طراحی جلد کتاب – یک تحقیق کامل

طراحی جلد کتاب
0

طراحی جلد کتاب این موضوع که قراره در این پست بگذاریم یک تحقیق کامل است که مناسب افرادی که بدنبال تحقیق میگردند که ما این مقاله کامل را برای شمار در این پست در سایت دانشکده ها قرار خواهیم داد اگر نیاز به فایل ورد این تحقیق داشتین در قسمت نظرات نظر و پیام دهید تا از طریق ایمیلتان به شما ارسال شود.

از عمده ترین فعالیت طراحان گرافیک دنیا امروزه می توانیم به طراحی جلد کتاب اشاره کنیم.

طراحی جلد کتاب فعالیتی همیشگی و ماندگارتر به نسبت آثاردیگر صفحه آرایی می کند در واقع یک اثر ماندگار را از خود به جا می گذارد. اثر که دوره مشخصی ندارد و یک کار فرهنگی، هنری به حساب می آید. که ممکن است این کتاب سالیان سال در کتابخانه ها نگهداری شود و حتی افراد آن دوره نباشند  کتاب ها می مانند.

مخاطبین کتاب هم افرادی تحصیلکرده و روشنفکر هستند و کار برای چنین مخاطبی لذت و شور خاصی را می طلبد.

وظایف طراح جلد آن است که جلب نظر بیننده و خواننده را بکند و او را به خرید کتاب ترغیب نماید در نتیجه طراح باید طوری طراحی کند که روی جلد با روحیات و حساسیت های جامعه به خوبی ارتباط برقرار کند و این امر بستگی به تجربه و آشنایی طراح با فرهنگ و مردم جامعه دارد. طراحی جلد مانند سخن گفتن است. طراح باید طوری حرف بزند که گیرایی فصاحت  و تازگی کلام داشته باشد و مستمع را بر سر شوق بیاورد و این کار تجربه کافی می خواهد.

در طراحی جلد کتاب باید به رو و عطف و پشت جلد همزمان توجه داشت و طراحی آن باید در کنار هم با هماهنگی خاصی بشد و مقصود نویسنده را برساند.

طراحی جلد کتاب در ایران

دانشکده ها : قبل از اختراج صنعت چاپ کتاب کالایی پرهزینه و تنها در اختیار شاهان و درباریان بود. چون خود کتابت، نسخه برداری و سپس تهیه روی جلد برای حفاظت از چنین کالایی پرارزشی وقت و هزینه زیادی می طلبید. از آنجایی که متن کتاب ناگزیر می بایست از ارزش معنویی بالایی بخوردار باشد تا چنین تلاشی را به خدمت بگیرد جلد آن نیز می بایست از نظر زیبایی و استحکام و توانایی حفاظت از آن متن شایستگی لازم را دارا می بود. بنابراین جلد سازان متناسب با شرایط زمانه و پیشرفت تکنولوژی از مواد گوناگون برای ساخت استفاده می کردند و با اندوخته ذوق و فرهنگ و هنر خود آن را می آراستند.

یکی از قدیمی ترین موادی که برای ساخت جلد بکار گرفته می شد، چوب بود. پس از آن و با تکامل فن «دباغی» از پوست حیوانات برای حفظ کتاب بهره گرفته شد و بعدها در قرون وسطی مقوا با کیفیتی متناسب تر جانشین پوست شد، پس از آن انواع کاغذ و امروزه انواع پلاستیک جایگزین آن شده اند.

در ایران پیش از عصر صفوی از چرم، تیماج، شبرو، پوست نازک گوساله، چرم خام و … برای ساختن جلد کتاب استفاده و سپس با ذوق و سلیقه تمام روی آن را تزئین و نقاشی می کردند.توجه به این امر در زمان تیموریان چندان افزایش پیدا کرد که بایسنقرمیرزا، پادشاه تیموری گروهی را به سرپرستی «غیاث الدین» به چین فرستاد تا فنون کتاب سازی، روی جلد و مقواسازی را بیاموزند. نقاشان و خوشنویسان بسیاری در دربار این پادشاه گرد آمده بودند که معروفترین ایشا «استاد قوام الدین تبریزی» بود که منبت کاری روی جلد از ابتکارات اوست. «قرآن بایسنقری» و «شاهنامه بایسنقری» از مهمترین آثار این دوره هستند. از زمان صفویه از پارچه نیز برای جلد سازی استفاده شده. پارچه های «زری» و «قلمکار» و سپس در دوران قاجار پارچه «ترمه» به این کارمی آمد. روی جلد کتب، از آنجایی که تصویرگری صورت آدمی نهی شده بود، بوسیله نقوش انتزاعی و هندسی تزیین می شد وبه کمک رنگ اشکال زیبایی را به وجود می آورد. همچنین از نقوش اسلیمی و انواع گره ها نیز استفاده می شود. از فنهای خاص آرایش جلد کتاب نیز می توان از «کوبیده» «ضربی» «معرق» «معرق زری» و روغنی نام برد.

در زمان قاجاریه و بدنبال آشنایی با فرهنگ غرب دوباره جلدهای روغنی باب شد که روی آن را با نقوش «گل ومرغ» و «ترنجی» می آراستند و سپس تصویر چهره های خیالی آدمها با چشم اندازی مینیاتوری روی جلد کتابها را آراست.

تا این زمان هنوز طراحی روی جلد در اختیار نقاشان و در حیطه هنر نقاشی بود. روی جلدها مستقل و بدون توجه به متن کتاب نقاشی می شدند و هرچند دارای بار فرهنگی بودند، اما ربطی به موضوع کتاب نداشتند. با ظهور فن چاپ در ایران ، تمامی زمینه های وابسته به کتاب متحول شد. تمام حرفه های مرتبط با انتشار کتاب به ناچار خود را با تحول جامعه و موج مخاطبان جدید وفق دادند. بدین ترتیب انتشار کتاب تبدیل به حرفه ای مستقل شد و کم کم موسسات و بنگاه های بزرگ نشر به وجود آمدند. کتابهای خارجی ترجمه شدند و تکنولوژی مدرن چاپ ملزومات خود را به همراه خود ساخت.

در این مرحله چاپ سنگی راهگشای روی جلد بود. بدین ترتیب که نقاشی را روی کاغذ چاپ می کردند و بعد به مقوای جلد می چسباندند.

در زمان پهلوی اول، کار چاپ بازهم رونق یافت. کتابهای درسی شکل واحد پیدا کردند و روی جلد آن ها اسم کتاب و نویسنده آن با خطی خوش درج شد، اما هنوز از طراحی روی جلد آنها خبری نبود.

در سال ۱۳۲۰ با پیدایش یک دوره دموکراسی و مبارزه سیاسی که تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به طول انجامید. طراحی روی جلد به مفهوم امروزی آن در ایران به وجود آمد. در آن روزگار احزاب و گروه های سیاسی در مبارزه با یکدیگر از هروسیله ای برای تبلیغ عقاید ومواضع سیاسی خود استفاده می کردند. در این زمان کارآیی طراحی روی جلد مدنظر گروه های سیاسی و احزاب قرار گرفت تابدین وسیله مخاطبان بیشتری را جلب کنند.

انتظار ناشر از روی جلد آن بود که محتوای کتاب باید در افزایشس خواننده و فروش آن نقش داشته باشد. اثرات این تحول ک با آشنایی گرافیک و نقاشی اروپا همراه بود، ابتدا در روی جلد مجلات خود را نشان داد و از آن جا به روی جلد کتاب راه یافت. روی جلد سازی این دوره تحت تأثیر طراحان گرافیک فرانسوی با تکیه بر تصویر و توجه کمتر به خط یا موتیف های سنتی بود.

به دنبال مدرن سازی رضاشاهی، تغییرت بنیادین داد و ستد و تجارت خارجی، دفاتر تبلیغاتی گشایش یافتند که در کنار طراحی بسته بندی محصولات و نشانه های دولتی اولین اثار شاخص طراحی جلد کتاب را به عهده داشتند.

محمد بهرامی اولین کسی است که آتلیه طراحی شخصی خود را در سال ۱۳۲۴ افتتاح کرد و می توان وی را پایه گذار طراحی مدرن روی جلد کتاب در ایران دانست. بهرامی متأثر از نقاشی فرانسوی نسبت به سطح فرهنگی آن دوره کارهای خوبی ارائه داد.

بهرامی روی جلدهای خود را با تکنیک چاپ مسطح با کلیشه انجام می شدند و اکثراً ۲ یا ۳ رنگ بودند و با زیرکی خاص از سایه روشن هایی که به ترام احتیاج داشتند در آن ها پرهیز و از ترفند هاشور یا نقطه زنی استفاده می شد. روی هم نشاندن رنگ های مکمل و بدست آوردن رنگ سوم از دو رنگ اولیه حکایت از هوشیاری و دانش بهرامی در لیتوگرافی و چاپ دارد.

تأثیر بهرامی بر هنر گرافیک ایران تنها در این نیست که او یکی از پایه گذاران گرافیک به ویژه طراحی روی جلد کتاب است، بلکه باید نقش مهم ایشان رادر پرورش و تعلیم شاگردانی دانست که از کارگاه او بیرون آمده و در کار خودبه استادی رسیدند. از شاگردان ایشان می توان پرویز کلانتری، مرتضی ممیز، محمد تجویدی، آیدین آغداشلو، علی اکبر صادقی، و محمد احصایی را نام برد که در آتلیه وی مشغول به کار شدند.

طراحی روی جلد با تأسیس بنگاه ترجمه و نشر کتاب جدی شد. این بنگاه کتاب های خود را با روی جلدهای ساده ای با رنگ تخت و اغلب ۲ رنگ و خط نستعلیق روانه بازار می کرد. از سال ۱۳۳۵ مؤسسه انتشارات فرانکلین به ابتکار اتحادیه هایی از ناشران آمریایی و بعضی از کشورهای آسیایی و آفریقایی به سرپرستی همایون صنعتی زاده در ایران آغاز به کار کرد. این مؤسسه نخستین انتشاراتی بود که استاندارد های بین المللی رایج را در کتاب هایی که به چاپ می رساند، رعایت می کرد.

به جلد سازی برای کتاب می پرداختند. این انتشارات در ابتدا از طرح جلد بسیاری ساده ای با پس زمینه رنگی و آرم سرمرغ هخامنشی بهره می گرفت و تمامی نوشته ها به خط نستعلیق بود. این انتشارات برای هر سلسله کتاب با موضوع خاص، از رنگی واحد استفاده می کرد. بدین ترتیب بین کتب تاریخی، ادبیات، دیوان های شعر و وجه تمایزی ایجاد می کرد. روی جلدهای کتابهای جیبی که توسط این انتشارات تولید شده در تاریخ گرافیک ایران به یادماندنی و ستودنی است.

با جدی تر شدن کار نشر، ناشران دیگر نیز به فکر افتادند تا برای روی جلد کتاب های خود از فرمت، مستقل استفاده کنند و این البته تحت تأثیر دیدن کتاب های خارجی ای بود کهدر این دوره به ایران می رسید.

