آبراهام لینکلن که بود و چگونه ترور شد

0

آبراهام لینکلن که بود و چگونه ترور شد

آبراهام لینکلن ، وکیل ، قانونگذار و مخالف سرسخت برده داری ، خودآموخته شد ، در نوامبر ۱۸۶۰ ، کمی قبل از شروع جنگ داخلی ، شانزدهمین رئیس جمهور ایالات متحده انتخاب شد. لینکلن ثابت کرد که یک استراتژیست نظامی زیرک و یک رهبر باهوش است: اعلامیه رهایی او زمینه را برای لغو برده داری فراهم می کند ، در حالی که آدرس گتیسبورگ وی به عنوان یکی از مشهورترین سخنرانی های تاریخ آمریکا است. در آوریل ۱۸۶۵ ، در حالی که اتحادیه در آستانه پیروزی بود ، آبراهام لینکلن توسط جان ویلکس بوث ، هوادار کنفدراسیون ، ترور شد. ترور لینکلن باعث شد وی در راه آزادی به شهادت برسد و وی به عنوان یکی از بزرگترین روسای جمهور تاریخ آمریکا شناخته می شود.

فهرست

زندگی اولیه آبراهام لینکلن

دانشکده ها آبراهام لینکلن در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ از نانسی و توماس لینکلن در یک اتاقک چوبی یک اتاقه در شهرستان هاردین ، کنتاکی متولد شد . خانواده وی در سال ۱۸۱۶ به جنوب ایندیانا نقل مکان کردند . تحصیلات رسمی لینکلن به سه دوره کوتاه در مدارس محلی محدود شد ، زیرا او مجبور بود برای تأمین هزینه زندگی خانواده خود مدام کار کند.

در سال ۱۸۳۰ ، خانواده وی به شهرستان ماکون در جنوب ایلینوی نقل مکان کردند و لینکلن کار خود را در یک قایق تخت رودخانه ای انجام می داد که از رودخانه می سی سی پی به نیواورلئان بار می برد . لینکلن پس از استقرار در شهر نیو سالم ایلینوی ، که در آنجا به عنوان مغازه دار و مدیر پست کار می کرد ، به عنوان یکی از طرفداران حزب ویگ در سیاست های محلی درگیر شد و در انتخابات مجلس قانونگذاری ایالت ایلینوی در سال ۱۸۳۴ پیروز شد.

مانند قهرمانان ویگ ، هنری کلی و دانیل وبستر ، آبراهام لینکلن با گسترش بردگی در سرزمینها مخالفت کرد و با توجه به تجارت و شهرها به جای کشاورزی ، چشم انداز بزرگی در مورد گسترش ایالات متحده داشت.

 

آبراهام لینکلن با گذراندن آزمون وکالت در سال ۱۸۳۶ به خود حقوق داد. سال بعد ، او به پایتخت ایالت تازه نامگذاری شده اسپرینگفیلد نقل مکان کرد. برای چند سال آینده ، او در آنجا به عنوان یک وکیل کار می کرد و به مشتریانی خدمات می داد ، از افراد ساکن شهرهای کوچک گرفته تا خطوط راه آهن ملی.

او با ماری تاد ، خوشبختی خوشگل کنتاکی و خواستگاران زیادی (از جمله رقیب سیاسی آینده لینکلن ، استیون داگلاس ) آشنا شد و در سال ۱۸۴۲ ازدواج کردند. لینکلن چهار فرزند با هم داشت ، هرچند فقط یک نفر در بزرگسالی زندگی می کرد : رابرت تاد لینکلن (۱۸۴۳–۱۹۲۶) ، ادوارد بیکر لینکلن (۱۸۴۶–۱۸۵۰) ، ویلیام والاس لینکلن (۱۸۵۰–۱۸۶۲) و توماس “تاد” لینکلن (۱۸۵۳-۱۸۷۱).

آبراهام لینکلن وارد سیاست

لینکلن در انتخابات مجلس نمایندگان ایالات متحده در سال ۱۸۴۶ پیروز شد و از سال بعد خدمت خود را آغاز کرد. آبراهام لینکلن به عنوان یک نماینده کنگره ، به دلیل موضع گیری قوی خود در برابر جنگ مکزیک و آمریکا ، مورد استقبال بسیاری از رای دهندگان ایلینوی قرار نگرفت . با وعده عدم انتخاب مجدد ، در سال ۱۸۴۹ به اسپرینگفیلد بازگشت.

وقایع توطئه ای برای او را به سیاست ملی سوق داد ، اما: داگلاس ، یک دموکرات برجسته در کنگره ، تصویب قانون کانزاس-نبراسکا (۱۸۵۴) را تصویب کرد ، که طبق آن رای دهندگان هر قلمرو به جای دولت فدرال ، حق تصمیم گیری در مورد بردگی یا آزاد بودن قلمرو را داشت.

در ۱۶ اکتبر ۱۸۵۴ ، لینکلن در مقابل جمعیت زیادی در پئوریا رفت تا در مورد شایستگی های قانون کانزاس – نبراسکا با داگلاس بحث و گفتگو کند ، برده داری و گسترش آن را نکوهش کرد و این نهاد را نقض اساسی ترین اصول اعلامیه استقلال خواند .

با ویرانی حزب ویگ ، لینکلن در سال ۱۸۵۶ به حزب جمهوری خواه جدید پیوست – که عمدتا در مخالفت با گسترش بردگی به سرزمین ها تشکیل شد – و در آن سال دوباره نامزد مجلس سنا شد (او در سال ۱۸۵۵ نیز برای این کرسی مبارزه ناموفق انجام داده بود). در ماه ژوئن ، لینکلن سخنرانی خود را که اکنون مشهور است “تقسیم خانه” کرد ، و در آن از انجیل نقل قول کرد تا باور خود را مبنی بر اینکه “این دولت نتواند به طور دائم ، نیمی از برده و نیمی آزاد” تحمل کند.

سپس لینکلن در یک سری بحثهای معروف در برابر داگلاس به میدان رفت. اگرچه وی در انتخابات سنا شکست خورد ، اما عملکرد لینکلن باعث شهرت وی در سطح ملی شد. 

کارزار ریاست جمهوری آبراهام لینکلن در سال ۱۸۶۰

مشخصات لینکلن در اوایل سال ۱۸۶۰ ، بعد از اینکه او سخنرانی پر شور دیگری را در اتحادیه کوپر شهر نیویورک انجام داد ، حتی بیشتر شد. در ماه مه ، جمهوری خواهان آبراهام لینکلن را به عنوان کاندیدای خود برای ریاست جمهوری انتخاب کردند و از سناتور ویلیام اچ سیورد از نیویورک و سایر مدعیان قدرتمند به نفع وکیل رنجش ایلینوی عبور کردند که فقط یک دوره نامعلوم کنگره را در کمربند خود داشت.

در انتخابات عمومی ، لینکلن بار دیگر با داگلاس روبرو شد که نماینده دموکرات های شمال بود. دموکرات های جنوبی جان سی.برکنریج از کنتاکی را کاندید کرده بودند ، در حالی که جان بل برای نام تجاری جدید حزب اتحادیه قانون اساسی نامزد شد. با تقسیم آرا توسط برکنریج و بل در جنوب ، لینکلن بیشتر مناطق شمالی را به دست آورد و کالج انتخاباتی را برای پیروزی در کاخ سفید بر عهده گرفت .

