگسالان را تحت تأثیر قرار داده و توانایی آنها را در مدیریت تکانه ها و سطح فعالیت ، تمرکز یا تمرکز روی یک چیز در یک زمان محدود می کند.

لیتیوم (Eskalith ، Lithobid ) ، والپروات ( Depakene ، Depakote ) ، کاربامازپین ( Epitol ، Tegretol ) و lamotrigine ( Lamictal )

تثبیت کننده خلقی هستند و به جز لیتیم برای درمان تشنج (ضد تشنج) استفاده می شوند.

 آنها افسردگی دو قطبی را درمان می کنند. برخی داروهای ضد روان پریشی ، مانند زیپراسیدون ( ژئودون ) ، ریزپریدون ( ریسپردال ) ، کوئتیاپین ( سرووکل ) ، آریپیپرازول ( Abilify) ، آسناپین (سافریس)

، پالپریدون ( اینوگا ) ، ایلوپریدون (Fanapt) ، لورازیدون ( لاتودا ) ، و برکسپیپرازول (Rexulti) ، ممکن است افسردگی روانی را درمان کنند.

 همچنین به نظر می رسد که آنها تثبیت کننده خلقی مؤثر هستند

و به همین دلیل گاهی اوقات در درمان افسردگی دوقطبی ، معمولاً در ترکیب با سایر داروهای ضد افسردگی استفاده می شود.

 

مهارکننده های مونوآمین اکسیداز (MAOIs) 

 

اولین ضد افسردگی توسعه یافته هستند. نمونه هایی از MAOI شامل فنلزین (ناردیل) و ترانیل سیپرومین (پاراتات) است. MAOI با مهار مونوآمین اکسیداز سطح عصب شیمیایی موجود در سیناپسهای مغز را بالا می برد. مونوآمین اکسیداز اصلی ترین آنزیمی است که مواد شیمیایی عصبی مانند نوراپی نفرین را تجزیه می کند. هنگامی که مونوآمین اکسیداز مهار می شود ، نوراپی نفرین تجزیه نمی شود و بنابراین ، مقدار نوراپی نفرین در مغز افزایش می یابد.

MAOI همچنین توانایی تجزیه تیرامین ، ماده ای را که در پنیر پیر ، شراب ، بیشتر آجیل ، شکلات ، برخی از گوشت های فرآوری شده و برخی غذاهای دیگر وجود دارد ، مختل می کند . تیرامین مانند نوراپی نفرین می تواند فشار خون را بالا ببرد. بنابراین ، مصرف غذاهای حاوی تیرامین توسط بیمار که داروی MAOI مصرف می کند ، می تواند باعث افزایش سطح تیرامین و فشار خون بالا به طرز خطرناک شود . علاوه بر این ، MAOI ها می توانند با داروهای بدون سرماخوردگی و سرفه در تعامل باشند تا فشار خون بالا را به طرز خطرناکی ایجاد کنند . دلیل این امر این است که این سرماخوردگی و سرفهداروها اغلب حاوی داروهایی هستند که به همین ترتیب می توانند فشار خون را افزایش دهند. به دلیل این تداخلات دارویی و غذایی به طور جدی جدی ، MAOI ها معمولاً فقط برای افرادی تجویز می شود که تصور می شود مایلند و قادر به مدیریت بسیاری از محدودیت های رژیم غذایی مورد نیاز این داروها و پس از سایر گزینه های درمانی باشند.

ضد افسردگی های سه حلقه ای (TCAs) 

 

در دهه ۵۰ و ۶۰ برای درمان افسردگی ایجاد شدند. آنها را ضد افسردگی های سه حلقه ای می نامند زیرا ساختارهای شیمیایی آنها از سه حلقه شیمیایی تشکیل شده است. TCA به طور عمده با افزایش سطح نوراپی نفرین در سیناپسهای مغز کار می کنند ، اگرچه ممکن است بر میزان سروتونین نیز تأثیر بگذارد. پزشکان غالباً از TCA برای درمان افسردگی متوسط ​​تا شدید استفاده می کنند. 

نمونه هایی از داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای دارند آمی تریپتیلین ( تریپتیلین )،

پروتریپتیلین، دزیپرامین

 ( Norpramin )، نورتریپتیلین

 (آونتیل، Pamelor هستند )، 

ایمی پرامین ( Tofranil )، تریمیپرامین (Surmontil ) ، و perphenazine (Triavil).

داروهای ضد افسردگی تتراسایکلیک در عمل با سه چرخه مشابه هستند ، اما ساختار آنها دارای چهار حلقه شیمیایی است. نمونه هایی از تتراسایکل ها شامل نقشهروتیلین ( لودیومیل ) و میرتازاپین (Remeron) است.

TCA ها بی خطر هستند و معمولاً در هنگام تجویز و تجویز به خوبی تحمل می شوند. اما در صورت مصرف بیش از حد ، TCAs می توانند باعث اختلال در ریتم قلب شوند. برخی از TCA ها همچنین می توانند عوارض جانبی آنتی کولینرژیک داشته باشند که دلیل آن مسدود شدن فعالیت اعصاب است که وظیفه کنترل ضربان قلب ، حرکت روده ، تمرکز بینایی و تولید بزاق را دارند. بنابراین ، برخی از TCA ها هنگام ایستادن می توانند باعث خشکی دهان ، تاری دید ، یبوست و سرگیجه شوند . سرگیجه نتایج حاصل از فشار خون پایین که بر ایستاده (وضعیتی رخ می دهد افت فشار خون ). عوارض جانبی آنتی کولینرژیک همچنین می تواند زاویه باریک را تشدید کندگلوکوم ، انسداد ادرار به دلیل بزرگ شدن خوش خیم پروستات (هایپرتروفی) و ایجاد هذیان در افراد مسن. بیماران مبتلا به اختلالات تشنج یا سابقه سکته مغزی باید از TCAs خودداری کنند.