در سال ۱۳۴۴ مجموعه آثار صادق هدایت با فرمت مستقل منتشر شد، که طراحی جلد این مجموعه را مرتضی ممیز بر عهده داشت. سبک ممیز در آن دوران سبک خاص خود او بود با کار ممیز گرافیک در ایران از نقاشی جدا شد و به عنوان هنری مستقل هویت خود را بازیافت. ممیز کوشید بین (تصویرسازی) و خط تعادی متناسبی به وجود آورد. در کارهای او جای نوشته روی جلد مفهوم یافت.

نقطه عطف نخست طراحی روی جلد را باید به پیدایش کتاب هفته به سردبیری احمد شاملو و مدیریت هنری و طراحی مرتضی ممیز در سال ۱۳۴۰ منتسب دانست. مرتضی ممیز برای طراحی روی جلد این کتاب ها به شکلی استادانه و مبتکرانه آموخته های خود را به کار گرفت و کمپوزیستون ابداعی کتاب هفته در واقع نقطه شروعی برای صفحه آرایی نشریات داخلی بود.

مرتضی ممیز با انتخاب نوع مقوا و استفاده از کلیشه برای چاپ برجسته و استفاده از تکنیک سیلک اسکرین نوآوری های بهرامی را به کمال می رساند و ابداعات خود را با دان لیتوگرافی و چاپ نمایان می سازد.

تأسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به سرپرستی زنده یاد فیروز شیروانلو در سال ۱۳۴۵ افق گسترده ای را می گشاید تاتصویرسازی و طراحی جلد کتاب برای کودکان و نوجوانان راه های تازه تری را کشف کرده و بپیمایند.

فرشید مثقالی، نورالدین زرین کلک ، مرتضی ممیز، علی اکبر صادقی، عباس کیارستمی، آیدین آغداشلو، بهمن دادخواه، مصطفی اوجی، ابراهیم حقیقی و حمید نوروزی در این دوران آثار تازه ای را روانه ویترین کتابفروشی ه می کنند. تولیدات سازامن رادیو و تلویزیون ملی ایران، طراحی های قباد شیوا، فوزی حسن تهران، علی خسروی و مهنوش مشیری را بر روی آثار خود دارد. در این میانه روی جلدهای خاصی با خط نستعلیق ناشیانه توسط انتشارات گوتنبرگ که ناشر کتابهای روسی است به بازار می آید که حضور آنها را نمی توان در روند طراحی جلد نادیده گرفت.

عبدالرحیم جعفری در سال ۱۳۵۵ تحولات وسیعی را در مؤسه امیرکبیر ایجاد می کند. این مؤسسه با گشایش کتابفروشی های متعدد و معتبر در تمام نقاط شهر و در اختیار داشتن چاپخانه سپهر به سرپرستی آقای نوروزی هیات بزرگی  از ویراستاران حرفه ای را به کار می گیرد و تولید کتاب های خود را افزون می کند.

در سال ۱۳۵۶ آتیله مستقل امیرکبیر به سرپرستی ابراهیم حقیقی شکل می گیرد. در این دوران یونیفورم های بسیاری برای کتاب ها طراحی می شود و به تصویب روزانه طرح جلد ۱۰ عنوان کتاب آماده می شود و به لیتوگرافی می رود.

فرشید مثقالی هم با بهره گیری از موتیف های قاجار با شیوه ای متفاوت آثاری به یاد ماندنی در این زمینه به یادگار گذاشت. همچنین در این زمینه باید به آثار پراکنده ای اشاره کرد ه از نقاشی خط برای تزیین روی جلد کتاب مایه گرفت. رضا مافی وا حصایی با استفاده از نقاشی خط تجربه های خود را د راین زمینه عرضه کردند.

فضای باز سیاسی قبل از انقلاب وسعت تولید کتاب را آنقدر زیاد می کند که انتشارات امیرکبیر به مدیریت آقای جعفری قرارداد خرید ماشین چاپ مدرن و پرسرعتی را با تولید کننده اروچپایی منعقد می کند که بعدها پس از انقلاب قرارداد منحل و مؤسسه مصادره می شود.

همراه با موج های عظیم انقلاب سال ۵۷ انتشار کتاب بیشتر می شود و طراحی روی جلد را دچار وقفه می کند. چرا که کتب سیاسی کپی شده با تکنیک افست خاصی با جلد سفید نیز خریدار دارد. به دلیل فضای ناامنی که برای حرفه نشر وجود دارد بسیاری از کتاب ها از نام مستعار نویسنده برخوردارند و اگر طراح روی جلد دارند، نام طراح مشخص نیست.

شتاب چاپ کتاب هایی که تا آن زمان ممنوع بود، باعث سهل انگاری و عدم توجه به کیفیت می شود و در این روند روی جلد نیز صدمات بسیاری را متحمل می شود تا اینکه اقتصاد ورشکسته ناشی از جنگ تحمیلی این شتاب بی دلیل را کند می کند و ناشر نوپا ورشکست.

از سال ۱۳۶۰ به بعد که عطش «کتب ممنوعه» فرونشست، کار نشر و طراحی روی جلد دوباره جایگاه خود را پیدا کرد. نباید ناگفته گذاشت که عوامل دیگری مانند کم شدن تعداد نمایشگاه های نقاشی و برخی انگیزه های اقتصادی نیز سبب شدند که نقاشان به کار طراحی روی جلد کتاب روآورند. در میان کسانی که پس از انقلاب اسلامی با علاقه و دلبستگی بیشتری به کار طراحی جلد کتاب رو آوردند، می توان از آیدین آغداشلو نام برد که با هویت و سبک خاص خود کاری متفاوت را در این راستا عرضه داشت.

بین سالهای ۶۰ تا ۶۴ بازار کتاب همچنان رونق داشت و کتابهای ترجمه شده رنگ و روی تازه ای به طراحی روی جلد بخشید و فضاهای تازه ای را خلق کرد. سپس افزایش سرسام آور هزینه چاپ و کمبود کاغذ، ناشران را به کاهش هزینه واداشت و ایشان به انگیزه سود بیشتر انتخاب عکسهای نامناسب را به سفارش طرح روی جلد به طراح گرافیک، ترجیح دادند. در سال ۶۵ به جز معدودی از کتابها، بقیه فاقد طرح هایروی جلد مناسب و مطابق با دستور زبان گرافیکی و زیبایی شناسی بودند. به رغم کسادی بازار در این سال نیز شاهد کارهای خوبی از هنرمندان کشور بودیم که در این میان مرتضی ممیز با استفاده از موتیف های سنتی و آیدین آغداشلو با بهره گیری از استادی و مهارت تکنیکی خود شاخص هستند.

بعد از پایان جنگ ناشرین حرفه ای به کار خود ادامه می دهند و اگرچه صنعت نشر رونق ندارد اما سطح والای سلیقه، توسط ناشرین آگاه و طراحان حرفه ای دوباره ساخته شده و با حضور نسل تازه، طراحان گرافیک در کنار پیش کسوتان طراحی روی جلد کتاب گشایشی در کار  خود می یابد.

پس از آن دوران تحولات انقلاب در کشور سپری شد و آرامشی نسبی در زمینه های مختلف به وجود آمد، جنگ تحمیلی توان اقتصادی را در تمام عرصه ها دچار ضعف کرد. این شرایط ناگزیر بر وضعیت چاپ و نشر کتاب نیز تأثیر گذاشت و عواملی مانند کمبود سرمایه، کمبود کاغذ و آینده مبهم نشر باعث شد که تولید آن کمتر و کمتر بشود. مضاف بر این ناامنی کشور به خاطر شرایط جنگی باعث مهاجرت بعضی از ناشران و نیز مؤلفین شد. مؤسسه های انتشاراتی بزرگی چون امیرکبیر که قبلا پخش وسیعی از تولید کاب ایران را به عهده داشتند، به خاطر دولتی شدن فعالیت عمده ای نمی کردند و تنها به تجدید چاپ بخشی از کتابهای قبلی خود می پرداختند و طبیعی است که در این وضعیت ناشران نوپا نیز نمی توانستند چندان فعال باشند. علاوه بر این قشر کتابخوان جامعه که دیگر بیش از هر چیز به اخبار روز علاقمند بودند، ترجیح می دادند وقت خود را صرف خواندن روزنامه ها و استفاده از رسانه ها کنند. بعد از پایان جنگ و عادیشدن وضعیت کشور، ناشران جدیدی به جمع ناشران قدیمی پیوستند تا با توسعه فرهنگ جامعه بپردازند و نیز عرصه های جدیدی در پی حضور خواننده مشتاق گشوده شد. از این زمان است که طراحان جوان درگیر تجربه و تویلد حرفه ای می شوند. از طراحان قدیمی مرتضی ممیز، فرشید مثقالی، قباد شیوا، آیدین آغداشلو، نورالدین زرین کلک، فوزی تهران و ابراهیم حقیقی همچنان تا امروز به کار طراحی رو جلد مشغول هستند. ایشان به طراحی یونیفرمهای تازه ای برای ناشران پرداختند.

کم کم ناشران استفاده از طرح جلد ثابت را کنار گذاشته و به طرح های مستقل رغبت نشان می دادند. شاید حضور کمرنگ مخاطبان حرفه ای و به وجود آمدن بازار خریداران جوان عاملی برای این حرکت بود. اما چون هیچگاه نسبت به روند استقبال یا عدم توجه خریداران کتاب نسبت به محتوا یا روی جلد کتاب تحقیقی صورت نگرفته و آماری موجود نیست، تنها از درک فضای موجود و تجربه های مشترک ناشر و طراح می توان اظهار نظر کرد.

در این زمان است که انتشارات خوارزمی پس از سالها استفاده از یونیفرم ثابت، در بعضی کتابها تجدید نظر کرده و پشت جلد کتاب «شهری چون بهشت» سیمین دانشور را با تصویر نگارگری فرشچیان می آراید و در روی جلد کتاب داستانها و قصه ها تصویر مجتبی مینوی را در زمینه می نشاند.

آمار فزاینده عنوان کتاب در هر سال نمایشگر نیاز حوزه نشر به تعداد بیشتر طراحان گرافیک است.

طراحان جوان تازه نفس که بدون استثناء همگی فارغ التحصیل رشته گرافیک نقاشی از دانشگاه ها هستند وارد میدان می شوند. در این زمان است که شاهد به بار نشستن درخت رشته گرافیک که سالها قبل در دانشگاه کاسته شد، هستیم. حضور طراحان جوان تحصیلکرده که مشتاقانه در حال نگاه کردن به گرافیک امروز جهان نیز هستند، تنوع و فضای تازه ای را به ویترین کتابفروشیها می آورد و در بسیاری موارد استقلال رفتاری هر یک از ایشان خشنودی تعدادی از ناشران را به همراه دارد. شاهد مثال آنکه یک ناشر پس از یافتن طراح خود سالهای دراز با او همکاری حرفه ای ادامه می دهد.