وی کابینه ای کاملاً قدرتمند و متشکل از بسیاری از رقبای سیاسی خود از جمله سوورد ، سالمون پی. چیس ، ادوارد بیتس و ادوین ام استنتون تشکیل داد .

آبراهام لینکلن و جنگ داخلی

پس از سالها تنش مقطعی ، انتخاب یک مرد شمالی ضد بردگی به عنوان شانزدهمین رئیس جمهور ایالات متحده بسیاری از جنوبی ها را از آستانه دور کرد. در زمان افتتاح لینکلن به عنوان شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا در مارس ۱۸۶۱ ، هفت ایالت جنوبی از اتحادیه جدا شدند و ایالات متفقین آمریکا را تشکیل دادند .

آبراهام لینکلن به ناوگان کشتی های اتحادیه دستور داد تا فوریه فدرال فورت سامر در کارولینای جنوبی را تأمین کنند . با شروع جنگ داخلی ، متحدین هم قلعه و هم ناوگان اتحادیه را هدف شلیک قرار دادند . امیدها برای پیروزی سریع اتحادیه با شکست در نبرد Bull Run (Manassas) از بین رفت و لینکلن خواستار ۵۰۰۰۰۰ سرباز دیگر شد زیرا هر دو طرف برای درگیری طولانی آماده شدند.

در حالی که رهبر کنفدراسیون جفرسون دیویس فارغ التحصیل وست پوینت ، قهرمان جنگ مکزیک و وزیر جنگ سابق بود ، لینکلن فقط یک دوره خدمت کوتاه و مشخص را در جنگ شاهین سیاه (۱۸۳۲) به اعتبار خود داشت. وی وقتی ثابت کرد که یک رهبر توانمند جنگ است ، به سرعت در مورد استراتژی و تاکتیکها در سالهای اولیه جنگ داخلی و انتخاب قدرتمندترین فرماندهان ، خیلی ها را متعجب کرد.

ژنرال جورج مک کللان ، گرچه مورد علاقه سربازانش بود ، اما به دلیل عدم تمایل به پیشرفت ، پیوسته آبراهام لینکلن را ناامید می کرد ، و هنگامی که مک کللان پس از پیروزی اتحادیه در آنتی اتیام در سپتامبر ۱۸۶۲ نتوانست ارتش متحد عقب نشینی رابرت لی را دنبال کند ، لینکلن وی را از فرماندهی برکنار کرد .

در طول جنگ ، لینکلن انتقاداتی را به دلیل تعلیق برخی از آزادی های مدنی ، از جمله حق habeas corpus مورد انتقاد قرار داد ، اما وی چنین اقداماتی را برای پیروزی در جنگ ضروری دانست.

 

اعلامیه رهایی و آدرس گتیسبورگ

اندکی پس از نبرد آنتی اتم (شارپسبورگ) ، لینکلن اعلامیه مقدماتی آزادی را صادر کرد ، که از ۱ ژانویه ۱۸۶۳ به اجرا درآمد و همه برده ها را در ایالت های شورشی که تحت کنترل فدرال نبودند ، آزاد کرد ، اما افراد در مرزهای مرزی را ترک کرد (وفادار به اتحادیه) در اسارت.

اگرچه لینکلن یک بار اظهار داشت که “هدف اصلی او در این مبارزه نجات اتحادیه است ، و یا نجات یا نابودی بردگی نیست” ، اما با این وجود رهایی را به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای خود قلمداد کرد ، اصلاحیه قانون اساسی که برده داری را غیرقانونی می داند (سرانجام پس از مرگ وی در سال ۱۸۶۵ به عنوان سیزدهمین متمم تصویب شد).

دو پیروزی مهم اتحادیه در ژوئیه ۱۸۶۳ – در ویکسبورگ ، می سی سی پی و در نبرد گتیسبورگ در پنسیلوانیا – سرانجام روند جنگ را تغییر داد. ژنرال جورج مید فرصت را برای ضربه نهایی علیه ارتش لی در گتیسبورگ از دست داد و لینکلن به عنوان فرمانده عالی نیروهای اتحادیه در اوایل سال ۱۸۶۴ به پیروزی در ویکسبورگ ، اولیس اس .

 

در نوامبر ۱۸۶۳ ، لینکلن سخنرانی مختصری (فقط ۲۷۲ کلمه) در مراسم وقف برای گورستان ملی جدید در گتیسبورگ ایراد کرد. نشریه گتیسبورگ که به طور گسترده منتشر شده است ، هدف جنگ را با زبانی بیان می کند و به پدران بنیانگذار ، اعلامیه استقلال و پیگیری برابری انسانی باز می گردد. این سخنرانی معروف ترین سخنرانی ریاست جمهوری لینکلن و یکی از سخنرانی های پرتکرار در تاریخ شد.

آبراهام لینکلن در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۸۶۴ پیروز شد

در سال ۱۸۶۴ ، لینکلن با یک نبرد سخت انتخاباتی علیه نامزد دموکرات ، ژنرال سابق اتحادیه جورج مک کللان روبرو شد ، اما پیروزی های اتحادیه در جنگ (به خصوص تصرف آتلانتا توسط ژنرال ویلیام تی شرمن در ماه سپتامبر) آرا many بسیاری را به عنوان رئیس جمهور جلب کرد. در دومین سخنرانی افتتاحیه خود ، در ۴ مارس ۱۸۶۵ ، لینکلن به ضرورت بازسازی جنوب و بازسازی اتحادیه پرداخت: با خیرات برای همه. “

در حالی که شرمان پس از اجرای مارس خود به دریا از آتلانتا به پیروزی پیرامون شمال از طریق کارولینا می رفت ، لی در ۹ آوریل تسلیم گرانت در دادگاه آپوماتوکس دادگاه ، ویرجینیا شد ، پیروزی اتحادیه نزدیک بود و لینکلن در آوریل در مورد چمن کاخ سفید سخنرانی کرد ۱۱ ، مخاطبان خود را تشویق کرد که از ایالت های جنوب استقبال کنند. به طرز غم انگیزی ، آبراهام لینکلن برای کمک به انجام دیدگاه خود در مورد بازسازی زندگی نمی کرد .

ترور آبراهام لینکلن

در شب ۱۴ آوریل ۱۸۶۵ ، بازیگر و هوادار کنفدراسیون ، جان ویلکس بوت ، به جعبه رئیس جمهور در تئاتر فورد در واشنگتن دی سی سرازیر شد و از پشت سر او را تیراندازی کرد. لینکلن را به سالن شبانه روزی آن طرف خیابان تئاتر منتقل کردند ، اما او هرگز به هوش نیامد و در ساعات اولیه صبح ۱۵ آوریل ۱۸۶۵ درگذشت.

ترور آبراهام لینکلن از وی یک شهید ملی کرد. در تاریخ ۲۱ آوریل ۱۸۶۵ ، قطار حامل تابوت وی از واشنگتن دی سی در مسیر خود به سمت اسپرینگفیلد ، ایلینوی ، جایی که وی در ۴ مه به خاک سپرده خواهد شد ، ترک شد. قطار تشییع جنازه آبراهام لینکلن از ۱۸۰ شهر و هفت ایالت عبور کرد تا عزاداران بتوانند ادای احترام کنند رئیس جمهور افتاده

امروز ، روز تولد لینکلن – در کنار روز تولد جورج واشنگتن – در روز رئیس جمهور ، که در دوشنبه سوم فوریه است ، گرامی داشته می شود.