محرک مانند متیل فنیدات ( ریتالین ) و یا دگزامفتامین ( Dexedrine )، یا مشتقات آنها (به عنوان مثال، کنسرتا ، Metadate یا Focalin ؛ داروها یا Vyvanse ، یا آهسته رهش نمک مخلوط از آمفتامین به ترتیب Mydayis])، که در درجه اول مورد استفاده در درمان اختلال کمبود توجه بیش فعالی ( ADHD ) نیز برای درمان افسردگی استفاده می شود که نسبت به سایر داروها مقاوم است. این محرک ها بیشتر در کنار داروهای ضد افسردگی یا داروهای دیگر مانند تثبیت کننده خلقی ، ضد روان پریشی یا حتی استفاده می شود.هورمون تیروئید . بعضی اوقات آنها به تنهایی برای درمان افسردگی استفاده می شوند اما به ندرت. دلیل این که معمولاً کم مصرف و همراه با داروهای دیگر برای افسردگی استفاده می شود این است که برخلاف سایر داروها ، ممکن است در هر دو فرد افسرده و بدون افسردگی ، عجله عاطفی و زیاد ایجاد کند ، به خصوص اگر در دوزها یا راههای دیگری غیر از تجویز آنها تجویز شود. بنابراین ، محرک ها داروهای بالقوه اعتیاد آور هستند.

 

فتوتراپی

 

فتوتراپی ، درمانی ویژه برای بیماری عاطفی عاطفی فصلی ، مستلزم آن است که فرد مبتلا به افسردگی در معرض نور فلورسنت سفید خنک با قدرت ۱۰۰۰۰ لوکس به مدت نیم ساعت در روز باشد.

 

درمان با تشنج (ECT)

 

با روش ECT ، یک روش تحریک مغز ، یک پزشک جریان الکتریکی را از طریق مغز عبور می دهد تا بتواند تشنج کنترل شده (تشنج) ایجاد کند. ECT برای بیماران خاص مفید است ، به ویژه برای کسانی که نمی توانند درمورد تعدادی از داروهای ضد افسردگی پاسخ ندهند ، دچار افسردگی شدید شوند و یا در معرض خطر خودکشی قرار دارند. ECT اغلب در مواردی مؤثر است که آزمایشات تعدادی از داروهای ضد افسردگی باعث تسکین کافی علائم نمی شود. این روش احتمالاً همانطور که قبلاً گفته شد با انتشار عظیم عصبی شیمیایی در مغز به دلیل تشنج کنترل شده عمل می کند. غالباً بسیار مؤثر ، ECT افسردگی را در طی یک یا دو هفته پس از شروع درمان در بسیاری از افراد تسکین می دهد. بعد از ECT ، برخی از بیماران ECT را حفظ می کنند ، در حالی که برخی دیگر به داروهای ضد افسردگی باز می گردند و یا ترکیبی از هر دو روش را دارند.

با گذشت سالها ، تکنیک ECT از روشی که هنوز هم در ذهن بسیاری از ننگ وجود دارد ، بهبود یافته است. پزشکان معالجه را در بیمارستان تحت بیهوشی انجام می دهند تا افرادی که دچار ECT می شوند به خود آسیب نرسانند یا احساس درد یا احساس جسمی در هنگام تشنج ناشی از یا هر زمان دیگری ایجاد کنند. بیشتر بیماران شش تا ۱۰ مورد تحت درمان قرار می گیرند. یک متخصص بهداشت و درمان یک جریان الکتریکی را از طریق مغز عبور می دهد تا باعث تشنج کنترل شده شود ، که به طور معمول برای ۲۰-۹۰ ثانیه طول می کشد. بیمار در پنج تا ۱۰ دقیقه بیدار است. شایع ترین عارضه جانبی از بین رفتن حافظه کوتاه مدت است که معمولاً به سرعت برطرف می شود. پزشکان با خیال راحت ECT را به عنوان یک روش سرپایی انجام می دهند.

تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال (TMS)

 

یکی دیگر از روشهای تحریک مغز ، تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال (TMS) شامل یک پزشک است که جریان الکتریکی را از طریق یک سیم پیچ عایق که روی سطح پوست سر مبتلایان به افسردگی قرار می گیرد ، عبور می دهد . این امر باعث ایجاد میدان مغناطیسی مختصر می شود که می تواند جریان الکتریکی مغز را تغییر دهد و در کاهش علائم افسردگی یا اضطراب مؤثر باشد. TMS نیازی به بیهوشی ندارد. پزشکان TMS را برای چند دقیقه در هر جلسه ، پنج بار در هفته در طی چهار تا شش هفته انجام می دهند. عوارض جانبی معمولاً خفیف و سریع محو می شوند ، از جمله ناراحتی های پوست سر یا سردرد . غیر عادی است که عوارض جانبی به اندازه کافی شدید باشند و باعث شوند که گیرنده جلوی درمان زودرس خود را بگذارد. عوارض جانبی جدی نادر است ، از جمله افسردگی بدتر ،افکار خودکشی یا اقدامات.

تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال در کاهش افسردگی یا اضطراب در افرادی که به داروهای روانپزشکی پاسخ نداده اند مؤثر است.