اگرچه نرخ دستمزد طراحی جلد کتاب هم از جانب طراح و هم از جانب انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران پایین تر از مبلغ قابل قبول است، اما طی توافقی نانوشته – شاید به دلیل شوق حضور در عرصه فرهنگ – همکاری ناشر و طراح به حرفه ای ترین شکل خود نزدیک شده است.

عامل قابل توجه دیگر حضور ناگزیر و همگانی رایانه و نرم افزارهای گرافیک است که شکل و شمایل تازه ای را نصیب صنعت نشر کرده است. حضور این صورت تازه، گاهی به سبب افراط در رفتارهای ابزاری و یا مد شدن گونه هایی خاص، جلد کتابها و تصویر کلی نشر را بی هویت و مخدوش می نماید. به طور مثال آنکه استفاده نابجا از حروف بهم ریخته ناخوانا اگرچه شکل تازه ای از روی جلد را ارائه می کند اما آسیب جدی بر جای گذاشته که التیام آن مدتها به طول خواهد انجامید. این رفتار افراطی گاهی آنچنان همگانی می شود که نه تنها نام کتاب یا نویسنده که اصل اولیه اطلاعات روی جلد کتاب است غیرقابل تشخیص است، بلکه تشخیص طراحی جلد را با مشکل روبرو می کند!

از طراحان نسل جدید می توان ابتدا مجید اخوان، هومن مرتضوی، بهنام صالحی، فاطمه ملک افضلی، زهره صفدری و محسن محبوب را ذکر کرد که هر کدام پس از دورانی فعال در حال حاضر حضور پررنگی ندارند. اما رضا عابدینی، مجید عباسی، ساعد مشکی، حمیدرضا وصاف، علی وزیریان، مسعود نجابتی، کوروش پارسانژاد، بیژن صیفوری، سیامک فیلی زاده، لاله سلطان محمدی، علی خورشید پور، علی زعیم، همچنان پرکار و خلاق، بخش تأثیرگذار و قابل اعتنای طراحی روی جلد را پوشش می دهند و مرحله تحسین برانگیزی را برای کارنامه نشر ایران رقم می زنند.

رهروان تازه نفس دیگری هم به این جمع پیوسته اند که سنجش آثار آنها به زمان نیاز دارند و فرصتهای دیگری می طلبد.

طراحی جلد نیز مانند هر کوشش پویایی انواع گوناگون دارد که معروف ترین آن طراحی جلد کتاب است، زیرا کیفیت کار طراحی جلد کتاب و تقسیمات آن کامل ترین در میان انواع جلدهای نشریات است و آشنایی کافی طراح با چگونگی طراحی جلد کتاب کمک می کند تا دیگر جلدها را به آسانی و با مهارت طراحی کند.

 

ساختار فیزیکی کتاب :

مفهوم عینی و امروزی کتاب یعنی مجموعه ای از برگهایی که روی آن ها مطالبی چاپ شده است و در یک طرف به نام عطف به یکدیگر متصل شده اند و این مجموعه پوششی به نام جلد دارد.

اکنون در ایران دو وضعیت کلی برای جنس جلد کتاب وجود دارد: اگر جنس جلد کتاب از انواع مقواهای نازک مانند مقوای گلاسه باشد، اصطلاحاً به آن جلد «شومیز» می گویند. وضعیت دیگر کتابهایی هستند که جلد آنها مقوای سخت و ضخیمی است که پوششی از کاغذی به «کالینگور» دارد و جلد این کتاب ها را در اصطلاح «زرکوب»یا «کالینگور» می گویند. حالت سومی هم به ندرت در جلد کتاب ها دیده می شود که از همان مقوای سخت در ساختن جلد استفاده شده است ولی به جای پوشش گالینگور، کاغذ گلاسه ای که طرح سنگی روی آن چاپ شده به کار رفته است و روی این کاغذ پوششی از سلوفان قرار دارد. این نوع جلد اصطلاحاً پوشش سخت یا سلوفان می گویند.

قطع کتاب و قطع های رایج در ایران:

  • ابعاد کاغذهای رایج در آن کشورپ
  • عملکرد و ماهیت کتاب

در عامل اول باید قطع کتاب را مضرب مشخصی (یعنی عدد کامل) از یکی از کاغذهای استاندارد و رایج موجود در بازار در نظر گرفت تا دور ریز کاغذ به حداقل کاهش یابد. عامل دومخ، در نظر گرفتن ویژگی های اصلی مخاطبان اثر و نیز سایر جنبه های کاربردی مانند  در کتابخانه، کیف و… است.

به طور مثال، قطع یک اطلس جغرافیایی باید بزرگ باشد تا نقشه های بزرگ در یک صفحه یا دو صفحه مقابل هم قرار گیرند بدون آن که واژگان داخل آنها بیش از اندازه ریز شودو. فرهنگ های لغت برای کاربردهای کتابخانه ای قطع بزرگ دارند و یا به منظور سهولت همراه داشتن آن، در قطع کوچک چاپ می شوند. در مورد کتابهای کودکان استفاده از قطع های بزرگ با صفحات زیاد صحیح نیست، زیرا جابجا کردن این گونه کتاب ها برای کودکان دشوار است. قطع بزرگ، زمانی برای کودکان مناسب است که صفحات کتاب اندک باشد. اگر قطع کتاب کودک بیش از حد کوچک باشد، طول سطرها برای قرار گرفتن تعداد مناسب کلمه در یک سطر، کم می آید زیرا حروف کتابهای کودکان باید درشت باشد.

با آن که اندازه ی جلد ها متنوع است، اما همگی تابع اندازه ی تقسیمات استاندارد شده ی ورق کاغذهایی است که کارخانجات کاغذسازی تولید می کنند. کارخانجات کاغذسازی اندازه ی اوراق کاغذ را به شکلی پیشنهاد و تولید می کنند که با اندازه های ماشین چاپ و اوراق و صفحات فیلم و زینک در لیتوگرافی هم آهنگ باشد و این تقسیمات هم آهنگ بالاخره منجر به قطع های متنوع نشریات می شود.و اندازه های مصرفی کاغذ و چاپ در دنیا نیز گوناگون اند و هر منطقه ای بر اساس سنت مصارف و احتیاجات خود نوع از اندازه ها را مورد استفاده قرار می دهد.

در ایران دو قطع از سایر قطع ها بیشتر استفاده دارد: یکی قطع وزیری که اندازه بعد از صحافی آن ۲۴×۸/۱۶ سانتی متر است و دیگر قطع رقعی که اندازه بعد از برش آن ۵/۱۴×۵/۲۱ سانتی متر است. قطع پرکاربرد دیگر، قطع رحلی است که اندازه آن بعد از برش ۵/۲۸×۲۱ سانتی متر است.

غیر از این قطع ها، دو حالت دیگر نیز قابل ذکر است: یکی «بیاضی» که در اصطلاح به کتابهایی گفته می شود که از طرف ضلع کوچکتر کتاب صحافی می گردند و شیرازه صفحات، در ضلع کوچکتر کتاب قرار می گیرد. به طور مثال، قطع رقعی بیاضی یعنی یک کتاب ۵/۲۱×۵/۱۴ سانتی متر که عطف آن در ضلغ ۵/۱۴ سانتی متری واقع شده است و مستطیل، شکل ظاهری کتاب افقی است.

اصطلاح دیگر «خشتی» است. خشتی به کتاب هایی گفته می شدو که قطع کاملاً مربع شکل یا در حدود مربع دارند. بنابراین قطع یا حالت خشتی به کتابی گفته می شودکه حدوداً یا دقیقاً مربع شکل باشد و اندازه مرسوم آن در ایران حدود ۲۲×۲۲ سانتی متر است ولی اندازه های دیگری نیز از کتاب های خشتی به چشم می خورد. در ساختن کتاب های خشتی ملاک عمده آن است که حتی الامکان دور ریز کاغذ آنها کم باشد.

در محاسبه دور ریز کاغذ توجه به این نکته ضروری است که نیم سانتی متر از اطراف فرم چاپی باید به عنوان سطح ناکارآمد محاسبه شود که به آن در اصطلاح «حاشیه اطمینان» می گویند.

بطور کلی می توانیم بگوییم که سایز کتاب ها در بازار بستگی به حجم صفحات کتاب نوع و اندازه فونت هم دارد.

 

طراحی جلد کتاب

جلد کتاب شامل سه بخش عمده است که عبارتند از سطح روی کتاب، سطح عطف و سطح پشت کتاب، که سطوح رو و پشت همیشه یک اندازه هستند و اندازه ی سطح عطف که بین دو سطح قبلی قرار دارد، از جهت طول هم اندازه ی آنها ولی از جهت عرض بستگی به تعداد و حجم و ضخامت کاغذ صفحات کتاب دارد. مثلا اگر کتاب ۵۰۰ صفحه باشد (۲۵۰) بنا به ضخامت کاغذ ۱۰۰ گرمی، عرض سطح عطف حدوداً بیش از ۴ سانتی متر می شود، اگر تعداد صفحات کتاب ۱۰۰ صفحه باشد بر اساس همان وزن و ضخامت کاغذ ، عرض عطف حدوداً بیش از ۵/۰ سانتی متر می گردد و علت بیان تقریبی اندازه ها به خاطر وزن، جنس کاغذ و همچنین شیوه ی صحافی عطف است.

علاوه بر سطوح سه گانه ی فوق، بخش های دیگری را هم می تان در جلد کتاب ملاحظه کرد که عبارتند از سطوح داخل، رو و پشت جلد که می توانند در طراحی جلد مورد توجه و آرایش قرار گیرند و علاوه بر این ها در طراحی روکش جلد کتاب، دو بخش دیگر نیز وجود دارد که لب برگردان نامیده  می شوند.

روکش جلد هنگامی تهیه می شود که جلد کتاب با مقوای ضخیم  یا مصالح سخت دیگری ساخته شودو امکان چاپ های ظریف و حساس روی جلد سخت وجود نداشته باشد. در چنین مواقعی برای چاپ روی جلد های سخت از شیوه ی چاپ ضربی و یا اصطلاحاً زرکوب استفاده می کنند و سپس برای آرایش بیشتر جلد، با کاغذی محکم ولی نازک، جلد جداگانه ای به نام روکش را مانند جلد معمولی کتاب، طراحی و چاپ کرده آن را روی جلد سخت می کشند. و چون ضخامت جلد سخت کمی بیشتر از جلدهای معمولی مقوایی است اندازه ی جلد و روکش آن نیز از جلد معمولی کمی بزرگتر انتخاب می شود، به این معنی که طول جلد حدود چند میلی متر و عرض آن حدود ۱۶ سانتی متر بیشتر است. میزان اضافی عرض روکش در دو طرف به داخل رو و پشت جلد تا می گردد تا روکش روی جلد سخت، استوار بماند. گاهی برای آن که لبه های بالا و پایین روکش دوام بیشتری داشته باشند، اندازه ی طول روکش را در هر طرف حدود سه سانتی متر زیادتر می گیرند و بعد در موقع روکش کردن همین مقدار تا می کنند تا لبه ضخیم تر و بادوام تر گردد.