لینکلن نقل قول

“با صرف وقت نمی توان هیچ چیز ارزشمندی را از دست داد.”

“من می خواهم که در مورد من گفته شود کسانی که من را بیشتر می شناسند ، که من همیشه خار خار می کشم و یک گل می کارم که فکر می کنم یک گل رشد می کند.”

“من بیشتر به سکوت متمایل هستم ، و خواه عاقلانه باشد یا نه ، امروزه یافتن مردی که زبان خود را نگه دارد حداقل غیر معمول است تا یافتن کسی که نتواند.”

“من شدیداً مضطرب هستم که این اتحادیه ، قانون اساسی و آزادی های مردم مطابق با ایده اصلی که برای آن مبارزه ساخته شده است تداوم یابد ، و اگر ابزاری فروتنانه در دستان حق تعالی و همین مردم تقریباً برگزیده وی برای تداوم هدف آن مبارزه بزرگ. “

“این اساساً یک مسابقه مردم است. در کنار اتحادیه ، مبارزه برای حفظ در جهان ، شکل و ماده اصلی دولت ، که هدف اصلی آن است ، برای بالا بردن وضعیت مردان – بلند کردن وزنه های مصنوعی از همه شانه ها – برای پاک کردن مسیرهای پیگیری ستودنی برای همه – برای تأمین هزینه های همه ، یک شروع بی بند و باری ، و یک فرصت عادلانه ، در مسابقه زندگی. “

“چهارصد و هفت سال پیش پدران ما ملت جدیدی را در این قاره به وجود آوردند ، که در آزادی تصور شده و به این قضیه اختصاص داده شده است که همه انسانها برابر هستند.

چرا آبراهام لینکلن مشهور است؟

آبراهام لینکلن به خاطر آدرس گتیسبورگ ، برده داری را لغو کرد و یکی از چهار رئیس جمهور ترور شده بود ، مشهور است. … هنگامی که جنگ شاهین سیاه آغاز شد ، داوطلبان لینکلن را به عنوان کاپیتان خود انتخاب کردند. پس از جنگ ، لینکلن قصد خود را برای عضویت در مجلس قانونگذاری ایلینوی اعلام کرد.
 

۱۰ چیز که درباره لینکلن باید بدانید

 

۱٫ آبراهام لینکلن در تالار مشاهیر کشتی ثبت شده است.
Great Emancipator کاملاً از مواد WWE نبود ، اما به لطف اندام های درازش ، او در جوانی کشتی گیر ماهر بود. گفته می شود که لینکلن در تقریباً ۳۰۰ مسابقه فقط یک بار شکست خورده است و در رینگ صحبت می کند. طبق بیوگرافی کارل سندبورگ از لینکلن ، صادق آبه پس از اعزام یک حریف ، یک بار کل جمعیت تماشاگران را به چالش کشید: “من لگن بزرگ این لیسیدن هستم. اگر هر یک از شما می خواهید آن را امتحان کنید ، بیایید و شاخ خود را خیس کنید. ” هیچ گیرنده ای نبود. سو explo استفاده های آبراهام لینکلن باعث افتخار “برجسته آمریکایی” در تالار مشاهیر کشتی ملی شد.

۲٫ لینکلن ساعت ها قبل از ترور سرویس مخفی ایجاد کرد.

در ۱۴ آوریل ۱۸۶۵ ، آبراهام لینکلن قانونی را برای ایجاد سرویس مخفی ایالات متحده امضا کرد. عصر همان روز ، او در تئاتر فورد مورد اصابت گلوله قرار گرفت. حتی اگر سرویس مخفی زودتر تاسیس شده بود ، این کار لینکلن را نجات نمی داد: ماموریت اصلی آژانس اجرای قانون مبارزه با جعل پول گسترده بود. تنها در سال ۱۹۰۱ ، پس از کشته شدن دو رئیس جمهور دیگر ، سرویس مخفی رسماً برای محافظت از فرمانده کل قوا تعیین شد.

 

ترور رئیس جمهور آبراهام لینکلن در تئاتر فورد در واشنگتن دی سی ، 1865. (اعتبار: بایگانی بتمن / گتی ایماژ)
ترور رئیس جمهور آبراهام لینکلن در تئاتر فورد در واشنگتن دی سی ، ۱۸۶۵٫

۳٫ سارقین قبر اقدام به سرقت جسد آبراهام لینکلن کردند.

سرویس مخفی به حمایت از لینکلن رسید ، اما فقط در مرگ. در سال ۱۸۷۶ گروهی از جعل کنندگان شیکاگو تلاش کردند تا جنازه لینکلن را از مقبره او که فقط با یک قفل محافظت می شد ، در قبرستان اوک ریج در اسپرینگ فیلد ، ایلینوی بدزدند. نقشه آنها نگه داشتن جسد برای باج ۲۰۰ هزار دلار و بدست آوردن آزادی بهترین جعل کننده باند از زندان بود. اما مأموران سرویس مخفی به باند نفوذ کردند و در کمین بودند تا عملیات را مختل کنند. جسد آبراهام لینکلن به سرعت به یک قبر بدون علامت منتقل شد و سرانجام در یک قفس فولادی محصور شد و زیر ۱۰ فوت بتن به خاک بست.

۴- برادر جان ویلکس بوث جان پسر لینکلن را نجات داد.

چند ماه قبل از اینکه جان ویلکس بوث ترور لینکلن را انجام دهد ، پسر بزرگ رئیس جمهور ، رابرت تاد لینکلن ، روی سکوی قطار در شهر جرسی ، نیوجرسی ایستاد. انبوهی از مسافران شروع به فشار دادن مرد جوان به عقب کردند و او به فضای آزاد بین سکو و قطار در حال حرکت افتاد. ناگهان ، دستی دراز شد و پسر رئیس جمهور را با یقه کت به ایمنی کشاند. رابرت تاد لینکلن بلافاصله نجات دهنده خود را شناخت: بازیگر معروف ادوین بوث ، برادر جان ویلکس. (در یک تصادف وهم انگیز دیگر ، در روز تشییع جنازه ادوین بوت – ۹ ژوئن ۱۸۹۳ – تئاتر فورد سقوط کرد و ۲۲ نفر کشته شدند.)

۵- لینکلن تنها رئیس جمهوری است که حق ثبت اختراع را کسب کرده است.

بنجامین فرانکلین تنها رهبر سیاسی آمریکایی نیست که ذهنی مبتکرانه را به نمایش می گذارد. پس از سوار شدن بر یک قایق بخار که در زیر سواحل فرو می رفت و مجبور بود بار خود را بارگیری کند ، لینکلن ، که عاشق دستکاری با ماشین بود ، روشی را برای شناور نگه داشتن شناورها هنگام عبور از آبهای کم عمق از طریق استفاده از اتاق های هوای خالی فلز متصل به کناره های آنها ، طراحی کرد. لینکلن برای طراحی خود ، حق ثبت اختراع شماره ۶،۴۶۹ را در سال ۱۸۴۹ دریافت کرد.