روان درمانی

 

بسیاری از اشکال روان درمانی در کمک به افراد افسرده موثر است ، از جمله برخی از درمان های کوتاه مدت (۱۰-۲۰ هفته). صحبت های درمانی (روان درمانی) به بیماران کمک می کند تا بینش خود را در مورد مشکلات خود بینش دهند و آنها را از طریق دادن کلامی با پزشک معالج برطرف کنند. متخصصین رفتاری به بیماران کمک می کنند تا از طریق اعمال خودشان یاد بگیرند که چگونه رضایت و پاداش بیشتری کسب کنند. این درمانگران رفتار درمانی را برای کمک به بیماران برای یادگیری الگوهای رفتاری که ممکن است به افسردگی آنها منجر شود ، انجام می دهند.

درمانهای بین فردی و شناختی / رفتاری دو مورد از روان درمانی های کوتاه مدت است که تحقیقات نشان داده است برای برخی از انواع افسردگی مفید است. درمانگران بین شخصی بر روابط شخصی مختل شده بیمار تمرکز می کنند که هم باعث افسردگی می شود و هم تشدید می شود. درمانگران شناختی / رفتاری به بیماران کمک می کنند تا سبکهای منفی تفکر و رفتار را که اغلب با افسردگی همراه هستند تغییر دهند. نوعی از درمان شناختی رفتاری ، رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) تمایل دارد که روی پذیرش فشرده و همزمان توانایی های مبتلایان به افسردگی متمرکز شود ، در حالی که با ایجاد یک رویکرد بسیار ساختارمند ، انگیزه ایجاد تغییرات احساسی سالم می دهد. این نوع درمان با افراد مبتلا به افسردگی شدید یا مزمن رفتار می کند. روانشناسیروشهای درمانی گاهی اوقات افسردگی را درمان می کنند. آنها بر حل و فصل تعارضات روانی درونی بیمار که ریشه در دوران کودکی دارد ، تمرکز می کنند. در صورتی که به نظر می رسد تاریخچه مادام العمر و الگوی روش های ناکافی مقابله (مکانیسم های مقابله با ناسازگار) با استفاده از رفتارهای منفی یا خودآزاری ، روش های درمانی طولانی مدت روان پویایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

روش درمانی جایگزین به درمان

 

آینده برای درمان افسردگی بسیار روشن است. در پاسخ به آداب و رسوم و رفتارهای بیمارانشان از فرهنگهای مختلف ، پزشکان نسبت به داروهای طبیعی حساسیت و آگاهی بیشتری پیدا می کنند. ویتامین ها و سایر مکمل های غذایی مانند ویتامین D ، فولات و ویتامین B12 ممکن است در کاهش افسردگی خفیف در هنگام استفاده به تنهایی یا درجات شدیدتر از افسردگی در هنگام استفاده از داروی ضد افسردگی مفید باشد. مداخله دیگر از داروهای جایگزین ، زگیل سنت جان ( Hypericum perforatum) است) این داروی گیاهی برای بعضی از افرادی که از افسردگی خفیف رنج می برند مفید است. با این وجود ، زگیل سنت جان به عنوان داروی گیاهی هیچ تضمینی برای ایجاد عوارض ندارد. به عنوان مثال ، شباهت شیمیایی آن با بسیاری از داروهای ضد افسردگی ، آن را از دادن آن به افرادی که این داروها را مصرف می کنند ، رد می کند.

 

رویکرد کلی برای درمان افسردگی چیست؟

 

به طور کلی ، بیماریهای افسردگی شدید ، به ویژه آنهایی که عود می کنند ، به بهترین نتیجه نیاز به داروهای ضد افسردگی ، فتوتراپی برای افسردگی فصلی زمستان (یا ECT یا TMS در موارد شدید) همراه با روان درمانی دارند. اگر شخصی دچار یک قسمت افسردگی اساسی شود ، احتمالاً در حدود ۷۵٪ شانس قسمت دوم وجود دارد. اگر فرد دچار دو قسمت افسردگی اساسی شود ، احتمال قسمت سوم حدود ۸۰٪ است. اگر شخص دچار سه قسمت شود ، احتمال قسمت چهارم ۹۰٪ -۹۵٪ است. بنابراین ، پس از اولین قسمت افسردگی ، ممکن است معقول شود که بیمار به تدریج از داروهای خود خارج شود. با این وجود ، بعد از یک ثانیه دوم و مطمئناً بعد از یک قسمت سوم ، بیشتر پزشکان در صورتی که به طور دائم نباشند ، برای مدت طولانی سال در دوز نگهداری دارو باقی می مانند.

صبر لازم است زیرا درمان افسردگی به زمان نیاز دارد. بعضی اوقات ، پزشک قبل از پیدا کردن دارو یا ترکیبی از داروهای مفید برای بیمار ، باید انواع داروهای ضد افسردگی را امتحان کند. بعضی اوقات ، برای کاهش اثرات دارویی ، افزایش دوز لازم است و یا دوز کاهش می یابد.

در انتخاب داروی ضد افسردگی ، پزشک علائم خاص افسردگی بیمار و همچنین سن وی ، سایر شرایط پزشکی و عوارض جانبی دارو را در نظر می گیرد. از اهمیت ویژه ای برخوردار است که کودکان و نوجوانان به دلیل موارد غیرمعمول که در آن افراد به جای بهتر شدن در حین انجام این درمان ، حاد تر می شوند به جای بهتر شدن ، داروهای ضد افسردگی را با احتیاط ادامه می دهند.