طراحی روی جلد کتاب در کشور ما اکثراً محدود به آرایش سطح روی جلد است اما واقعیت آن است که طراحی جلد ، فکر کردن به همه  ی اضلاع جلد است و این امر باید در ابتدای کار نشر توسط انشر و با همکاری طراح انجام گیرد و سپس بقیه ی طرح های روی جلد کتاب های بعدی بر اساس همان طرح و نمونه ی اولیه، طراحی موضوعی شود. طراحی اولیه عبارت است از انتخاب نوع مناسب جلد برای تمام و یا حداقل بخشی از انتشارات ناشر که با همکاری طراح اندازه، جنس مناسب مقوای جلد، شیوه صحافی عطف، راحتی باز و بسته شدن و لبه های سطوح جلد تعیین می شود. این تصمیم گیری و طراحی احتیاج به تخصص های فنی وشناخت بخش های مختلف صنعت کاغذ و چاپ دارد و باید با تجربه و دور اندیشی حرفه ای انجام شود تا در حضور موفق ناشر در بازار فروش، مؤثر واقع گردد. اغلب ناشرانی که چنین تصمیم های اولیه ای را نگرفته اند، کار و آثارشان مغشوش و نامنظم و بدون هویت حرفه ای است و طبیعی است که کارنامه ای ضعیف در دنیای تخصص و حرفه برای خود ایجاد می کنند.

دومین مرحله ی کار طراحی کتاب، طراحی طرحی هم آهنگ (uniform) برای تمام کتاب های ناشر است طراحی اونیفرم کاری سهل و ممتنع است. زیرا که طراح باید در نهایت سادگی طرحی را به وجود آورد تا بدون حضوری مزاحم بر جلد کتاب، ویژگی بصری مؤثر و هویت خاصی را برای مجموع انتشارات ناشر مطرح کند. طراحی اونیفرم به گونه های متعددی انجام پذیر است. برای مثال می توان برش قطع کتاب، رنگ و یا جنس خاص کاغذ و مقوای جلد، شیوه ی صحافی، نوع قلم های حروف متن و عناوین کتاب، طرز تنظیم و صفحه آرایی متن و یا عناوین روی جلد، استفاده از تکنیک های اختصاصی برای تصاویر جلد، گونه های مختلف تصاویر، مانند استفاده ی خاص از طرح، نقش، نقاشی، عکاسی و یا حالت های برجسته و یا گود و ترفند های دیگر تصویری، رنگ آمیزی های ویژه و استفاده از تعداد رنگ های کم و یا بالعکس زیاد با انواع شیمیایی و یا طبیعی، سادگی و یا پرکاری روی سطح جلد، طراحی فرم ها، حواشی، اشارات و تقسیمات خاص برای سطوح مختلف جلد و خیلی فکرها و ایده های دیگر که می توان در بررسی کار طراحان و ناشران متبحر و مبتکر، نمونه های آن را ملاحظه کرد.

تصمیم گیری  و انتخاب هر یک از روش های فوق باید آینده نگرانه و با آشنایی کافی به کیفیت تکنولوژی صنایع گوناگون چاپ انجام گیرد تا طراح بتواند با هوشمندی و بر اساس چنین اونیفرمهایی راه ها، طراح ها و فضاهای تازه ای را پیشنهاد کند و در گسترش، تنوع و زیباتر کردن جلدها بکوشد. چنین طراحی و تصمیم گیری ای حتماً باید به صورت ماکتی کامل و منطبق با اصل جلد و کتاب ساخته شود و مدتی در دست ناشر و طراح بچرخد و به اصطلاح سبک و سنگین و ارزیابی شود و بعد ماکت انتخاب شده، در تیراژ محدودی برای کار طراحی جلد و حضور ذهنی طراحان احتمالی بعدی و همچنین برای لیتوگرافی، چاپ خانه و به خصوص صحافان، تولید و نگهداری شود.

طراح اونیفرم، چهره، هویت و شخصیت ناشر است و طراحی زیبای آن تأثیری اساسی در اعتبار و فروش محصولات او دارد. طرح اونیفرم سح فکری و سلیقه ی ناشر را نشان می دهد و جای تجربی  و حرفه ای او را در بین همکاران و رقبا، طبقه بندی می کند. علاوه بر این ها اهمیت طرح اونیفرم امری بسیار لازم برای بیننده در انتخاب ناشر دلخواه و سلیقه ی حساس کار طراحی است و کوچکترین خطا در این امر نشان ی بی تجربگی هنری/ فنی طراح است و فضای ناهم آهنگی را در طراحی جلد به وجود می آورد.

چه قلم های خوشنویسی سنتی و چه قلم های حروف چاپی، هر کدام حاوی معنی و بار فرهنگی و نماینده ی لحن به خصوص خود هستند و طراح بر اساس شناخت معنی ومفهوم آن می تواند قلمی را انتخاب کند که با مفهوم موضوع کتاب هم آهنگ تر باشد و از این طریق فضای طراحی جلد را مستدل واز نظر بیان تصویری غنی تر کند. گاه طراحان با توجه به موضوع کار، عناوین را خود طراحی کرده، قلمی منطبق با مفهوم موضوع به وجود می آورند. چنین طراحی ای اگر با اشراف شایسته ای بر خوشنویسی سنتی و طراحی حروف و بیان تصویری آن باشد، می تواند روش مطلوبی باشد. در غیر اینصورت هر تجربه ای طراحی ناشیانه ای به مثابه ی برداشتن گامی کج، انحرافی و غیرفرهنگی است. طراحی حروف کاری است که تجربه ی فراوان و آشنایی کافی با مسایل روان شناسی فرم و رنگ را طلب می کند. متأسفانه بر این بستر کار زیادی در ایران انجام نشده است.

بقیه ی عناوین فرعی کتاب نیز می تواند تابعی از نگرش فنی در انتخاب قلم عنوان باشد. طراحی خیلی از جلدها در همین مرحله به پایان می رسد. معمولاً این گونه جلدها مربوط به کتاب هایی با موضوعات ذهنی/ علمی هستند و البته مصور کردن چنین موضوعاتی را به راحتی و با استفاده از نقش تجریدی میسر است، اما به خاطر عدم دقت کامل و دستیابی و اشراف بر مفاهیم نقوش، اغلب ناشران ترجیح می دهند جلد این گونه کتاب ها با آرایشی ساده و متین منتشر شود. اما ناشران ضمناً همیشه علاقمندند که جلد کتابهای شان جذاب و مزین به تصاویر چشمگیر باشد و تأکیدشان به طراحان این است که استفاده از تصویر به صورت طرح، نقاشی و یا عکس را فراموش نکنند و بخش وسیعی از جلد را با چنین تصاویری بیارایند.

طراحی و نقاشی و عکاسی جلدها نیز باید مانند طراحی و یا انتخاب قلم حروف هم آهنگ با فضای موضوع باشد و طراحان تصاویر مطلوبی را هم آهنگ با تکنیک و یا فضای موضوع مطرح کنند. هرچه آهنگی تکنیکی بین تصویر و فضای موضوع نزدیک تر باشد، طراحی جلد هنرمندانه تر و بدیع تر خواهد بود. در غیر اینصورت به رغم زیبایی ظاهری طرح، تصویر و یا طراحی ناهماهنگ مانند ترجمه ی ناشیانه ای خواهد بود که نتوانسته است به خوبی روحیه و حالات موضوع را به زبان تصویر برگرداند.

تصویر سازی و عکاسی برای موضوعات کاری سلیقه ای و هنرمندانه است، و بستگی به تصورات و شیوه ی کار و دید طراح و یا تصویرگر هنرمند دارد، بنابراین نمی توان برای آن چارچوب خاصی را مشخص کرد، اما می توان یادآوری کرد که پس از طراحی و تصویر سازی و انتخاب حروف و رنگ های مناسب برای همه ی عناصر لازم است با پلان بندی منسجم و هنرمندانه، نمایش و جاسازی درست و زیبایی از ارزش های تصویر و عناصر آن به وجود آوریم تا دیدن و درک آنها راحت و مطبوع شود.

اگر شرایطی به وجود آمد که دو یا چند عنصر مختلف ارزش های تصویری یکسانی پیدا کردند، طراح می تواند از قوانین ساده ی ترتیب و تمایز استفاده کند. مثلاً برای مشخص تر شدن هر یک از آنها، رنگ شان را تغییر دهد، و یا درجات رنگی آنها را کم و یا زیاد کند، یا شکل شان را ریز و درشت و یا جای شان را عوض کند تا به نتیجه ی دلخواه برسد.

تقسیم فضاها نیز نقش مهمی در تنظیم و ترکیب بهتر عناصر دارد و وجود فضاهای مناسب پر و خالی، میدان منطقی مطبوعی را برای دیدن عناصر مهیا می کند ایجاد چنین نظم هایی کاملاً به سلیقه ی مبتکرانه ی طراح بستگی دارد، و نوآوری های او را مطرح می کند.

 

طراحی عطف کتاب

نقش با اهمیت عطف کتاب را اکثر ناشران نادیده می گیرند و توقعی نیز بر طراحی ویژه ی این بخش ندارند و به این سبب طراحان هم اغلب این بخش از طراحی جلد را فراموش می کنند و صرفاً به نوشتن عناوین مختصر شده ی روی جلد اکتفا می کنند. وقتی کتاب در قفسه ی کتابخانه و یا مخزن کتاب قرار دارد کاربرد واقعی عطف مطرح می شود، در اینجاست که عطف همان نقشی را ایفا می کند که روی جلد در ویترین کتاب فروشی، زیرا هر بیننده و خواننده ای کتاب را در قفسه فقط از طریق سطح باریک  و کوچک عطف شناسایی می کند و با توجه به انبوه کتاب ها در قفسه ها، طراحی عطف برای دسترسی بیننده و خواننده ی کتاب، باید کاملاً چشمگیر ، خوانا و مؤثر باشد.

شاید طراحی عطف مشکل ترینه بخش طراحی جلد باشد، زیرا در طرح سطح محدود آن اغلب نوشته های روی جلد مانند نام کتاب، نام نویسنده و مترجم، کدبندی های جلد، عناوین سری موضوعی نشر، شماره ی ردیف و بالاخره نشانه ی ناشر وجود دارد و طراح باید این بخش کتاب را طوری طراحی کند که علاوه بر راهنمایی خوانا و سریع مراجعان، زیبایی و حتا نوآوری هایی را نیز در شیوه هدایت و راهنمایی بیننده و خواننده مطرح کند. طراحی عطف گاه به علایم اختصاری و رنگین نشان های نظامی می ماند که بیننده با یک نگاه درجه، عناوین، افتخارات و ویژگی صاحب نشان را می شناسد و فوراً موضع درستی نسبت به او اتخاذ می کند. عطف کتاب را هم چنین می توان با علایم راهنمایی و رانندگی مقایسه کرد. هدف از طراحی علایم راهنمایی و رانندگی، هدایت راننده و عابر با علایم کاملاً ساده و مختصر از دور یا نزدیک است که همه ی اطلاعات و راهنمایی های لازم و کافی را با یک نگاه در اختیار می گذارد. در طراحی عطف کتاب نیز باید از چنین شیوه ی هدایتی استفاده کرد و بیننده و خواننده را برای یافتن کتاب مورد نظرش در انبوه کتبی که معمولاً هم شکل هستند، همراهی کرد.