۶٫ آبراهام لینکلن شخصاً در خارج از کاخ سفید اسلحه هایی را آزمایش می کند.

لینکلن یک فرمانده کل قوا بود که با توجه به علاقه اش به اسباب بازی ، علاقه شدیدی به توپخانه استفاده شده توسط نیروهای اتحادیه خود در طول جنگ داخلی داشت. آبراهام لینکلن در آزمایش های توپخانه و توپ شرکت کرد و در کاخ سفید با مخترعانی که نمونه های اولیه نظامی را نشان می دادند دیدار کرد. اگرچه در منطقه کلمبیا حکم ایستادن علیه شلیک سلاح وجود داشت ، اما لینکلن حتی با مشک های آزمایشی و تفنگ های تکراری در وسعت چمنزار اطراف کاخ سفید ، که اکنون به عنوان بیضوی و مرکز ملی شناخته می شود ، وجود داشت.

۷٫ لینکلن در میدان نبرد جنگ داخلی زیر آتش دشمن قرار گرفت.

هنگامی که نیروهای جبهه متحد در ژوئیه ۱۸۶۴ به واشنگتن دی سی حمله کردند ، لینکلن در دو روز نبرد از خط مقدم فورت استیونز دیدن کرد که در نهایت اتحادیه پیروز شد. در یک لحظه تیراندازی به طور خطرناکی به رئیس جمهور نزدیک شد. افسانه ها حاکی از آن است که سرهنگ الیور وندل هولمز جونیور ، قاضی آینده دادگاه عالی ، پارس کرد ، “برو پایین ، احمق!” لینکلن از روی قلعه قلعه پیاده شد و میدان جنگ را بدون آسیب دید.

آبراهام لینکلن در نبرد فورت استیونز
حمله شبانه به فورت استیونس ، در حالی که رئیس جمهور لینکلن در آنجا بود ، در ۱۱ ژوئیه ۱۸۶۴٫

 

۸٫ لینکلن تا ۲۱ سالگی به ایلینوی نقل مکان نکرد.

ایلینوی ممکن است به عنوان سرزمین لینکلن شناخته شود ، اما در ایندیانا بود که رئیس جمهور شانزدهم سالهای تشکیل خود را گذراند. لینکلن در سال ۱۸۰۹ در کابین چوبی کنتاکی متولد شد و در سال ۱۸۱۶ پدرش توماس خانواده را از آن طرف رود اوهایو به یک قطعه ۱۶۰ جریب در جنوب ایندیانا منتقل کرد. لینکلن تا سال ۱۸۳۰ به ایلینوی مهاجرت نکرد.

۹٫ شیر مسموم مادر آبراهام لینکلن را کشت.

وقتی آبراهام در سال ۱۸۱۸ ۹ ساله بود ، مادرش ، نانسی ، در اثر “بیماری شیر” مرموز در جنوب ایندیانا درگذشت. بعداً فهمیدند که این بیماری عجیب به دلیل نوشیدن شیر آلوده گاوی است که بلغم سفید مسموم را بلعیده است.

۱۰٫ لینکلن هرگز در اتاق خواب لینکلن نخوابید.

هنگامی که کاخ سفید را اشغال کرد ، رئیس جمهور شانزدهم از اتاق خواب فعلی لینکلن به عنوان دفتر شخصی خود استفاده کرد. در آنجا بود که وی با اعضای کابینه ملاقات کرد و اسنادی از جمله اعلامیه رهایی را امضا کرد.

چرا آبراهام لینکلن ترور شد؟

 

آبراهام لینکلن از ۱۶ رئیس جمهور از ایالات متحده ، بود ترور توسط بازیگر صحنه شناخته شده جان ویلکس بوث در ۱۴ آوریل سال ۱۸۶۵، در حالی که حضور بازی پسر عموی آمریکایی ما در تئاتر فورد در واشنگتن، دی سی ضرب گلوله در سر او را تماشا بازی ، لینکلن روز بعد در ساعت ۷:۲۲ صبح در خانه پترسن روبروی تئاتر درگذشت .

 او اولین رئیس جمهور ایالات متحده بود که ترور شد ،  با مراسم تشییع و خاکسپاری وی مدت طولانی عزاداری ملی را رقم زد.

در نزدیکی پایان جنگ داخلی آمریکا رخ داد ، این ترور بخشی از توطئه بزرگتری بود که بوت قصد داشت با از بین بردن سه مهمترین مقامات دولت ایالات متحده ، هدف متحدین را احیا کند . توطئه گران لوئیس پاول و دیوید هرولد برای کشتن وزیر امور خارجه ویلیام اچ سوارد و جورج آتزرودت وظیفه کشتن آندرو جانسون معاون رئیس جمهور را عهده دار شدند. . فراتر از مرگ لینکلن ، توطئه ناکام ماند: سوارد فقط زخمی شد و حمله کننده احتمالی جانسون اعصاب خود را از دست داد. پس از یک فرار اولیه چشمگیر ، بوت در اوج تعقیب ۱۲ روزه کشته شد. پاول ، هرولد ، آتزرود و ماری سورات بعداً به دلیل نقش در توطئه به دار آویخته شدند.

طرح رها شده برای ربودن آبراهام لینکلن

جان ویلکس بوث ، متولد مریلند و در خانواده ای از بازیگران برجسته صحنه ، در زمان ترور در نوع خود به یک بازیگر مشهور و مشهور ملی تبدیل شده بود. او همچنین یک هوادار صریح کنفدراسیون بود. در اواخر سال ۱۸۶۰ او در شوالیه های حلقه طلایی طرفدار کنفدراسیون در بالتیمور آغاز شد .

در مارس ۱۸۶۴ ، اولیس اس. گرانت ، فرمانده ارتش های اتحادیه ، مبادله اسرای جنگی را با ارتش کنفدراسیون به حالت تعلیق درآورد  تا فشارها بر جنوب گرسنه نیروی انسانی افزایش یابد. غرفه طرح به ربودن لینکلن به منظور باج خواهی شمال به از سرگیری تبادل زندانیان، تصور

 : ۱۳۰-۴ و استخدام ساموئل آرنولد ، جورج Atzerodt ، دیوید هارولد ، مایکل O’Laughlen ، لوئیس پاول (همچنین به عنوان “لوئیس پین شناخته شده “) ، و جان سورات برای کمک به او. مادر سورات ، ماری سورات ، میخانه خود را ترک کردسوراتسویل ، مریلند ، و به خانه ای در واشنگتن دی سی نقل مکان کرد ، جایی که بوت یک بازدید کننده مکرر می شد.

در حالی که غرفه و لینکلن شخصا آشنا نیست، لینکلن غرفه در فورد در دیده بود ۱۸۶۳٫ پس از ترور، بازیگر فرانک Mordaunt نوشت که لینکلن، که ظاهرا هیچ سوء ظن در مورد غرفه پناه، تحسین بازیگر و بارها او را (بدون موفقیت) برای بازدید از کاخ سفید دعوت کرده بود.