پزشکان اغلب به دلیل شدت کمتر عوارض جانبی در مقایسه با سایر کلاسهای داروهای ضد افسردگی ، ابتدا از یکی از SSRI استفاده می کنند. می توان با شروع آنها با دوزهای پایین و به تدریج افزایش دوزها برای دستیابی به اثرات درمانی کامل ، اثرات جانبی داروهای SSRI را به حداقل رساند. برای بیمارانی که پس از مصرف SSRI در دوزهای کامل به مدت شش تا هشت هفته پاسخ نمی دهند ، پزشکان غالباً به SSRI یا طبقه دیگری از داروهای ضد افسردگی تغییر می کنند. در مورد بیمارانی که افسردگی آنها نتوانستند به دوزهای کامل یک یا دو SSRI پاسخ دهند و یا نتوانستند این داروها را تحمل کنند ، پزشکان معمولاً داروهای طبقه داروهای ضد افسردگی را امتحان می کنند. برخی از پزشکان معتقدند که داروهای ضد افسردگی با عمل دوگانه (هر دو عمل سروتونین و نوراپی نفرین) مانند دولوکستین (Cymbalta) ، (Cymbalta) ، میرتازاپین (Remeron) ، ونلافاکسین (Effexor) ، desvenlafaxine (Pristiq) و لوومیلناسیپران (Fetzima) ممکن است در معالجه بیماران مبتلا به افسردگی شدید موثر باشد. گزینه های دیگر عبارتند از بوپروپیون (Wellbutrin ، Wellbutrin SR ، Wellbutrin XL ، Zyban) ، که عملکردی بر روی دوپامین (یکی دیگر از انتقال دهنده های عصبی) دارد.

به طور فزاینده ، ممکن است پزشکان از ترکیبی از داروهای ضد افسردگی از طبقات مختلف استفاده کنند یا از یک کلاس شیمیایی کاملاً متفاوت مانند Abilify یا Seroquel استفاده کنند ، که تصور می شود باعث افزایش کارآیی داروهای ضد افسردگی سریعتر از اضافه کردن یا تعویض به یک داروی ضد افسردگی دوم می شود. همچنین ، انواع جدیدی از داروهای ضد افسردگی به طور مداوم در حال تولید هستند و ممکن است یکی از این موارد بهترین برای یک بیمار خاص باشد.

اگر فرد افسرده بیش از یک دارو برای افسردگی یا داروهای دیگری برای هر مشکل پزشکی دیگری مصرف کند ، هر یک از پزشکان بیمار باید از نسخه های دیگر آگاهی داشته باشند. بسیاری از این داروها از بدن (متابولیزه) در کبد پاک می شوند. این بدان معناست که درمان های متعدد می توانند با سیستم های پاکسازی بیوشیمیایی کبد ارتباط متقابل برقرار کنند. بنابراین ، ممکن است سطح واقعی داروها بالاتر یا پایین تر از حد انتظار از دوز باشد. این اطلاعات به ویژه در صورت مصرف داروهای ضد انعقاد خون (رقیق کننده خون) ، ضد تشنج (داروهای تشنج) یا داروهای قلبی مانند دیجیتال ( Crystodigin) اگرچه چندین دارو لزوماً مشکلی ایجاد نمی کنند ، اما ممکن است همه پزشکان بیمار در تماس نزدیک باشند تا بر این اساس دوزها را تنظیم کنند.

بیماران غالباً وسوسه می شوند که خیلی زود داروهای خود را قطع کنند ، خصوصاً وقتی احساس بهتری را شروع کنند. مهم است که تا زمانی که پزشک نگوید پزشک متوقف شود ، حتی اگر بیمار احساس بهتری داشته باشد ، متوقف شود. پزشکان غالباً شش تا ۱۲ ماه پس از کاهش علائم ، داروهای ضد افسردگی را ادامه می دهند ، زیرا خطر ابتلا به افسردگی که به سرعت متوقف می شود ، پس از پایان مدت زمان درمان ، در افرادی که اولین قسمت افسردگی خود را تجربه می کنند ، کاهش می یابد. بیماران باید برخی از داروها را به تدریج متوقف کنند تا به بدن زمان لازم برای تنظیم (مراجعه به قطع مصرف داروهای ضد افسردگی در زیر) دهید. برای افراد مبتلا به اختلال دوقطبی ، افسردگی مکرر یا مزمن عمده ، دارو ممکن است برای جلوگیری از غیر فعال کردن علائم ، برای مدت طولانی سال به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شود.

داروهای ضد افسردگی یک عادت نیستند ، بنابراین نیازی به نگرانی در مورد آن نیست. با این حال ، مانند هر نوع دارویی که بیش از چند روز تجویز شود ، پزشکان باید با استفاده از داروهای ضد افسردگی به دقت نظارت داشته باشند تا از دریافت دوز صحیح بیمار اطمینان حاصل کنند. پزشک می خواهد دوز و اثر آن را به طور مرتب بررسی کند.

اگر بیمار MAOI مصرف می کند ، باید از غذاهای مسن ، تخمیر شده یا ترشی مانند بسیاری از شراب ها ، گوشتهای فرآوری شده و پنیرها خودداری کند. بیمار باید لیست کاملی از غذاهای ممنوعه را از پزشک بدست آورد و همیشه در دسترس قرار دهد. انواع دیگر داروهای ضد افسردگی نیازی به محدودیت غذایی ندارند. توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که برخی از داروهای بدون سرماخوردگی و سرماخوردگی نیز در هنگام مصرف MAOI می توانند مشکلاتی ایجاد کنند.