همان طور که قبلاً گفته شد محدودیت عطف کتاب در این است که مانند سطح رو یا پشت جلد کتاب، اندازه های مشخصی ندارد. اگر تعداد صفحات کتاب زیاد باشد، آزادی عمل طراح و بعداً صحاف بیشتر، و اگر کتاب دارای صفحات کم و محدودی باشد کار ایشان سخت و تنظیم و تقسیم مطالب و جای آنها حساب گرانه می شود.

در عطف کتاب نوشته هابه ترتیب اهمیت از بالا به پایین قرار می گیرند؛ به این معنی که ابتدا عنوان کتاب و در درجه ی اهمیت بعدی نام نویسنده، مترجم و … و بعد کدهای لازم دیگر و به علاوه نشانه ی ناشر می آید. بنابراین تنظیم و تقسیم بندی این عناصر باید در نهایت خوانایی و برای هدایت بهتر بیننده با سلیقه و رنگ آمیزی و طراحی مطبوعی تنظیم و مشخص شود.

 

طراحی پشت جلد کتاب

سطح پشت جلد، فضای ظاهراً منزوی و کم مصرف جلد کتاب است و اغلب ناشران برای استفاده از این فضا به سلایق شخصی تکیه می کنند. مثلاً بعضی برای اطلاع خوانندگان شان خلاصه ای از موضوع کتاب را درج می کنند. عده ای دیگر برگزیده ای از فهرست کتاب های منتشر شده ی خود را اعلام می کنند. عده ای دیگر برگزیده ای از فهرست کتاب های منتشر شده ی خود را اعلام می کنند. گروهی در این فضای خالی نشان، بارکد، شابک، قیمت کتاب و نکاتی در این حدود را مطرح می کنند و گاهی که کتاب دو زبانه است، یعنی مثلاً فارسی است با خلاصه ای به زبان دیگر، از پشت جلد برای مطرح کردن عناوین به زبانی دیگر استفاده می کنند. در نشریاتی چون مجلات، کاتالوگ ها و بروشورها پشت جلد را به صاحبان آگهی ها می فروشند. سابقاً و به هنگامی که جلدها به شیوه ی چاپ لتریس چاپ می شد و تهیه فیلم و زینک متداول نبود و از کلیشه و گراور استفاده می شد که همین امر تبدیل به عادت صرفه جویانه ای شد تا دیگر برای پشت جلد کاری انجام نشود.

بالاخره همه ی این تصمیم ها سبب شد که ناشران و به تبع آنها طراحان هم به پشت جلد اهمیت کمتری بدهند. در حالی که تمام جلد و سطوح آن وظیفه ی یکسانی برای حفاظت و زیبایی کتاب به عهده دارند و از این حیث شاید هیچ یک از سطوح سه گانه ی جلد امتیاز ویژه ای بر دیگری نداشته باشد.

در قدیم جلدسازان سنتی برای هر دو طرف رو و پشت جلد کتاب از نقش تزئینی واحد و مناسبی استفاده می کردند و این ایده ی بسیار زیبایی بوده است که متأسفانه بعدها و پس از ورود چاپ ماشینی به کشور به تدریج فراموش شد. در طراحی جلدهای سنتی اهمیت توازن حسی و استقلال بصری تمام سطوح جلد به خوبی رعایت می شد و این امر سبب می گردید که بیننده و خواننده احساس داشتن یک کتاب کامل و یک ورودی و خروجی مطمئن و منطقی را در کتاب حس کند و نقش واقعی حفاظت را برای جلدی زیبا کاملاً درک کند و جلدسازی، هنری ویژه شود. در حالی که در جلدهای چاپ ماشینی امروزی چنین احساسی در خواننده به وجود نمی آید، زیرا که پشت جلد امروزی شخصیت پشت جلد دیروز را ندارد و بر عکس فضایی تهی و بی مصرف را در ذهن بیننده و خواننده می نمایاند.

 

رسامی و آماده سازی Art work طرح جلد

به طور کلی طراحی هر کار گرافیکی تنها به پیدا کردن ایده ی مناسب و تنظیم آن و بالاخره مراحلی که در بخش های بالا به آن اشاره شد، ختم نمی گردد، بلکه بخش دیگر طراحی، آماده سازی Art work یا اجرای رسامی فنی طرح است برای تولید در مراحل لیتوگرافیف چاپ و صحافی و خلاصه تولید نهایی طرح. و این بخش طراحی کاری فوق العاده حساس است و بدون انجام آن، هیپ گاه ایده و طرح، جنبه ی عملی تکثیر پیدا نخواهد کرد و لازمه ی انجام آن آشنایی طراح به دانستن و رعایت نکات فنی کار برای گذر از لیتوگرافی و نهایتاً دو مرحله ی دیگر است.

معمولاً وقتی هر طراحی درباره ایده و طرح، جست و جو و فکر می کند؛ هم زمان به شیوه و شکل اجرای فنی آن در گذر از مراحل فنی فوق الذکر نیز می اندیشد و این نکات که اطلاعات و آشنایی عمومی حرفه ای با مراحل تولید است فوق العاده مهم اند و عبارتند از رعایت مقرراتی که لیتوگراف و یا چاپچی و صحاف بتوانند طرح را بدون اشکالات فنی اجرایی و به خوبی چاپ تکثیر کنند. همان طور که پیش تر گفته شد قطع هر کار گرافیکی باید در چارچوب استاندارد اندازه های کاغذ باشد و در این محدوده اندازه ی طرح را باید طوری انتخاب کرد که جای دو نکته ی فنی اولیه در آن ملحوظ شده باشد: اول اندازه ی ۵/۰ سانتی متری به نام لب بر در چهار طرف طرح که در مرحله ی نهایی صحافی برش خورده و قواره ی اصلی طرح، صاف و منظم، نمایان می شود و دوم جای ویژه ای برای امکان عمل ماشین چاپ است که اصطلاحاً لب پنجه ی ماشین چاپ نامیده می شود و آن حاشیه ای ۱ سانتی متری است که باید در راستای ضلع جنوبی طرح قرار بگیرد و به طور دقیق تر آن جایی است که اگر طرح را مقابل خود قرار دهیم حاشیه لب پنجه، مقابل بدن ما قرار داشته باشد.

نکته مهم دیگر شناخت کامل عملکرد و توانایی های تار و پود هایی است که در مرحله ی لیتوگرافی مطرح می شود.

ترام، شبکه ای از نقطه های ریز است که به صورت فیلتر گونه ای Art work و یا هر تصویری را از ورای این نقطه های ریز بر صفحه ی فیلم لیتوگرافی منعکس و مجسم می کند. امروزه این عمل به هنگام خروجی گرفتن از Art work در خود کامپیوتر انجام می شود. شناخت توانایی های ترام از این جهت بسیار اساسی است که عامل اصلی تجسم و تولید طرح و Art work در تکنولوژی صنایع گوناگون چاپی است، و می توان از طریق ترام، و ریز و درشت کردن و کم و زیاد کردن نسبت های رنگی آن، حالات و فضاهای دقیق تر، هنرمندانه تر و دلخواه تری را در طرح و تصویر به وجود آورد. اما طراح در این مرحله باید از نکته ی فنی دیگری هم مطلع باشد و آن عبارت است از این که ترام مورد نظر و استفاده او بر چه نوع کاغذ و کدام ماشین چاپ بهترین نتیجه را می دهد و یا هنگام صحافی کدام شیوه ی صحافی کار را مناسب تر تمام خواهد کرد. ضمن آن که نباید فراموش کرد که ظرایف و دقایق فنی تولید طرح در مراحل لیتوگرافی و چاپ و صحافی فقط این چند یادآوری نیست بلکه برای انجام بهتر کار در هر کدام از مراحل صنایع چاپ، صدها نکته ی فنی، تخصصی، هنری، موردی، محیطی و … وجود دارد که هر کدام از اهالی فن آنها را با تیزبینی ها و حراست حرفه ای رعایت می کنند و طراح باید ناظر بر سیر کار تولید باشد، و برای طراحی کارهای بعدی خود کسب تجربه کند.

برعکس شرایط حدوداً ساده  تر گذشته که طراح می توانست رأساً نظارت بر تولید را به عهده داشته باشد، امروزه به دلیل مطرح شدن تکنولوژی های حساس و ظریف تر، متخصصین اجرایی جدیدی وارد عرصه ی کار طراحی و نظارت فنی آن شده اند و با تسلط بر ظرایف اجرای کامپیوتری طراحی، آماده سازی Art work را با برنامه ریزی حرفه ای انجام  خروجی کاملی را به لیتوگرافی ارایه می دهند و دسته ی دیگر همان ناظران فنی قبلی هستند که با آشنایی های کافی، با نکته های فنی، مراحل مختلف تولید و با همکاری متخصصین کنترل کیفی کار را تا انتها مراقبت می کنند. اما به هر ترتیب وجود چنین متخصصانی هیچگاه وظیفه ی نظارت و حضور ذهن طراح را در جریان مسیر آماده سازی تا پایان صحافی کم نمی کند.

 

معیار گزینش عکس روی جلد کتاب :

یکی فاصله ای است که از آن عکس در معرض دید خریدار قرار می گیرد. بسیاری از طرح های خوب همه گیرایی و زیبایی خود را در فاصله و پیاده روی روی یک خیابان یا طول یک اتاق از دست می دهند .

همچنین مشخص بودن مرزهای یک طرح و رنگ زمینه آن در گیرایی آن موثر است. معمولاً انواع قرمز، انواع سیاه و انواع آبی دارای تأثیرهایی مشابهند و از فاصله دور تفاوتهای آن ها قابل تشخیص نیست و میزان سادگی و یا شلوغی یک طرح روی جلد نیز نمی تواند به طور مشخص ضامن موفقیت آن باشد.

عجیب بودن طرح روی جلد و ناآشنایی آن با ذهن تا حد زیادی به موفقیت آن کمک می کند مشروط بر آن که میزان این غرابت تا حدی نباشد که دل تماشاگر را بزند و او را وادار کند که دوباره و با کنجکاوی به آن نگاه کند.

رسم دیرین واژگون کردن یک عکس و یا نوشته هر چند دیگر زیاد مورد توجه نیست، همچنان حیله ای موفقیت آمیز و جالب است. این رسم در مورد آگهی های مطبوعاتی نیز به کار می رود.