 : ۳۲۵–۶ بوت در ۴ مارس در مراسم تحلیف دوم لینکلن شرکت کرد و پس از آن در دفتر خاطرات خود نوشت: “اگر آرزو می کردم ، چه شانس عالی داشتم که رئیس جمهور را در روز تحلیف بکشم!” [۷] : ۱۷۴،۴۳۷n41

در ۱۷ مارس ، بوت و سایر توطئه گران قصد داشتند که لینکلن را هنگام بازگشت از بازی در بیمارستان نظامی کمپل ربودند. اما لینکلن به این نمایش نرفت ، در عوض در مراسمی در هتل ملی شرکت کرد . : ۱۸۵ بوت در آن زمان در هتل ملی زندگی می کرد و اگر برای تلاش برای آدم ربایی سقط جنین به بیمارستان نرفته بود ، می توانست در هتل به لینکلن حمله کند. [۷] : ۱۸۵-۶،۴۳۹n17 [۱۲] : ۲۵

در همین حال ، کنفدراسیون در حال سقوط بود. در تاریخ ۳ آوریل ، ریچموند ، ویرجینیا ، پایتخت کنفدراسیون ، به دست ارتش اتحادیه افتاد. در ۹ آوریل ، ژنرال ارشد ارتش های ایالت های متحد رابرت ای لی و ارتش وی از ویرجینای شمالی پس از نبرد دادگاه آپوماتوکس ، به فرمانده کل ارتش ایالات متحده اولیس اس. گرانت و ارتش او از پوتومک تسلیم شدند. خانه . رئیس جمهور متحد جفرسون دیویس و دیگر مقامات کنفدراسیون فرار کرده بودند. اما بوت همچنان به هدف کنفدراسیون اعتقاد داشت و به دنبال راهی برای نجات آن بود. 

آماده سازی

در ۱۴ آوریل ، صبح بوت از نیمه شب آغاز شد. او به مادرش نوشت که همه چیز خوب است ، اما “عجول” است. وی در دفتر خاطرات خود نوشت که “علت ما تقریباً گم شده است ، باید کار قاطع و بزرگی انجام شود”.

حوالی ظهر هنگام مراجعه به تئاتر فورد برای تحویل گرفتن نامه خود ، بوث فهمید که Abraham لینکلن و گرانت قرار است آن شب پسر عموی آمریکایی ما را در آنجا ببینند . این موقعیت خصوصاً مناسبی را برای حمله به لینکلن فراهم کرد ، زیرا او چندین بار در آنجا بازی کرده بود ، او از طرح تئاتر آگاه بود و برای کارکنان آن آشنایی داشت.  او به منزل شبانه روزی ماری سورات در واشنگتن دی سی رفت و از او خواست بسته ای را به میخانه خود در سوراتسویل ، مریلند تحویل دهد. وی همچنین از او خواست که به مستاجر خود لوئیس جی وایچمن بگوید اسلحه ها و مهماتی را که بوت قبلاً در میخانه ذخیره کرده بود آماده کند.

تئاتر فورد

توطئه کنندگان برای آخرین بار ساعت ۷ عصر دیدار کردند  . بوت لوئیس پاول را به کشتن وزیر امور خارجه ویلیام اچ سیورد در خانه اش ، جورج آتزرودت برای قتل معاون رئیس جمهور اندرو جانسون در هتل کرکوود و دیوید ای. هرولد برای راهنمایی پاول (که با واشنگتن آشنا نبود) به خانه سیورد اختصاص داد. سپس با بوت در مریلند قرار ملاقات گذاشت.

جان ویلکس بوث تنها عضو شناخته شده توطئه بود. این احتمال وجود دارد که وی منطقی (اما در نهایت ، نادرست) تصور کرده است که از ورودی صندوق ریاست جمهوری محافظت می شود و او تنها توطئه گر با احتمال قابل قبول برای دستیابی به رئیس جمهور یا حداقل ورود به صندوق خواهد بود. بدون اینکه ابتدا به دنبال سلاح بگردیم. بوت قصد داشت تا با تک تیراندازی خود درینگر ، لینکلن را از فاصله دور شلیک کند و سپس به گرانت در تئاتر فورد ضربه بزند . قرار بود همه آنها اندکی پس از ساعت ده به طور همزمان اعتصاب کنند.  آتزرود سعی کرد از توطئه خارج شود ، که تا این لحظه فقط آدم ربایی بود ، نه قتل ، اما بوت او را تحت فشار قرار داد تا ادامه دهد.

ترور لینکلن

لینکلن به تئاتر می رسد

علی رغم آنچه بوث در همان روز شنیده بود ، گرانت و همسرش جولیا گرانت از همراهی لینکلن امتناع ورزیده بودند ، زیرا مری لینکلن و جولیا گرانت روابط خوبی نداشتند.دیگران به طور پی در پی نیز دعوت لینکلن را نپذیرفتند ، تا اینکه سرانجام سرگرد هنری راتبون و نامزدش کلارا هریس (دختر سناتور نیویورک ایرا هریس ) پذیرفتند. در یک زمان مری لینکلن دچار سردرد شد و تمایل داشت در خانه بماند ، اما لینکلن به او گفت که باید در آنجا شرکت کند زیرا روزنامه ها اعلام کرده بودند که این کار را می کند.  پیاده لینکلن ،ویلیام اچ کروک ، به او توصیه کرد که نرود ، اما لینکلن گفت که به همسرش قول داده است. لینکلن قبل از کمک به مری در کالسکه ، به رئیس مجلس نمایندگان شوئیلر کالفاکس گفت: “من فکر می کنم وقت آن است که برویم ، هرچند ترجیح می دهم بمانم.”

حزب ریاست جمهوری دیر رسید و در جعبه آنها مستقر شد (دو جعبه مجاور که یک قسمت تقسیم شده برداشته شده است). این نمایش قطع شد و ارکستر ” سلام بر رئیس ” را اجرا کرد زیرا خانه کامل حدود ۱۷۰۰ نفر با کف زدن تشویق شد. لینکلن روی صندلی گهواره ای نشست که از بین وسایل شخصی خانواده فورد برای او انتخاب شده بود.

 

بازیگران برای احترام به لینکلن یک خط از نمایش را اصلاح کردند: وقتی قهرمان خواست صندلی محافظت شده از پیش نویس را بخواند ، جواب – با نوشته شده به عنوان “خوب ، شما تنها کسی نیستید که می خواهد از پیش نویس فرار کند ” در عوض تحویل داده شد ، “پیش نویس با دستور رئیس جمهور متوقف شده است!” یکی از حضار مشاهده کرد که مری لینکلن غالباً توجه شوهرش را به جنبه های عمل در صحنه جلب می کند و “به نظر می رسد از دیدن لذت او بسیار لذت می برد.” 

در یک لحظه مری لینکلن به لینکلن که دستش را گرفته بود زمزمه کرد: “خانم هریس چه تصوری از این خواهد داشت که من از تو آویزان شوم؟” لینکلن پاسخ داد ، “او در مورد آن چیزی نمی اندیشد”.  در سال های بعد این کلمات به طور سنتی آخرین کلمه لینکلن در نظر گرفته می شد ، اگرچه NW Miner ، یکی از دوستان خانوادگی ، در سال ۱۸۸۲ ادعا کرد که مری لینکلن به او گفت آخرین سخنان لینکلن تمایل به دیدار اورشلیم را دارد .