افراد باید سعی کنند بدون مشورت با پزشک از مخلوط کردن هر نوع دارو (تجویز شده ، روی پیشخوان یا قرض گرفتن) جلوگیری کنند. بیماران باید به دندانپزشک یا هر پزشک دیگری که دارویی را برای تجویز داروهای ضد افسردگی تجویز می کند ، اطلاع دهند. برخی از داروهایی که به تنهایی بی ضرر هستند می توانند هنگام مصرف با داروهای دیگر عوارض جانبی شدید و خطرناک ایجاد کنند. این همچنین ممکن است در مورد افرادی که مکمل مصرف می کنند نیز به وجود آیدیا داروهای گیاهی برخی از مواد اعتیاد آور ، مانند الکل (از جمله شراب ، آبجو و مشروبات الکلی) ، مواد آرامش بخش ، مواد مخدر یا ماری جوانا ، اثر بخشی داروهای ضد افسردگی را کاهش داده و می تواند باعث سلامت روان و یا علائم جسمی شود. بیماران باید از این موارد خودداری کنند. این و سایر داروها می توانند خطرناک باشند که بدن فرد به دلیل افزایش خطر ابتلا به تشنج یا مشکلات قلبی در ترکیب با داروهای ضد افسردگی ، دچار عارضه مسکن شود یا از اثرات آن خارج شود.

داروهای ضد اضطراب مانند دیازپام ( Valium ) ، آلپرازولام ( Xanax ) و لورازپام ( Ativan ) ضد افسردگی نیستند ، اما پزشکان گاهی اوقات برای مدت کوتاهی اضطراب این داروها را به تنهایی یا همراه با داروهای ضد افسردگی تجویز می کنند. با این حال ، بیماران نباید این موارد را به تنهایی برای اختلال افسردگی مصرف کنند. با توجه به پتانسیل اعتیاد ، بیماران باید به محض شروع اثرات ضد افسردگی و ضد اضطراب داروهای ضد افسردگی ، که معمولاً در طی چهار تا شش هفته است ، داروهای ضد اضطراب را کنار بگذارند.

سرانجام ، بیماران باید در مورد هرگونه سوال در مورد دارو یا مشکلی که بیمار معتقد است مربوط به دارو است ، با پزشک خود مشورت کنند.

 

در مورد اختلال عملکرد جنسی مربوط به داروهای ضد افسردگی چیست؟

 

داروهای ضد افسردگی SSRI می توانند اختلال عملکرد جنسی ایجاد کنند. طبق گزارشات SSRI ، زن و مرد باعث کاهش فشار جنسی (میل جنسی) می شود. براساس گزارشات SSRI ، ناتوانی در رسیدن به ارگاسم یا تأخیر در رسیدن به ارگاسم (آنورگاسمی) در زنان و مشکل در انزال (تأخیر در انزال یا از بین رفتن توانایی انزال) و نعوظ در مردان ایجاد می شود. اختلال عملکرد جنسی با SSRI متداول است اگرچه بروز دقیق آن ناشناخته است. SSRI های جدیدتر مانند vortioxetine و vilazodone تأثیر کمی یا تأثیر منفی بر عملکرد جنسی ندارند. علاوه بر این ، بیماران عوارض جانبی جنسی را با استفاده از سایر کلاسهای ضد افسردگی مانند MAOIs ، TCAs و داروهای ضد افسردگی دوقلو گزارش کرده اند.

مدیریت اختلال عملکرد جنسی ناشی از SSRI گزینه های زیر را شامل می شود:

  • دوز SSRI را کاهش دهید . اگر بیمار در دوزهای بالای SSRI قرار داشته باشد ، این گزینه ممکن است مناسب باشد. با این حال ، کاهش دوز SSRI همچنین ممکن است اثر ضد افسردگی را کاهش دهد. به یاد داشته باشید ، بیماران هرگز نباید مجوزها و داروهای خود را بدون اجازه و نظارت توسط پزشک خود تغییر دهند.
  • به SSRI دیگری تغییر دهید . SSRI های جدیدتر مانند vortioxetine (Trintellix) و ویلازودون (Viibryd) باعث اختلال عملکرد جنسی کمتر از SSRI های قدیمی می شوند.
  • آزمایش سیلدنافیل ( ویاگرا ) یا سایر داروهای تقویت کننده جنسی . مطالعات انجام شده در مردانی که افسردگی آنها به SSRI پاسخ داده است اما اختلال عملکرد جنسی را تجربه کرده اند ، نشان دهنده بهبود عملکرد جنسی با ویاگرا است . مردانی که از ویاگرا استفاده می کنند ، در مقایسه با مردانی که دارونما مصرف می کردند ، باعث افزایش قابل توجهی در برانگیختگی ، نعوظ ، انزال و ارگاسم شده است ، اگرچه ویاگرا به طور کلی میل جنسی را افزایش نمی دهد.
  • برای مردانی که به ویاگرا پاسخ نمی دهند (و برای خانم هایی که به دلیل SSRI اختلال عملکرد جنسی دارند) ، تغییر روی SSRI جدید یا طبقه دیگر داروهای ضد افسردگی ممکن است مفید باشد. به عنوان مثال ، بوپروپیون ، میرتازاپین و دولوکستین ممکن است عوارض جانبی جنسی نداشته و یا عوارض جانبی جنسی به مراتب کمتر از SSRI ها داشته باشد.
  • برای بیمارانی که قادر به تغییر SSRI قدیمی تر به SSRI جدید یا کلاس دیگر داروهای ضد افسردگی نیستند زیرا به دلیل عدم تحمل و یا عدم پاسخ درمانی ، پزشک ممکن است در نظر گرفتن داروی دیگری به SSRI باشد. به عنوان مثال ، برخی پزشکان با افزودن بوپروپیون به SSRI برای بهبود عملکرد جنسی ، موفقیت را گزارش داده اند.
  • برخی از پزشکان همچنین ممکن است از بوسپیرون (BuSpar) برای بهبود عملکرد جنسی در بیماران تحت درمان با SSRI استفاده کنند. مطالعات بالینی بیشتر ممکن است تعیین کند که آیا این استراتژی مؤثر است یا خیر.