در پیاده کرد عکس روی جلد باید به این مسئله توجه داشت که زاویه دید عکس باید به سمت داخل کتاب باشد و نه به طرف عطف و این نگاه را به طرف ورق زدن صفحات کتاب راهنمایی کند.

مسئله دیگر این است که ما فقط تصاویری را می توانیم، به طرف پشت و رو نماییم که مخصوص افراد سرشناس نباشد.

 

رنگ روی طراحی جلد کتاب :

بعد از آزمایشات فراوان که از روی جلدها انجام شده امروزه این موضوع ثابت شده است که رنگ آمیزی جالب روی جلد تأثیرش بیشتر از تیترهای هیجان انگیز است.

این دسته از رنگ های که در سه دسته دو رنگی تنظیم شده اند دارای قدرت جذب فوق العاده می باشد: سبز و سرخ – آبی و نارنجی –  زرد و بنفش.

در طرح روی جلدهایی که تصویر رنگی از یک شخصیت یا منظره به چاپ می رسد امکان تعویض رنگ های متن تصویر وجود ندارد، در این صورت باید دقت کرد که چه رنگی در متن تصویر بیشتر از سایر رنگ ها به کار گرفته شده است.

برای مثال اگر رنگ آبی سطح زیادی را اشغال کرده باشد، می توان از رنگ نارنجی در پیاده کردن اسم ، یا عنوان کتاب مدنظر گرفت و یا چنانچه طرح دارای کادر ثابتی است که دور تا دور تصویر را اشغال می کند این کادر را می توان به رنگ دلخواه تغییر داد.

طراحی جلد کتاب یکی از پررونق ترین و مؤثرترین فعالیت های طراحان گرافیک دنیاست. به دلیل همین اهمیت و برای آشنایی با نظر گاه های طراحان جهان، در این مقاله از ۵ تن از طراحان معروف جلد کتاب دعوت شده تا در یک مصاحبه از راه دور شرکت کنند. این طراحان با دقت بسیار از کشورهایی انتخاب شده اند که فرهنگشان مشابه و همسو با فرهنگ کشور ماست. در این مصاحبه آقایان شین ماتسوناگا از ژاپن، صادق قره مصطفی از ترکیه، یوگنی کورنیف، آندره باندارینکو و بوریس تروفیمف از کشور روسیه پاسخگوی سئوالات ما بودند.

پروژه های طراحی جلد کتاب را چگونه انجام می دهد؟ لطفا ً پروسه آن را از آغاز تا پایان تشریح بفرمایید.

شین ماتسوناگا – چون من غالباً طراحی کتاب را به طور کامل انجام می دهم، عادت دارم در آخرین مرحله به طراحی جلد کتاب بپردازم. در آخرین مرحله رونود ویرایش می توانم تمامی مفهوم کتابی را که مشغول طراحی هستم درک کنم: موضوعاتی که کتاب به آنها می پردازد، منابع بصری که می توانم برای ارائه این موضوعها از آنها استفاده کنم و غیره.

وقتی مفهوم کتاب را فهمیدم، ساختار طرح به طور طبیعی شکل می گیرد و من در کنار این ساختار، ایده های خلاق خود را در کار وارد می کنم. در این مرحله هیچ تفاوتی بین پروژه های طراحی جلد تاب و سایر پروژه های طراحی گرافیک وجود ندارد.

صادق قره مصطفی – سعی می کنم متن کتاب را بخوانم و بفهمم. می گویم سعی می کنم چون به ویژه تا قبل از استفاده از فن آوری دیجیتال، خواندن متن های چاپ نشده همیشه ممکن نبود، معمولاً تنها نسخه در اختیار حروفچین بود. پس از خواندن متن با ویراستار صحبت می کنم و در صورت لزوم با مولف یا مترجم هم در ارتباط قرار می گیرم. سعی می کنم به نکته های کلیدی متن پی ببرم. بعد از انکه ایده ای پیدا کردم و متقاعد شدم که این ایده درست است، دنبال بهترین راه حل برای مصور کردن ایده می گردم.

یوگنی کورنیف – من بدون شک اول کل کتاب را طراحی می کنم و بعد جلد آن را به نظر من جلد کتاب نسبت به کل کتاب از اهمیت کمتری برخوردار است. طراحی جلد کتاب از خود کتاب ریشه می گیرد. وقتی که تصویر کلی کتاب معلوم شد، عصاره آن در جلد کتاب شکل می گیرد

آندره باندراینکو – شخصاً این کار برای من خیلی مهم است. وقتی که سالاها پیش من طراحی جلد کتاب را شروع کردم با سنتی که بازمانده مکتب کانستراکتیویسم که شلاقی دردست طراحان امروز روسیه است – مبارزه کردم. کانستراکتیویسم دراوایل قرن بیستم به عنوان یک مکتب پیشرو زنده و جاری بود ولی حالا به عنوان یک ترمز برای حرکت های جدید عمل می کند. برای طراحان امروز روسیه مکتب کانستراکتیویسم بسیار دور افتاده و ناهمخوان با فرهنگ روز جامعه است این بدین مفهوم نیست که من مخالف کانتسراکتیویسم هستم. من عاشق این مکتبم ولی برای ادامه کار با این مکتب در این مقطع زمانی دچار مشکلم.

برای طراحی جلد کتاب اول متن کتاب را می خوانم. من اصولاً به مطالعه علاقه دارم و خواندن کتاب به خودی خود برای من لذت بخش است. سپس داستانی در ارتباط با متن کتاب از خودم  خلق می کنم. به نظر من طراحی جلد لزوماً نباید مستقیما نماینده متن کتاب باشد، بلکه می تواند بحث و مجادله ای را با متن ایجاد کند. به عبارت دیگر طراح جلد کتاب باید چیزی را از متن کتاب تصویر کند مؤلف قادر به گفتن آن نبوده است. جلد کتاب برای خوانندگان و ناشران آن طراحی نشده بلکه باید بتواند به فروش کتاب کمک کند .در نتیجه طراحی جلد کتاب راه حلی است. برای یک مشکل خاص. وقتی که طراحی کتاب شروع نشده، بسیار اهمیت دارد که ایده ای در سر طراح وجود داشته باشد و طراح بتواند کتاب طراحی شده کامل را تجسم کند.

بوریس تروفیمف – به نظر من طراحی کتاب همیشه ارتباطی محکم با مؤلف و یا متن آن دارد و این ارتباط مهمترین عامل در طراحی روی جلد است. اخیراً بخصوص در کتابهای ارزان مد شده که طراحی جلد کتاب بدون در نظر گرفتن داخل آن انجام شود.

به نظر من جلد کتاب، صورت کتاب و صد در صد وابسته به متن آن است. در طراحی کتاب و در عین خواندن متن آن، ایده ای ناگهانی ظهور می کند. به عنوان مثال در طراحی کتاب «پاشنه» که در مورد آناتولی نایمونوف، سناریست مشهور است، طراحی از زندگی او نشأت می گیرد. زندگی او دایماً مثل ساعت های شنی تغییر می کند. به همین ترتیب نیز طراحی کتاب تغییر می کند. با آنکه کتاب ثابت است ستون های نوشته ۱۸۰ درجه می چرخند. روی جلد این کتاب تصویر قهرمان اسرارآمیز است که چشمان او از عطف گذشته و در پشت جلد قرار  می گیرد.

به نظر شما طراحی جلد کتاب را باید به عنوان یک پروژه دوبعدی قلمداد کرد و یا سه بعدی؟ نقش عطف و پشت جلد چیست؟

شین ماتسوناگا – طراحی جلد کتاب به نظر من دوبعدی است. مثل همه چیزهای روی کاغذ، از روی جلد گرفته تا پشت جلد همه تصویرهای ایستا و دوبعدی هستند.با این حال ترتیب قرار گرفتن این تصاویر دوبعدی، از طریق تحریک بینایی و ذوق خواننده احساس پویایی خاصی را در او به وجود می آورد. جلد کتاب از این منظر سه بعدی است. بنابراین در پاسخ سئوال شما باید بگویم هر دو . به نظر من روی جلد مثل تیتراژ ابتدای فیلم است، پشت جلد شبیه اسامی پایان فیلم و عطف شبیه برچسب روی قوطی فیلم.

صادق قره مصطفی – جلد کتاب ویترین است، بسته بندی محصول است. با خواننده ارتباط برقرار می کند و تشویق می کند که کتاب را بخرد. کتاب یک شی سه بعدی است و روی جلد، عطف و پشت جلد هر کدام کارکردهای متفاوتی دارند. طراح باید برای همه سطوح و ارتباط آنها با یکدیگر به یک میزان اهمیت قائل شود.

یوگنی کورنیف – برای من طراحی کتاب به عنوان یک پروژه سه بعدی، بیشتر از اینکه نتیجه باشد، پروسه است. برای من کتاب یک آسمان خراش فشرده شده است که متن و تصاویر، دیوارهای آن را تعیین می کند و فضاهایی را که برایش در نظر گرفته شده به خود اختصاص می دهد. کتاب را می توان یک حجم تصور کرد، درست مانند یک ساختمان، به شرطی که کتاب را چهارگوش تصویر کنیم. اگر تصاویر و متن کتاب را ماده اصلی کتاب فرض کنیم، به خوبی می توانیم طراحی دیوارهای اطراف آن را تخمین بزنیم. همچنین اگر صفحات کتاب را ترانسپارنت فرض کنیم به یافته های جدیدی می رسیم که به خودی خود جالب هستند. مثلا با در نظر گرفتن صفحات کتاب به صورت ترانسپارنت، با روی هم افتادن شماره صفحات، یک ستون عمودی مارپیچی و یا یک کمپوزیسیون کاملاً غیرعادی ایجاد کرد. این نگاه یک نگاه پرسپکتیوی است چون در ضمیر آگاه هر فرد و شاید هم در ضمیر ناخودآگاه او کتاب ابزاری است که شخص از مواد و مصالح آن استفاده می کند، در نتیجه کتاب یک پروژه سه بعدی و یک ابزار بسیار قدرتمند قلمداد می شود.

آندره باندارینکو – من در طراحی های خودم از پشت جلد خیلی استفاده می کنم، چون پشت جلد هر کتاب ادامه روی جلد و به روی جلد متصل است. در نتیجه درست نیست که طراح روی جلد و پشت را از هم جدا کند. شاید برای خواننده جلد به عنوان صورت اصلی کتاب نقشی دوبعدی داشته باشد، ولی برای طراح حتماً سه بعدی است. هر کدام از ابعاد کتاب در حیات او نقش مهمی بازی می کنند: در حیات اولیه کتاب یعنی زمان خرید کتاب، جلد نقشی اساسی دارد، حیات دوم کتاب زمانی است که کتاب خوانده می شود. در این حیات جلد نقشی نداشته و شاید خواننده گاهی گوشه چشمی به جلد بیاندازد. حیات سوم کتاب زمانی است که کتاب خوانده شده و در کتابخانه نگهداری می شود. در این موقع عطف نقش خود را پیدا کرده و اهمیت پیدا می کند.