بوث به لینکلن شلیک می کند

در حالی که کروک از وظیفه خارج بود و وارد هیل لامون دور بود ، پلیس جان فردریک پارکر مامور نگهبانی از صندوق رئیس جمهور شد. هنگام قطع او به همراه نوکر چینی چرلز فوربس و مربیگری فرانسیس بورک به یک میخانه نزدیک رفت. مشخص نیست که آیا او دوباره به تئاتر بازگشته است ، اما مطمئناً وقتی بوت وارد صندوق شد در پست خود نبود. در هر صورت ، یقین وجود ندارد که ورود به مشهوری مانند بوث ممنوع باشد و اینکه بوت پس از ورود به جعبه ، مهاربندی برای بستن در تهیه کرده بود ، نشانگر انتظار او برای نگهبانی است. جورج براینرد تاد ، جراح نیروی دریایی ، ورود غرفه را دید: 

حدود ساعت ۱۰:۲۵ شب ، مردی وارد شد و آهسته از کناری که جعبه “پریس” روی آن قرار داشت قدم زد و من مردی را شنیدم که می گفت: “غرفه ای وجود دارد” و من سرم را برگرداندم تا نگاهش کنم. او هنوز خیلی آهسته راه می رفت و نزدیک درب جعبه بود که متوقف شد ، از جیبش کارت درآورد ، چیزی روی آن نوشت و آن را به آشیانی داد که آن را به صندوق برد. در یک دقیقه در باز شد و او وارد شد.

یک بار که از داخل این در که به سمت داخل چرخید ، عبور کرد و با قرار دادن یک چوب بین آن و دیوار ، آن را سد کرد. از اینجا درب دوم به جعبه لینکلن منتهی می شد. شواهدی وجود دارد که در اوایل روز ، بوت یک سوراخ سوراخ را در این درب دوم حفر کرده بود ، هرچند این امر قطعی نیست. 

 

مخفی کاری اداره پلیس متروپولیتن واشنگتن برای ۱۴ آوریل (ربع پایین صفحه): “در این ساعت اطلاعات مالیخولیایی ترور آقای لینکلن  … به این دفتر آورده شد  … قاتل فردی به نام جی ویلکس است [ sic ] غرفه. “

بوث این بازی را قلباً می دانست و منتظر ماند تا با خنده یکی از بهترین خطوط نمایش را که توسط بازیگر هری هاوک ارائه شد ، خنداند : “خوب ، حدس می زنم من آنقدر می دانم که تو را به درون برگردانم ، پیر دختر ؛ تو sokdologising old-trap! “. لینکلن از این خط می خندید که هدف اصابت گلوله قرار گرفت.

بوث در را باز کرد ، جلو رفت ، و از پشت با لینگرن را با یک زن محاصره کرد . گلوله از پشت گوش چپ وارد جمجمه لینکلن شد ، از مغز او عبور کرد و پس از شکستن هر دو صفحه مداری ، در نزدیکی جلوی جمجمه آرام گرفت . لینکلن روی صندلی خود افتاد و سپس عقب افتاد. راتبن برگشت و دید که بوث در دود اسلحه ایستاده و کمتر از چهار فوت پشت لینکلن ایستاده است. بوت کلمه ای را فریاد زد که فکر می کرد راتبون مانند “آزادی!” 

چرا لینکلن ترور شد؟

در نزدیکی پایان جنگ داخلی آمریکا رخ داد ، این ترور بخشی از توطئه بزرگتری بود که بوت قصد داشت با از بین بردن سه مهمترین مقامات دولت ایالات متحده ، هدف متحدین را احیا کند.

چگونه آبراهام لینکلن جهان را تغییر داد؟

لینکلن همیشه جنگ داخلی را به عنوان مبارزه ای برای نجات اتحادیه تعریف می کرد ، اما با این وجود در ژانویه ۱۸۶۳ وی اعلامیه رستگاری را صادر کرد که در آن همه بردگان در مناطقی که هنوز تحت کنترل کنفدراسیون بودند ، آزاد شدند. این یک حرکت نمادین مهم بود که مبارزات اتحادیه را جنگی برای پایان دادن به برده داری می دانست.
 

آبراهام لینکلن در چه خانواده ای بدنیا آمد ؟

آبراهام لینکلن در خانواده‌ای فقیر در کنتاکی بدنیا آمده پدرش خانواده خود را از آنجا در حالیکه تنها تبری برای گذران بهمراه داشت کوچانید، و بسوی ایندیانا پیش‌رفت، تا اینکه درین ناحیه کلبه‌ای چوبی بدون در و پنجره، بدون شیشه ساخت و کف ‌آن پر از علف‌های وحشی بود و رختخواب‌هائی که تشک‌های آن را با برگ خشک پرکرده بودند یک یا دو چهار پایه، یک میز و یک کتاب مقدس که همه اثاث البیت و دارایی آنها را تشکیل میداد.مادر آبراهام زنی خوشخو بود که بدو فرزندش خواندن و نوشتن را آموخت و آبراهام فقط سه ماه به مدرسه رفت اما بواسطه هوش سرشار توانست عباراتی از کتاب مقدس را از بر بخواند.آبراهام در ده سالگی از مادر یتیم شد و در ۲۰ سالگی خواهرش را نیز از دست داد. چندی بعد پدر تجدید فراش کرد، نامادری، زنی مهربان بود که با سه فرزند خود به کلبه پدر آبراهام آمد و نسبت به آبراهام مهربانی و او را تشویق به مطالعه و ورود به عالم کتاب کرد و اصول تکامل اخلاقی و کنجکاوی علمی را در وی زنده نمود. علاوه بر این پرهیزگاری و فاکاری را در وی برمیانگیخت.

سالها بعد چون لینکلن به رهبری سی میلیون نفر رسید، گفت:  شخصیت کنونی من وآنچه ممکن است در آتیه بر افتخارات آن افزوده گردد همه مرهون مادر فرشته رفتارم است. خدا اورا بیامرزد. روزی کتابی کهنه و موش خورده از شرح زندگی واشنگتن بدست آورد، آنرا با دقت فراوان خواند و بقدری شیفته آن شد که شاید اساس فکری و شخصیت ترقی جوی آبراهام گشت.

در ۱۸ سالگی در دکانی کوچک شغلی بدست آورد. در ۱۵ مایلی خانه‌اش دادگاههائی در فصول معینی از سال تشکیل می‌گردید لینکلن گه‌گاه خود را صبح زود به‌آنجا می‌رسانید و پس از آنکه تمام روز خود را به شنیدن سخنان قاضیان و دادستانها و متهمان گوش میداد شامگاهان بخانه باز می‌گشت. در حالیکه کتابی بعاریه برای مطالعه گرفته بود، که نام آن : قانون اساسی تجدید نظر شده ایالت ایندیانا بود.

دو سال بعد خانواده را به ایالت ایلنوی برد و با گاری اسباب خانه را از جاده‌های گل‌ولای و باتلاق انتقال داد آنگاه به برادارن ناتنی در ساختن خانه چوبی کمک نمود و اطراف آنرا با شاخه‌های پرچین و دیوارکشی کرد.

آبراهام در مزارع اطراف مزدوری میکرد و زمانی برای تهیه شلوار برای کارفرمائی حاضر شد مقداری چوب تحویل دهد.

مدتی نیز با برادر ناتنی خود برای کارفرمائی کشتی بی بادبان مسطح می‌ساخت و چون با دقت فراوان این کار ار به انجام رسانید. صاحب کار وی را به متصدی یک کارخانه و دکان بزرگی که در نیوسالم قرار داشت گماشت، لینکلن با مشتریان رفتار خوبی داشت یکبار از یک مشتری اشتباها‎ْ‏‏ حدود ۶ سنت اضافه گرفته بود، شب هنگام دو سه مایل راه رفت تا مبلغ مزیور را به مشتری پس بدهد.

آبراهام برای اصلاح کلام خود شنید که در ۶ مایلی محل کار وی کتاب دستور زبان می‌فروشند پیاده بدانجا رفت‌‌، شب تا صبح آن کتاب را مطالعه کرد اما چون شمع گران بود در تراشه‌های چوب که میسوزانید. کتاب را خواند.

آبراهام رفته رفته به امور سیاسی علاقه‌مند گشت و برای آگاهی از جریان امورسیاسی مجله جورنال لوئیزویل را مشترک شد.

دیری نگذشت که صاحبکارش ورشکست و در نتیجه آبراهام سرگردان گردید، در این احوال جنگ با قبیله سرخپوستان ساکس آغاز شد که ایالت ایلینوا سرباز داوطلب استخدام میکرد.

آبراهام با درجه سروانی بفرماندهی یک گروهان در نیوسالم منصوب شد، وی رفتاری مهرآمیز با سربازان داشت و همواره در فکر آسایش آنان بود. چندی بعد یارانش از او درخواست کردند که در انتخابات پارلمانی ایالت ایلینوا خود را نامزد نمایندگی نماید. لینکلن نخست می‌ترسید زیرا می‌پنداشت دوستان وی را ریشخند می‌کنند. اما رئیس باشگاه گویندگی ( آبراهام نیز عضو آن بود ) به لینکلن چنین گفت:

 نگران نباش زیرا مردم پس از آنکه سخنرانی‌های تو را شنیدند به شخصیت تو پی خواهند برد به هر حال شرکت در این سخنرانی به نفع تو است.

لینکلن در ۲۳ سالگی در انتخابات شرکت کرد و با سخنرانی‌های پرشور خود محبوبیت فراوان کسب کرد، گرچه پیروز نگشت اما ۲۸۰ رأی در نیوسالم به نامش به صندوق ریخته شد و این ضرب‌المثل درباره او ساخته شد: لینکلن هیچ ندارد جز دوستان بسیار.

آبراهام لینکلن بعد از ازدواج با شور بیشتر به مطالعات خود ادامه می‌داد،‌ به نمایندگی برگزیده شد و در کمیسیونها شرکت می‌جست و نیازمندی‌های ایالت ایلنوی را مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار می‌داد.

در ۲۸ سالگی به شهر اسپرینگفیلد که از نیوسالم بزرگتر بود رفت.

لینکلن بر اثر مشاهده وضع رقت‌انگیز بردگان سخت متأثر گردید و با خود عهد کرد و گفت:  اگر روزی بتوانم این رسم را به زمین بکوبم، آنرا محکم خواهم کوفت.

مدتی به کار سیاست پرداخت و چندی در حزب هویگ به طرفداری از قدرت دولت و مخالفت با دموکرات‌ها فعالیت کرد. اما شکست خورد، از اینرو کار سیاست را کنار گذاشت و به کسب بقالی پرداخت ولی در این راه نیز توفیقی نیافت آنگاه رئیس پست، چندی بعد به شغل ارزیابی مشغول شد. در این احوال به تحصیل حقوق پرداخت و در ۱۸۳۴ به عضویت هیأت مقنن ایالت ایلینوی برگزیده شد.

چون لینکلن تحصیلات حقوقی داشت و آثار بلکستون را خوانده بود در ناحیه مرزی در ۲۸ سالگی به مقام دادستانی وارد کار دادگستری گردید و چندی بعد یکی از حقوق‌دانان برجسته و معروف گشت.

آبراهام لینکلن چند ماهی در خدمت کنگره بود اما از سیاست خسته شد و رو به وکالت آورد. و با مشارکت یک نفر به نام هرندون دفتر حقوقی- لینکلن- هرندون را تأسیس کرد. چون لینکلن در کار دفاع ورزیدگی خاصی داشت. به این کار پرداخت و بقیه کارهای قضائی را به شریک خود سپرد. لینکلن تا به حقانیت موکل خود پی نمی‌برد، دست به دفاع نمی‌زد تصادفاً موکلی موفق به فریب وی شد اما چون در محضر دادگاه به گزارش خلاف واقع موکل خود پی برد فوراً از وکالت شخص مزبور استعفا کرد.

در مورد برده‌داری نخست عقیده داشت که باید جلو توسعه آن گرفته شود و ایالات جنوبی ممالک متحده آمریکا برده‌داری را برای کار خود لازم می‌دانستند.

خانه‌ای که دچار دو دستگی باشد بر پای نمی‌ماند به اعتقاد من کشور ما نمی‌تواند نیمه آزاد و نیمه برده به حیات خود ادامه دهد. من انتظار ندارم که اتحادیه ایالات آمریکا از میان برود- یا خانه بر سرمان فرو ریزد- بلکه آرزویم اینست که دو دستگی از میان برخیزد، یا مخالفان روش برده‌‌داری از گسترش آن جلوگیری کنند و به پیروی از عقیده عموم مردمان که دوران بردگی را به سر رسیده می‌دانند بساط آن را قلع و قمع سازند؛ یا هواخواهان روش برده‌داری آن را در همه ایالات خواه قدیمی باشد یا تازه تأسیس شده شمالی باشد یا جنوبی، بطور یکسان قانونی معمول دارند. نقل از کتاب شعله‌های نبوغ ترجمه محمد سعیدی

کار آبراهام لینکلن رو به ترقی بود و شهرتی فراوان بدست آورد و وکالت‌هائی را قبول می‌کرد که به حقانیت موکل اطمینان کامل حاصل می‌نمود. در ۱۸۴۶ با اکثریت فوق‌العاده به عضویت کنگره ممالک متحده آمریکا انتخاب گردید، در انجمن ضد برده‌داری کوشش بسیار کرد و سرانجام قانون ضد برده‌داری در ۱۸۵۰ در کنگره به تصویب رسید و در نتیجه برده فروشی در ناحیه کلمبیا ممنوع گردید، در ۱۷ ژوئن ۱۸۵۶ که حزب جدید التأسیس جمهوری خواه دومین کنگره عمومی خود را در شهر فیلادلفی تشکیل داد لینکلن با ۱۱۰ رأی بنا مزدی آن حزب برای بدست آوردن مقام معاونت ریاست جمهوری انتخاب گشت، در این احوال جوانی تهیدست را به جرم قتل به محاکمه کشیدند و چون ما در متهم بالینکلن آشنا بود نامه‌ای به وی نوشت و از او یاری خواست. آبراهام در دادگاه شرکت کرد، شاهد گفت که در شب مهتاب متهم را دید که ضربه‌ای شدید به مقتول زده است. لینکلن پس از اینکه شب وقوع قتل را دانست با مراجعه به تقویم ثابت کرد که آن شب اصلاً مهتابی نبوده، به این ترتیب دروغ شاهد را به ثبوت رسانید و دادگاه را سخت به حیرت انداخت و خود نیز از اینکه جان بی‌گناهی را نجات داده بود از شدت تأثر می‌گریست و این ماجرا بر حسن شهرت لینکلن افزود.