 

در مورد قطع داروهای ضد افسردگی چیست؟

 

به تدریج بیماران باید داروهای ضد افسردگی را از بین ببرند و نباید به طور ناگهانی قطع شوند. قطع ناگهانی یک داروی ضد افسردگی در برخی از بیماران می تواند باعث سندرم قطع مصرف شود.

به عنوان مثال ، قطع ناگهانی SSRI مانند پاروکستین می تواند باعث سرگیجه ، حالت تهوع ، علائم مانند آنفولانزا ، درد بدن ، اضطراب ، تحریک پذیری ، خستگی و رویاهای زنده شود. این علائم به طور معمول در طی چند روز از قطع ناگهانی بروز می کند و می تواند یک تا دو هفته (تا ۲۱ روز) ادامه یابد. در میان SSRI ها ، پاروکستین و فلووکسامین باعث بروز علائم برجسته تر از فلوکستین ، سرترالین ، سیتالوپرام ، اسیتالوپرام ، ورتیو اکسستین و ویلازودون می شوند. برخی از بیماران علیرغم کاهش تدریجی SSRI علائم قطع را تجربه می کنند. قطع ناگهانی ونلافاکسین ، دولوکستین ، دسنولافاکسین یا لوومیل نانسیپران می تواند باعث علائم قطع مانند موارد SSRI شود.

توقف ناگهانی MAOI ها می تواند به تحریک پذیری ، آشفتگی و هذیان منجر شود. به طور مشابه ، قطع ناگهانی TCA می تواند باعث تحریک ، تحریک پذیری و ضربان قلب غیر طبیعی شود .

 

عوارض افسردگی چیست؟

 

افسردگی می تواند تأثیر بسزایی در ساختار و عملکرد بسیاری از قسمت های مغز داشته باشد. این می تواند پیامدهای منفی زیادی به دنبال داشته باشد. به عنوان مثال ، افراد مبتلا به افسردگی شدید در معرض خطر بیشتری از ابتلا به اضطراب ، افسردگی مزمن ، سایر مشکلات عاطفی یا داشتن مشکلات پزشکی بیشتر یا درد مزمن قرار دارند . تفکر مشکل (مشکلات شناختی) که ممکن است مبتلایان به افسردگی تجربه کنند ، حتی پس از برطرف شدن بیماری می توانند ادامه داشته باشند. مبتلایان به بیماری مزمن مانند دیابت و بیماری قلبی که افسردگی نیز دارند ، نتیجه بدتری از بیماری پزشکی خود دارند.

 

پیش آگهی افسردگی چیست؟

 

حتی اگر افسردگی بالینی در اپیزودها تمایل داشته باشد ، بیشتر افرادی که چنین قسمت را تجربه می کنند ، سرانجام قسمت دیگری خواهند داشت. همچنین ، به نظر می رسد که هر قسمت بعدی افسردگی به راحتی از نسخه اول شروع می شود. با این حال ، بیشتر مبتلایان به افسردگی از این قسمت بهبود می یابند. در حقیقت ، افرادی که دارای افسردگی خفیف هستند و با داروهای درمانی معالجه می کنند تمایل دارند به همان اندازه به قند پاسخ دهندقرص (دارونما) به نظر می رسد افرادی که افسردگی شدیدتری دارند ، هنگام مصرف دارونما در مقابل مصرف داروهای ضد افسردگی ، بهتر می شوند. سایر اطلاعات دلگرم کننده این است که تحقیقات نشان می دهد که حتی افراد نوجوان از طریق بزرگسالی که هنگام درمان با اولین آزمایش دارویی بهبود نمی یابند می توانند هنگام انتقال به یک داروی دیگر یا علاوه بر روان درمانی ، داروی دیگری را بهبود بخشند. برای افرادی که افکار خودکشی را تجربه می کنند ، جلوگیری از دسترسی به سلاح گرم و سایر ابزارهای بسیار کشنده برای انجام خودکشی روشهای مهمی برای بهبود ایمنی آنها و اطرافیان است.

 

آیا می توان از افسردگی جلوگیری کرد؟

 

به نظر می رسد برنامه هایی که از متخصصان بهداشت روان برای آموزش مهارت های تفکر استفاده می کنند (تکنیک های شناختی) که در مقابله با استرس کمک می کند ، در جلوگیری از افسردگی مؤثر است. جنبه های اصلی در پیشگیری از افسردگی پس از زایمان شامل کمک به مادران جدید در کاهش جنبه های خاص زندگی است که می تواند به افسردگی کمک کند ، مانند داشتن حمایت های اجتماعی اندک و سازگاری ضعیف با ازدواج خود یا سایر اتحادیه های داخلی. درگیر شدن در اعمال دینی یا معنوی اغلب می تواند از افسردگی جلوگیری کند ، تصور می شود نتیجه کاهش استرس ، افزایش احساس امید و ایجاد احساس اجتماع است. از طرف دیگر ، افرادی که احساس می کنند قادر به مطابقت با معیارهای تعیین شده توسط خانواده ، اقدامات اجتماعی ، مذهبی یا معنوی خود نیستند ، ممکن است احساس گناه کنند که به یک عامل خطر برای افسردگی تبدیل می شود.