بوریس تروفیمف – به عقیده من طراحی کتاب یک پروژه سه بعدی است به علاوه بعد چهارم که قابل اندازه گیری نیست. وقتی کتاب را ورق می زنیم، خاطره ای تصویری در ذهن ما ایجاد می شود که صرفاً دیداری نیست. تصویر با موضوع از روی جلد به روی لفاف انتقال می یابد (در کتابهایی که لفاف وجود دارد) لفاف ابزار دیگری است که می توان به کمک آن موضوع کتاب را بیان کرد. با اینکه لفاف ابزار دیگری است که می توان به کمک آن موضوع کتاب را بیان کرد. با اینکه لفاف یک موضوع فنی است که برای محافظت کتاب ایجاد می شود، ولی می تواند نقش مهمی در طراحی جلد داشته باشد. می توان روی لفاف از نقوش دکوراتیو استفاده کرد و یا اینکه لفاف را کاملاً سفید در نظر گرفت که بخودی خود توجه بیشتری را برای خود جلد ایجاد می کند.

در ارتباط با پشت جلد امروزه کلیشه ای وجود دارد که تقریباٌ خیلی از طراحان از آن کلیشه پیروی می کنند و آن گنجاندن عکس و خلاصه ای در رابطه با نویسنده کتاب است. من بیشتر سعی می کنم که حتی در این چارچوب هم کار متفاوتی در پشت جلد انجام بدهم.

نوشته یا تصویر؟ کدام یک در طراحی جلد کتاب نقش مهمتری دارد؟ این دو را چطور به کار می گیرند؟

شین ماتسوناگا – کسی نمی تواند کتابی را بدون مفهوم خلق کند. جلد کتاب بازتاب نمادین مفاهیم کتاب است. می توان این کلمه «نمادین» را به شیوه های مختلف تعبیر کرد: (با آرامش)، (به طور چشمگیر) و (با سادگی) و (با قدرت) و غیره. در مورد کارهای من، رابطه نوشته و تصاویر رابطه متغیری است و به همین سبک کارم برای انتقال بصری مفاهیم کتاب به خواننده بستگی دارد. اهمیتی ندارد که کدام یک مهمتر است، نوشته و تصویر باید همدیگر را کامل کنند.

صادق قره مصطفی – به نظر من نوشته در درجه اول اهمیت قرار دارد. بدون نوشته ( عنوان، عنوان فردی، نام نویسنده و سایر اطلاعات) نمی توان جلد کتابی را طراحی کرد، ولی طراحی جلد کتاب بدون تصویر ممکن است.

یوگنی کورنیف – من می توانم جلد کتابی را بدون هیچگونه نوشته تصور کنم. همچنین طراحی جلد فقط با حروف دور از تصور نیست. البته جلدی که فقط از یک تصویر اطلاعاتی صرف تشکیل شده باشد، امری نادر است. اکثر مواقع اگر قرار باشد که فقط تصویر یا نوشته طراحی جلد را تشکیل دهد، استفاده از حروف امکان بیشتری دارد. ولی همه چیز امکان پذیر است!

شرط یک طراحی خوب، استفاده از تصویر و یا نوشته و یا هردوی آنها نیست، بلکه ایده مهم است. من هم تصویر دوست دارم و هم نوشته، ولی حالا که دارم به سئوال شما جواب می دهدم ایده ای به نظرم رسید که کتابی را بدون تیتر و بدون استفاده از حروف طراحی کنم. مثلاً عکسی را روی جلد بگذارم که داستان کتاب را عنوان کند و یا یک تصویر سازی مستقیم از عنوان کتاب.

ممکن است سئوال کنید پس عنوان کتاب و یا اسم نویسنده در کجا نوشته خواهد شد. می توان تمام این کارها را با تصویر انجام داد. اگر نوشته ها را به عنوان بخش از تصویر درهم بافته شده تصور کنیم امکان پذیر است. مثلا فرض کنید که جلد کتاب ما شامل تصویری از یک شخص با لباس کار باشد که عنوان داستان روی جیب لباس او نوشته شده باشد.

آندره باندارینکو – این سوال بسیار مهمی است. کاش می توانستم نمایشگاهی از روی جلد کتابهای بدون نوشته برگزار کنم. برای من اصل طراحی جلد کتاب است. کمپوزیسیون حروف جدا از تصویر و تصویر جدا از حروف طراحی می شود. این کار برای من خلاصی از تابلوی کانستراکتیویسم است. اکثرا جلد کتاب را با انتخاب یک فونت شروع می کنم که در اکثر اوقات عنوان کتاب و اسم نویسنده کتاب است . فونت نقش بسیار بالالیی رد طراحی جلد کتاب ایفا می کند. من نگرشی بسیار محتاطانه و محترمانه به حروف دارم. همچنین احترام خاصی برای حروف لاتین قائل هستم. متاسفانه حروف روسی هنوز به اندازه حروف لاتین تکامل پیدا نکرده است.

از ابتدای کار برایم روشن می شود که باید برای روی جلد از تصویر استفاده کنم یا فقط از حروف. شاید هم فقط یک احساس باشد ولی تقریباً این کار از ابتدا روشن می شود. البته طراحی های من به این دو نوع تقسیم نمی شود. گاهی رنگ جلد برای من نقش مهمی بازی می کند و یا استفاده از یک تصویر کاملا گرافیکی مثل یک مربع سیاه با یک نوشته با حروف ضخیم یا مثلا استفاده از یک جنس متفاوت و یا استفاده از یک مهر. همانطور که گفتم در روی جلدهای من قسمت حروف و تصویر کاملا جدا طراحی شده و جداگانه عمل می کنند.

من در نظر داشتم که نمایشگاهی از روی جلدهای خود برپا کنم جلدهایی که در بعضی از آن نوشته و در بعضی از آنها تصویر از روی جلد حذف شده اند.

وقتی در طراحی از حروف استفاده می کنم آنها را به عنوان تصویر در نظر می گیرم. به همین دلیل فکر می کنم که جلدهای من می توانند از تصویر تنها و یا نوشته تنها و یا هر دوی آنها طراحی شوند. من فکر می کردم که این کار شگرد کار من است ولی می بینم که طراحان دیگری نیز این کار را می کنند.

بوریس تروفیمف – برای من نوشته نیز نقش تصویر را ایفا می کند. من هرگز معتقد به تکرار یک موضوع نیستم، یعنی این که روی کتاب چیزی را بگویم و همان را به تصویر بکشم. نوشته و تصویر، اطلاعات و تصاویری بصری باید مکمل همدیگر باشند. ترکیب این دو باید بتوانند لهجه و یا تأکید درست مطلب را روی جلد ایجاد کنند.م به نظر من نوشته می تواند تبدیل به تصویر شده و حتی بیشتر از یک تصویر باشد.

طراحی جلد کتاب با طراحی پوستر چه تفاوتهایی دارد؟

شین ماتسوناگا – قبل از آنه به هر گونه تفاوت پوستر و جلد کتاب اشاره کنم، می خواهم این واقعیت را به شما یادآور شوم که این دو شباهتهای زیادی به هم دارند. با تأکید بر این دیدگاه، به تفاوتهای زیر اشاره می کنم.

  • اگر جلد کتاب مانند چهره باشد پوستر مانند کل بدن است.
  • جلد کتاب ماندگار است ولی پوستر بی دوام است.
  • جلد کتاب را به دست می گیریم و از آن لذت می بریم ولی پوستر از فاصله دور رؤیت می شود.
  • جلد کتاب فقط برای کسانی جذاب است که دوست دارند به آن توجه کنند، ولی پوستر سعی می کند همه را جذب کند.

صادق قره مصطفی – جلد کتاب با پوستر تفاوتهای زیادی دارد. پوستر دوبعدی است وجلد کتاب سه بعدی. طراحی پوستر دموکراتیک تر است؛ می توانید آزادانه تر طراحی کنید، تولید کنید، محصول تولید شده را به دیوار آویزان کنید. بین فرستنده و گیرنده پیام هیچ نظارتی وجود ندارد. در طراحی جلد کتاب یک سازوکار نظارت (نویسنده، ناشر و …) بین طراح و دریافت کننده پیام وجود دارد. مخاطب با پوستر فاصله دارد در حالی که جلد کتاب را لمس می کند.جلد کتاب همراه محصول [کتاب] خریداری می شود و در صورتی که پوستر برای فروش نیست. پوستر موقتی است در صورتی که جلد کتاب دائمی است.

یوگنی کورنیف – بدون شک چیزهایی در هر دو مشترک است. اما در پوستر فقط کافیست که شما چیزی را فقط با چند کلمه بصورت قابل فهم یکباره بیان کنید. در صورتی که رد پس تیتر هر کتاب تشریحی وجود دارد. جلد کتاب مثل معما یا سئوالی است که کتاب جواب آن است.

آندره باندارینکو – تفاوتهای زیادی بین این دو وجود دارد. در یک پوستر ایده بصورت خودکفا وجود دارد، اما در یک کتاب سه بعدی ضمیمه لازمی برای هر جلد مورد نیاز است. جلد تنها، بدون کتاب خودکفا نبوده و قابل استفاده نیست. من وقتی طراحی جلد یا پوستر می کنم به نظرم می آید که از یک اسلوب مساوی برای هردو استفاده می کنم. ولی این درست نیست. پوستر یک مقوله ایدئولوژیک است و بیشتر خصلت تبلیغاتی دارد. اگر از ترفندی در آن استفاده می شود، باید خیلی سریع بیننده را تحت تاثیر قرار دهد. در صورتی که با این که ممکن است در طراحی جلد از ترفندهای مشابهی استفاده شود ولی نباید خیلی روشن و مستقیم باشد. جلد کتاب نباید بالاتر از متن کتاب بایستد بلکه باید خصلت کشف و شهود داشته باشد. خیلی از مواقع می بینیم که طراح در روی جلد کتاب زیاده گویی می کند، در صورتی که کم گویی، خواندن کتاب را جذاب تر می کند. به طور خلاصه می توان گفت که اگر جلد کتاب را به یک داستان تشبیه کنیم، پوستر یک علامت است.

بوریس تروفیمف – در طراحی پوستر و جلد کتاب به نظر می رسد که تفاوتی وجود نداشته باشد: هر دو از یک سیستم بصری پیروی می کنند و هر دو باید به صورت یک نشان قابل توجه عمل کنند. اما باید گفت که پوستر و جلد کتاب هر کدام خصوصیات های خاصی دارند. پوستر بیاد به تنهایی و به صورت خاصی بیننده را جذب و توجه او را به خود معطوف کند. در صورتی که جلد کتاب مابین صدها کتاب دیگر علاوه بر اینکه باید نظر بیننده را جلب کند باید او را وادار کند که کتاب را از بین دیگر کتابها انتخاب کند. پوستر به صورت یک صفحه بدون حرکت است که روی دیوار نصب می شود. در صورتی که کتاب یک جسم قابل حرکت و قابل استفاده است که نه تنها ارزش خود را از دست نداده، بلکه می تواند رفته رفته ارزشمند هم بشود.

 

نکاتی که در طراحی جلد کتاب باید در نظر داشت:

  • مهارت طراحی در تکنیک و اجرا
  • مکان بکارگیری المان های تصویری
  • یک طرح ثابت (یونیفورم) و یا یک طرح آزاد
  • هماهنگی خط و نوشته ها و اندازه و مکان آن با طرح
  • یک کمپوزیسیون خوب
  • موفق بودن اثر روی جلد در ارائه و انتقال مفاهیم متن یا عنوان کتاب
  • وجود یا عدم وجود عناصری چون کادر – حاشیه در اطراف و یا خط بافت خاصی در روی جلد

در این کار عملی من سعی کردم از دو موضوع استفاده کنم یعنی فکرم را بیشتر روی دو موضوع معطوف کنم و از پراکندگی موضوعات پرهیز کردم. که در بین این موضوعات    رمان و شعر را به دلیل زیاد بودن این کارها در بازار احساس ارتباط و علاقه نسبت به آن انتخاب کردم.

عنوان کتاب: تحلیلی بر شعر نو. برای این موضوع دو اتود مختلف را طراحی کردم در یک طرح اول سعی کردم شعر به دلیل فضای ساده و پاک و صمیمی که دارد بکراند و زمینه را سفید در نظر بگیرم و از ترکیب بندی ساده استفاده کنم.

عنصر درخت سرو (کاج) در بیشتر شعرها به آن اشاره شده  به نوعی یک نماد تصویرسازی انتزاعی از شعر به حساب می آید، سعی کردم در وسط کادر به عنوان موضوع اصلی قرار دهم و برگ یادداشتی که نشان نقد و تحلیل و نظر را دارد به صورت سایه روشن روی درخت می آید. در پشت جلد هم تصویر یک ماو درخت را آوردم و خواست با آوردن این دو عنصر یک تصویرسازی از شعر بوجود آورم. در کل برای طراحی این کار از ترکیب بندی انتزاعی استفاده کردم. در طرح دوم، نقاشی سهراب سپهری را برای نشان دادن موضوع به کار گرفتم.

نقاشی های سهراب مانند شعرهایش ساده، صمیمی و پاک می باشد و فضای شعر و شاعری را کاملا می رساند.

با انتخاب یکی از نقاشی های سهراب «شاعر معاصر» غیرمستقیم اشاره ای به شعر نو داشته باشم.

برای پشت جلد هم دیتلی از نقاشی روی جلد استفاده کردم.

 

عنوان کتاب: شرح مثنوی معنوی

مثنوی معنوی یک کتاب سنگین و فصیح می باشد. برای طراحی جلد این کتاب از تایپوگرافی استفاده کردم. یعنی با نوشته یک سری نقوش را پدید آوردم.

بدین ترتیب که نوشته مثنوی معنوی را با نوعی فونت نوشتم و سپس روی آن یک سری فیلتر کامپیوتری آوردم و با تکرار این نوشته یک نقش و ترکیب بندی به وجود امد در انتخاب رنگ از رنگ ها سنتی که در عین حال تضادی را در کنار هم به وجود آورد استفاده کردم.

برای نوشته عنوان کتاب ترکیب وسط در وسط را انتخاب کردم تا با توجه به موضوع ترکیب عنوان حالت قرینه داشته باشد و سنگینی و اصول خود را داشته باشد.

 

عنوان کتاب: سیمین بهبانی

سیمین بهبهانی هم یکی از شاعران دوره معاصر می باشد که به سبک اشعار نو شعر می گوید.

سعی کردم در طراحی این کار از فضای خیلی ساده (ترکیب بندی ساده ) استفاده کنم و از پرگوییی و زیاده گویی پرهیز کردم.

برای ترکیب بندی این طرح از عکس خود شاعر استفاده کردم. بدین صورت که عکس را با زاویه خاصی در کادر قرار دادم و یک ترکیب بندی ساده با عکس به وجود آوردم.

در زمینه ه از یک رنگ ملایم و ساده استفاده کردم سعی کردم جلد با سادگی حرف خود را بزند.

در پشت جلد عکس شاعر به صورت نقطه در فضا قرار دارد. با این ترکیب بندی ساده مفهوم سادگی شعر را رساندم.

 

عنوان کتاب: مجموعه اشعار استاد شهریار

در این طرح هم برای موضوع اصلی از عکس خود شاعر استفاده کردم که عکس با رنگ و فیلتر آنالیز و ساده شده بود.

برای رنگ زمینه را هم از رنگ خود چهره استفاده کردم تا با تصویر در هماهنگی زیادی باشد.

خط شکسته نستعلیق در شعر کاربرد زیادی دارد و به نوعی خط شعر و شاعری به حساب می آید. به همین خاطر در این کار از این خط استفاده کنم. همین خط در پشت جلد تکرار می شود.

در کل با استفاده از سایه روشن رنگی و خط و عکس شاعر اتود طرح جلد شهریار را طراحی کردم.

 

عنوان کتاب: خانوم. نوشته مسعود بهنود.موضوع آن در مورد زنی است که در دوره قاجار زندگی می کرده و در زندگی دچار تحولاتی می شود و سرگذشت رویدادهایی که با آن مواجه بوده است را بیان می کند که اسم این زن هم خانوم است.

برای اتود این کار از تصویر زن دوره قاجار استفاده کردم و در وسط کادر قرار دادم. روی این عکس فیلترهایی را به کار بردم تا حال و هوای این که این زن، زنی بوده که دچار تحول و تغییر شده را برسانم و متغیر بودن این شخصیت را رساندم.

این عکس را در داخل کادری قاب مانند قرار دادم که زمینه ای برای تصویر به حساب بیاید.

این عکس را در پشت جلد هم آوردم.

اتود کار را روی مقوای گراف پرینت گرفتم تا کار حالت قدیمی بودن خود را برساند.

در نوشته عنوان برای رنگ نقطه ها از رنگ تصویر استفاده کردم تا عکس و عنوان از لحاظ رنگی با یکدیگر هماهنگ باشند و یک گردش چشم به وجود آید.

 

عنوان کتاب: نامه های طلایی، نوشته مینا سروری

موضوع آن درباره زنی است که نامه های عاشقانه همسرش را که در سفر است دریافت می کند و جریان داستان بیشتر حول این نامه ها و ارتباط این دو می چرخد.

به نظر من برای این موضوع از عنصری که می توان از آن در این کار استفاده کرد، بکارگیری مهر پستی می باشد. که در این اتود دو مهر پستی تصویر نامه های خطی ترکیب کردم. در وسط این مهر تصویر یک قلب را گذاشتم تا حالت عاشقانه و دوست داشتنی بودن نامه ها را برسانم.

به عقیده من فضای سفید زمین هم اشاره به بی انتهایی و پاک بودن این عشق ماندگار و طلای دارد.

پشت جلد را هم مانند روی جلد کار کردم.

برای نوشته عنوان کتاب هم سعی کردم از دست نویس استفاده کنم تا حالت دست نوشته بودن نامه و موضوع را برسانم.

 

عنوان کتاب: یادداشت های صادق هدایت

موضوع این کتاب بیشتر در  مورد یادداشت های شخصی خود صادق هدایت می باشد. عنوان کتاب حالت دست نویس دارد تا موضوع یادداشت و دست نوشته بودن کار را برساند و به نوعی با موضوع کتاب در هماهنگی است و همچنین در ترکیب با عینک نویسنده به کار رفته است. بدین تریب عنوان و تصویر روی جلد در ترکیب با یکدیگر به کار رفته است.

در زمینه بنا به محتوای کتاب از تصویر بدن خود نویسنده استفاده کردم که سه بار تکرار شده به همراه سایه ای از رنگ زرد از خود شخصیت که رویش دست خطی از خود نویسنده آمده و در ترکیب با عکس بکار رفته است. روحیه و شخصیت صادق هدایت را که این دست نوشته ها در مورد خود اوست می رساند. رنگ زمینه هم یک خاکستری خنثی و ساده است.

در پشت جلد هم ترکیب دو دست خط صادق هدایت با عینکش به کار رفته است در کل فکر می کنم تا حدودی توانسته ام موضوع کتاب را که یادداشت های شخصی است رسانده باشم.

 

عنوان کتاب: آتشی در دل، نوشته لوریک میناسی

این کتاب به ماجرای عشقی که یک نوجوان در سن بلوغ دچار آن شده می پردازد و تحولات آن دوران را بررسی می کند.

عنصر اصلی کارم را تصویر و یا سایه ای از یک انسان قرار دادم. برای این کار که تحولات دوره نوجوانی را بیان می کند. در اطرافش یک سری رنگ های خاص را درآوردم تا مفهوم آن دوران و متزلزل بودن فرد را و همچنین دوران تازه ای را که تجربه می کند را برساند.

در روی تصویر این آدم قلب را قرار دادم تا دوباره اشاره ای به عشق و شیفتگی داشته باشم.

در ترکیب این تصویر یک جمله را از داخل کتاب انتخاب کردم و با زاویه های مختلف تکرار کردم.

در پشت جلد هم از قلب تنها که نشانه عشق است استفاده کردم که در زمینه سفید قرار دارد و با سادگی خاصی مفهوم عشق را می رساند.

در عنوان کتاب هم فونتی را به کار بردم که به موضوع بخورد. نوشته دل را کمی تار و دو تایی کردم بوسیله فیلترهای کامپیوتری تا حالت دو دل بودن، تردید داشتن و متزلزل بودن این شخصیت را برسانم.

ترکیب بندی کار فضای تحول و هیجان برانگیز و کنجکاوی را برای فرد ساخته است.

 

عنوان کتاب: گلاب آدینه و سینما، نوشته مهدی هاشمی

موضوع این کتاب به بازی های گلاب آدینه در سینما می پردازد، مانند بررسی نقش ها و دوران بازیگری این بازیگر.

برای طراحی این کار از عکس خود به صورت تک رنگ و ساده شده بازیگر استفاده کردم. این عکس را در ترکیب با دو قطع نگاتیو به کار بردم. این دو قطع نگاتیو را به خاطر موضوع سینما از بیرون کادر جلد به داخل آوردم.

به عکس هم زمینه ای دادم تا عکس خیلی از بکراند کل کار جدا نباشد و هم به شخصیت آرام و مهربان بازیگر بخورد.

برای پشت جلد هم تقریباً ترکیب روی جلد را انتخاب کردم.

روی نوشته عنوان فیلتر آوردم تا با توجه به موضوع سینما و دوربین حالت فولو و تیره و روشن دوربین را برسانم و سعی کردم رنگ آن را از رنگ تصویر انتخاب کنم تا هماهنگی خاصی بین این دو به وجود بیاید. و از دو طرف با تصویر بسته شود و به صورت رها در زمینه نباشد.

در این اتود عکس بازیگر به عنوان عنصر اول زودتر از بقیه به چشم می آید و با این ترکیب بندی موضوع کتاب را به طور مستقیم و صریح بیان کردم.