یکسال بعد، از وی دعوت به عمل آمد که در انستیتو کوپر سخنرانی کند، لینکلن با فصاحتی کم نظیر از مظالم برده‌داران و زشتی برده‌داری سخن گفت و درباره برده‌داری پیشگوئی هائی نیز کرد.
در نهم مه ۱۸۶۰ کنگره ایالتی حزب جمهوری خواه ایلینوا در اسپرینگفیلد تشکیل گردید و آبراهام لینکلن را به ریاست برگزید. در همین سال در کنگره ملی جمهوریخواه که در شیکاگو تشکیل گردید. لینکلن بر رقیب پیروز گشت. چون این موفقیت را یه وی اطلاع دادند با آرامش گفت:  خوب آقایان در خانه ما زنی است که در این امر شاید بیش از همه ذیعلاقه باشد. در صورتی که مرا معذور بدارید، این خبر را به او برسانم.

پیش از اینکه برای اشغال پست ریاست جمهوری به واشنگتن برود به نزد شریک دارالوکاله خود رفت و از او خواهش کرد که تا پایان دوره ریاست جمهوری نامش را از تابلو پاک نکند.

چون در مسند ریاست جمهوری قرار گرفت خزانه کشور را تهی دید و دامنه جنگ در ایالت‌های مختلف این کشور گسترش می‌یافت و در این جریانات از شدت نگرانی چروک‌های صورتش بیشتر و چشمانش گودتر می‌گشت. در نطق آغاز زمام‌داری خود گفت:  هموطنان ناراضی عزیزم؛ نتیجه و حاصل جنگ به عمل شماست نه من، دولت حمله نخواهد کرد و اگر متجاوز و مهاجم نباشید کشمکش ایجاد نمی‌شود… در واقع ایالات شمال و جنوب غیر قابل تفکیک و تجزیه هستند. چون جنگهای انفصال درگرفت، لینکلن درخواست ۷۵۰۰۰ نفر داوطلب نمود،‌ هزاران نفر از مدارس و دانشگاهها خود را به ارتش معرفی کردند و در اعلامیه دیگر ۴۲۰۰۰ نفر داوطلب دیگر خواست که این عده نیز خود را معرفی نمودند.

لینکلن در کتابهای نظامی غرق شد و به مطالعه نقشه‌ها درباره تپه‌‌ها، دشت‌ها و کوهها پرداخت تا بتواند نیروی شمالی‌ها را رهبری کند، چون در ۲۱ ژوئیه ۱۸۶۱ سپاه شمال شکست خورد. جنوبی‌ها سرمست از پیروزی و مغرور شدند و لینکلن با حوصله فراوان به جنگ ادامه داد و می‌دانست که انگلیسی‌ها به ایالات جنوبی کمک می‌کنند و طوری عمل کرد که با انگلیسی‌ها درگیر نشد. روزی حکم اعدام نگهبانی که در سر پست خود،‌ به خواب رفته بود. برای امضاء آوردند لینکلن از امضاء خودداری کرد و گفت نمی‌توانم خود را راضی کنم که جوانی تیرباران شود و آن جوان بخشیده شد. پس از مدتی این جوان در جنگ کشته شد در حالیکه تصویری از رئیس جمهور را روی قلب خود قرار داده بود که در آن نوشته بود: خدا رئیس جمهور لینکلن را حفظ کند. لینکلن در جواب یک نفر روزنامه نویس درباره لغو بردگی چنین نوشت: اگر بتوانم وحدت آمریکا را بدون آزاد کردن برده‌ای حفظ کنم، این کار را خواهم کرد؛ و اگر بتوانم با آزاد کردن همه بردگان،‌آزادی آمریکا را حفظ کنم. حتماً آنرا انجام خواهم داد؛ و اگر بتوانم با آزاد کردن عده‌ای از بردگان و رها کردن عده دیگری از آنها به حال خود؛ وحدت آمریکا را محفوظ نگاه دارم باز این کار را خواهم کرد.

لینکلن همت بسیار برای لغو بردگی نمود و در پائیز ۱۸۶۲ تصمیم گرفت برده فروشی را بطور قطع براندازد و در ۲۳ سپتامبر به اعضای کابینه گفت:  من با خدای خود عهد کرده‌ام که این عمل را انجام دهم و به دنبال آن اعلامیه آزادی را که به موجب آن چهار میلیون برده آزادی بدست می‌آورند صادر کرد و می‌گفت:  این اقدام عمده‌ترین کاری است که در دوران زمامداری لینکلن انجام گرفت و بزرگترین حادثه قرن نوزدهم به شمار می‌رود.

هنوز جنگ داخلی به پایان نرسیده بود که برای بار دوم به ریاست جمهوری انتخاب گشت و در سخنرانی آغاز دومین دوره ریاست جمهوری چنین گفت: نسبت به هیچکس سوء نیت و بداندیشی نداشته باشیم. نسبت به عموم محبت کنیم تا آنجا که خدا به ما نیروی شناخت نیک از بد را داده است نیکی را انتخاب کنیم…

با پایان یافتن جنگ‌های داخلی و لغو بردگی آبراهام لینکلن جاودانه‌ترین نام و شهرت را یافت. از آن پس، به کارهای عمرانی و به درمان و از میان بردن نتایج جنگهای داخلی پرداخت. اما همانطور که خود پیش بینی کرده بود: گوئی به من الهام شده است که پس از پایان این جنگ خانگی زنده نخواهم ماند. چون این جنگ تمام شود کار من نیز تمام است.

سرانجام پنج روز پس از پایان جنگ داخلی و تسلیم سردار جنوب جنرال لی، آبراهام لینکلن در تآتر فورد در حین تماشای نمایشنامه‌ای، در کنار همسر خود به ضرب گلوله هنرپیشه نیم دیوانه‌ای کشته شد. وزیر کشور کابینه‌اش در حق لینکلن چنین گفت: حالا دیگر او به قرنهای متمادی تعلق دارد.

لینکلن از هیزم شکنی،‌ آسیابانی، کارگری با سعی کوشش به بلندترین مقام ادبی، حقوقی و اجتماعی و سیاسی رسید و سرانجام بردگان را آزاد کرد.

آبراهام لینکلن در امور حقوقی، فاضلترین و استادترین وکلای دادگستری و حقوقدانان را در نمونه‌ای نادر و بس ارزنده بود. بطوریکه بزرگترین خطیبان زمان در برابر بلاغت کلام وی،‌ قدر و قیمت چندانی نداشتند، در امور سیاسی پیروزمندانه مشکلات را از میان برمی‌داشت و با روشن‌بینی و حسن نیت خاص خود دشواری‌ها را حل می‌کرد.

لیکن پس از پیروزی قوای شمالی اعلامیه آزادی خود را صادر کرد که بموجب آن عموم بردگان جنوب ایالات یاغی را از اول ژانویه ۱۸۶۳ آزاد کرد و پس از آن سیزدهمین ماده اصلاحی قانون اساسی را بتصویب رسانید که خود طراح و مجریش بود و پایه و اساس برده داری را بطور دائم در آمریکا لغو کرد.

ممکن است شما دوست داشته باشید