 

در مورد خودیاری و داروهای خانگی افسردگی چه می توان گفت؟

 

اختلالات افسردگی می تواند افراد آسیب دیده را احساس خستگی ، بی ارزشی ، درماندگی و ناامیدی کند. چنین افکار و احساسات منفی باعث می شود برخی از افراد احساس تسلیم شدن کنند. درک این نکته مهم است که این دیدگاههای منفی بخشی از بیماری افسردگی هستند و به طور معمول وضعیت واقعی را به طور دقیق نشان نمی دهند. تفکر منفی با شروع به کار درمان از بین می رود. در ضمن نکات زیر در مورد چگونگی مبارزه با افسردگی مفید است:

  • غذاهای سالم بخورید و آهسته بمانید. کمبود مکرر مواد مغذی کافی ، از جمله آب ، و وجود چربی های زیاد ، قند و سدیم در غذاهای سریع می تواند بیشتر انرژی مبتلایان به افسردگی را از بین ببرد.
  • بسیاری ممکن است دریافتند که مکمل های غذایی فولات و ویتامین D به مقابله با افسردگی کمک می کند.
  • برای استراحت کافی برای بهبود روحیه خود وقت بگذارید.
  • احساسات خود را ، یا به دوستان ، در یک ژورنال بیان کنید ، یا از هنر استفاده کنید تا به شما کمک کند احساسات منفی را آزاد کنید.
  • اهداف دشوار را برای خود تعیین نکنید یا مسئولیت زیادی را در هنگام مقابله با افسردگی به عهده بگیرید.
  • وظایف بزرگ را به کارهای کوچک خرد کنید ، اولویت ها را تعیین کنید و هر وقت می توانید انجام دهید.
  • خیلی زود از خود انتظار زیادی نداشته باشید زیرا این فقط احساس شکست را افزایش می دهد.
  • سعی کنید با افراد دیگر باشید که معمولاً بهتر از تنها بودن است.
  • در فعالیتهایی شرکت کنید که ممکن است احساس بهتری به شما بدهد.
  • ممکن است ورزش کنید ، به یک فیلم یا یک بازی توپ بروید ، یا در فعالیت های مذهبی یا اجتماعی شرکت کنید.
  • عجله نکنید و بیش از حد از آن استفاده نکنید. اگر بلافاصله احساس “درمان” نکنید ، ناراحت نشوید. احساس بهتر زمان می برد.
  • تصمیمات مهم زندگی مانند تغییر شغل یا ازدواج یا طلاق گرفته نکنید تا اینکه افسردگی شما بدون مشورت با دیگران که شما را به خوبی می شناسند بهبود پیدا کند. این افراد اغلب می توانند دیدگاه عینی تری نسبت به وضعیت شما داشته باشند.
  • به یاد داشته باشید ، تفکر منفی خود را قبول نکنید. این بخشی از افسردگی است و هنگامی که افسردگی شما به درمان پاسخ می دهد ناپدید می شود.
  • برنامه ریزی کنید که اگر می خواهید در مواقع اضطراری به خودتان کمک کنید ، مانند تماس با دوستان ، خانواده ، متخصص سلامت جسمی یا روانی ، یک اورژانس محلی یا مرکز بحران سلامت روان اگر می خواهید افکار آسیب رساندن به خود یا شخص دیگری را ایجاد کنید.
  • دسترسی خود را به مواردی که می تواند به خود یا دیگران آسیب برساند ، محدود کنید (برای مثال ، از مصرف هر نوع مواد سلاح ، سلاح گرم یا سلاح های دیگر در منزل بیش از حد استفاده نکنید).

 

چگونه کسی می تواند به یک فرد افسرده کمک کند؟

 

خانواده و دوستان می توانند کمک کنند! از آنجا که افسردگی باعث می شود فرد مبتلا احساس خستگی و درماندگی کند ، او می خواهد و احتمالاً به کمک دیگران احتیاج دارد. با این وجود ، افرادی که هرگز دچار اختلال افسردگی نشده اند ، ممکن است اثرات آن را کاملاً درک نکنند. اگرچه غیر عمدی ، ممکن است دوستان و عزیزان ناآگاهانه بگویند و کارهایی انجام دهند که ممکن است برای فرد افسرده دردناک باشد. اگر با افسردگی دست و پنجه نرم می کنید ، ممکن است به شما کمک کند اطلاعات موجود در این مقاله را با کسانی که بیشتر به آنها اهمیت می دهید به اشتراک بگذارید تا آنها بتوانند به شما کمک کنند و به شما کمک کنند.

مهمترین کاری که هر کسی می تواند برای فرد افسرده انجام دهد ، کمک به او در تشخیص و معالجه مناسب است. این کمک ممکن است شامل تشویق فرد برای ماندن در درمان باشد تا زمانی که علائم از بین بروند (معمولاً چند هفته) یا در صورت عدم بهبود ، به دنبال درمان متفاوت هستند. در بعضی مواقع ممکن است نیاز به قرار ملاقات و همراهی فرد افسرده به پزشک باشد. همچنین ممکن است به معنای نظارت بر این باشد که فرد افسرده پس از بهبود علائم ، چند ماه دارو مصرف کند. همیشه افسردگی رو به وخامت را به پزشک یا درمانگر بیمار گزارش دهید.

دومین راه مهم برای کمک به شخصی که دچار افسردگی است ، ارائه پشتیبانی عاطفی است. این پشتیبانی شامل درک ، صبر ، محبت و تشویق افراد مبتلا به افسردگی است. فرد افسرده را در مکالمه درگیر کنید و با دقت گوش دهید. احساسات ابراز شده را از هم نگیرید بلکه واقعیت ها را برجسته کنید و امید را ارائه دهید. سخنان خودکشی را نادیده نگیرید. همیشه آنها را جدی بگیرید و آنها را به متخصص افسرده گزارش دهید.

از شخص افسرده برای پیاده روی ، سرگرمی و فیلم و سایر فعالیت ها دعوت کنید. اگر فرد افسرده از دعوت شما امتناع ورزد ، به آرامی اصرار کنید. مشارکت در فعالیتهایی که زمانی لذت بخش بوده است ، مانند سرگرمی ، ورزش یا فعالیتهای مذهبی یا فرهنگی. با این حال ، فرد افسرده را به زودی تحت فشار قرار ندهید. فرد افسرده به شرکت و انحراف نیاز دارد ، اما خواسته های زیاد می تواند احساس شکست و فرسودگی را افزایش دهد.

فرد افسرده را به جعل بیماری یا تنبلی متهم نکنید. از او انتظار نداشته باشید که “از این کار بیرون بیاید.” سرانجام ، با درمان ، بیشتر افراد افسرده بهبود می یابند. این را در خاطر داشته باشید. علاوه بر این ، به فرد افسرده اطمینان دهید که با گذشت زمان و کمک ، بسیار محتمل است که او احساس بهتری داشته باشد.

 

از کجا می توان به دنبال افسردگی بود؟

 

ارزیابی کامل تشخیصی جسمی و روانی توسط متخصصان به فرد افسرده کمک می کند تا در مورد نوع درمانی که ممکن است برای او مناسب باشد تصمیم بگیرد ، از جمله در صورت نیاز به درمان برای یک وضعیت جسمی که باعث ایجاد یا کمک به روحیه افسرده آنها می شود. اما اگر شرایط فوری باشد زیرا به نظر می رسد یک خودکشی امکان پذیر باشد ، داشتن عزیزان برای ارزیابی توسط پزشک اورژانس به اورژانس منتقل می شود. اگر بیمار اقدام به انجام یک اقدام انتحاری یا اقدام به خودکشی کرد ، با شماره ۹۱۱ تماس بگیرید. ممکن است بیمار نفهمد که به چه مقدار به کمک نیاز دارد. در حقیقت ، به دلیل منفی بودن و درماندگی که بخشی از بیماری افسردگی است ، ممکن است احساس کمبود امنیت کند.

 

در آینده برای افسردگی چیست؟

 

ما نزدیک به داشتن نشانگرهای ژنتیکی برای اختلال دو قطبی هستیم. به زودی بعد ، امیدواریم که آنها را برای افسردگی اساسی داشته باشیم. از این طریق می توانیم از آسیب پذیری کودک در برابر افسردگی از بدو تولد آگاهی داشته باشیم و سعی در ایجاد راهکارهای پیشگیرانه داشته باشیم. به عنوان مثال ، با توجه به آسیب پذیری فرزندشان ، می توانیم به والدین اهمیت افزوده ای برای فراهم کردن محیطی حمایتی و در غیر این صورت سالم ارائه دهیم. همچنین به والدین می توان علائم هشدار دهنده اولیه افسردگی را آموزش داد تا در صورت لزوم بتوانند برای فرزندان خود معالجه کنند تا مشکلات آینده را برطرف کنند.

دنیای جدید فارماکوژنتیک این نوید را دارد که ژنها را مسئول افسردگی خاموش کنند تا از بیماریها به طور کامل جلوگیری شود. همچنین ، با مطالعه ژنها ، درمورد تطابق بیماران با درمان بیشتر می آموزیم. این نوع اطلاعات می تواند به ما بگوید که کدام بیماران به خوبی روی کدام نوع داروها و رژیم های روان درمانی عمل می کنند.

ما در مورد تعامل عصب شیمیایی ، پیام رسانهای شیمیایی در مغز و تأثیر آنها بر افسردگی بیشتر می آموزیم. علاوه بر این ، محققان اکنون دسته های جدیدی از مواد شیمیایی عصبی مانند نوروپپتیدها و ماده P. را مطالعه می کنند. در نتیجه ، ما به زودی می توانیم داروهای جدیدی تولید کنیم که با اثرات جانبی کمتری بتوانند موثرتر باشند. ما همچنین می آموزیم چیزهای شگفت انگیز در مورد چگونگی استرس مادر در اوایل بارداری می تواند به شدت روی جنین در حال رشد تأثیر بگذارد. به عنوان مثال ، اکنون می دانیم که استرس مادر می تواند خطر رشد جنین را به عنوان یک بزرگسال افزایش دهد.

پزشکان همچنان به تحقیق در مورد چگونگی کارآمدتر ساختن درمان افسردگی در دسترس و قابل قبول برای همه کسانی که به آن نیاز دارند ، ادامه می دهند. این امر به ویژه برای کودکان و نوجوانان ، اقلیت ها ، افرادی که از لحاظ اقتصادی ناتوان هستند یا در مناطق روستایی زندگی می کنند ، افراد مسن و افراد دارای معلولیت رشدی حائز اهمیت است ، که از عدم دسترسی کافی به معالجه بهداشت روان رنج می برند که دارای آگاهی و احترام به آنچه ممکن است باشد نیازها و ترجیحات منحصر به فرد آنها باشد. در حالی که غم و اندوه همیشه جزئی از شرایط انسانی خواهد بود ، امیدوارم بتوانیم اختلالات شدید خلقی شدیدتر از جهان را به نفع همه ما کاهش یا ریشه کن کنیم.

medicinenet.com : منبع
منبع: samhsa.gov

 

نوشته های مشابه

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا