Ultimate magazine theme for WordPress.

جواب صفحه ۴۳ هدیه آسمانی ششم

صفحه 43 هدیه ششم

0

جواب صفحه ۴۳ هدیه آسمانی ششم درس هفتم دست در دست دوست کامل کنید

 

جواب صفحه ۴۳ هدیه آسمانی ششم درس هفتم دست در دست دوست کامل کنید در این پست برای کاربران دانشکده ها بصورت رایگان قرار خواهیم داد این صفحه از بر گرفته پست کتاب آموزشی هدیه های آسمانی ششم است.

و یک گام به گام هدیه های آسمانی کلاس ششم را هم در انتهای همین پست رایگان لینک دانلودش را قرار داده ایم که میتوانید با استفاده از اون جواب درس هفتم هدیه های آسمانی پایه ششم را حل کنید .

در این گام به گام جواب سوالات درس هفتم  با حل صفحه ۴۳ هدیه های آسمانی پایه ششم و تمام درس قرار داده شده است و جواب سوالات و پرسش های متن را میتوانید دید که به تمام این سوالات کتاب درسی صفحه به صفحه پاسخ داده شده است درون این گام به گام .

جایزه دانشکده ها برای پایه ششمی ها در این پست چیه ؟

یک گام به گام از هدیه آسمانی

لطفا توجه کنید که غیر از حل سوالات صفحه ۱۱ هم خوانی در انتهای همین پست مراجعه کنید و گام به گام کاملش رو هم دانلود کنید و در این مورد لطفا برای خوشحال کردن ما نظرات خودتون رو واسمون ارسال کنید خوشحالی شما خوشحالی ما هست ، انشالله کمکم تمام درس ها را بصورت رایگان برای شما قرار خواهیم داد.

 

سوالات کاربران

خیلی از کاربران در این موضوع درس های کتابهای آسمان گفتند که چرا هیچ  پاسخ سوالات هدیه آسمانی ششم و جوابی از این کتاب نمیذارید این روزا خیلی سخت شده مدارس که غیر حضوری شده و ما والدین کارهایمان برای درس دادن به فرزندانمون واقعا سخت شده ، در این موضوع فکر کردیم  که چرا کمکی به والدین و دانش آموزان نکنیم و جواب سوالات رو رایگان منتشر نکنیم که تو این حال اوضاع گرونی و … خب الان در این پست از جواب صفحه ۴۳ هدیه آسمانی ششم  ابتدایی درس هفتم دست در دست دوست با پاسخ را بصورت رایگان قرار خواهیم داد و یک حمایتی از ما به والدین و دانش آموزان عزیز که بتونن بسادگی جواب این صفحه کتاب درسی را حل کنند.

حل صفحه ۴۳ کتاب هدیه های آسمان ششم درس هفتم دست در دست دوست

در این قسمت میرسیم به جوابات کتاب  آسمانی که میتوانید جواب سوالات را مشاهده کنید و در آخر همین سوالات لینک دانلود گام به گام کامل از هدیه آسمان قرار داده ایم که میتوانید بصورت رایگان دانلود کنید.

غروب حیرت انگیزی است.
آسمان حالت دیگری دارد.
پرندگان هرکدام راهیِ لانه‌ی خود شده اند.
روشنایی روز کم کم در حال بی رمق شدن است.
انگار اتّفاق عجیبی در راه است.
شب شگفتی است.
حسّ دیگری دارم.
سوار بر اسب به سمت حرم سیّدالشّهدا (علیه السّلام)، پیش می‌روم.
تنهایی،
تاریکی،
سکوت،
نسیم خنکی در حال وزیدن است.
حال دیگری دارم.
گویا کسی مرا به خود می‌خواند.
مگر چه اتّفاق مهمی پیش روست؟
صدای باد، همدم من در آن فضای تاریک است.
امّا من، آرام و بی صدا در دل ذکر می‌گویم.
الله اکبر، الله اکبر …
الحمدلله، الحمد لله…
سبحان الله، سبحان الله…
از فاصله‌ای نه چندان دور، صدایی توجّه مرا به خود جلب می‌کند.
گوش خود را به باد می‌سپارم.
گویی صدای پای کسی است.
آرام آرام نزدیک می‌شود.
نزدیک و نزدی کتر،
باوقار، سنگین و نرم،
دیگر فاصله‌ای نمانده است، چهره‌اش را به خوبی می‌بینم.
مردی شگفت، بلندبالا، خوش‌سیما و دوست‌داشتنی،
از دیدن چهره‌ی زیبا و روحانی او و همچنین لبخند شیرینش، آرامشی در من ایجاد شده است.
مانده‌ام چه بگویم، واژه‌ها تاب عظمت او را ندارند.
سلام می‌کند و مرا به نام صدا می‌زند و می‌پرسد:«در این شب جمعه به کجا می‌روی، ای شیخ حسن حلی؟»
 خدایا، او کیست؟
نام مرا از کجا می‌داند؟
در این وقت شب با من چه کار دارد؟
شکوه و عظمتش مانع می‌شود که نامش را بپرسم.
می‌گویم: «برای زیارت به حرم آقا و مولایم امام حسین (علیه السلام) می‌روم.»
چیزی نمی‌گوید؛ اما چهره و نگاهش بیان کننده‌ی رضایت قلبی او از این کار است.
سکوتی معنادار حکم‌فرما شده است.
در کنار یکدیگر به سمت حرم حرکت می‌کنیم.
به  ّ دقت، حرکات و رفتارش را نظاره می‌کنم.
حالم  دگرگون است.
نمی‌دانم‌ چه‌ بگویم‌ و ‌چگونه ‌بر‌این‌ حالت ‌خود‌ مسلط ‌شوم.
سخنانی ‌کوتاه ‌بین ‌من ‌و ‌او‌ رد ‌و ‌بدل ‌می‌شود.
چقدر ‌دوست ‌دارم ‌این ‌گفت‌ و گو ‌ادامه ‌پیدا ‌کند.
سؤالاتی ‌چند ‌از‌آن‌ بزرگوار ‌می‌پرسم.
با‌کمال ‌حیرت، ‌سؤالات‌ را ‌یک ‌به ‌یک‌ و ‌به ‌آسانی‌ هر چه ‌تمام‌تر ‌پاسخ ‌می‌گوید. ‌احساس‌ می‌کنم‌ با‌مرد ‌فاضل‌ و ‌دانشمندی‌ روبه‌رو‌ هستم؛‌ لذا ‌فرصت ‌را‌ غنیمت ‌می‌شمرم‌ و ‌سؤالات ‌دیگری‌ که‌ ذهنم‌ را ‌به ‌خود‌ مشغول‌ کرده ‌و‌ تا ‌آن‌ زمان ‌برای ‌آنها‌ جواب ‌مناسبی‌ نیافته‌ام،‌ می‌پرسم.
پرسش‌ها‌ و ‌پاسخ‌های‌ روشن ‌در‌پی ‌هم ‌تا‌اینکه ‌مسئله‌ای ‌می‌پرسم‌ و‌او ‌پاسخی ‌می‌دهد.‌ به‌ نظرم ‌سند‌ سخن‌ را ‌در‌ کتاب ‌و‌ روایتی ‌ندیده‌ام.
با‌مهربانی‌به‌من‌می‌فرماید:«هنگامی ‌که‌ به‌ منزل ‌بازگشتی‌ فلان‌ کتاب‌ را‌باز ‌کن،‌ فلان‌ صفحه و ‌فلان‌ سطر ‌آن ‌را‌ بخوان».
ناگهان‌ به‌ خود‌ می‌آیم‌ و‌ با‌ خود‌ می‌گویم،‌ شاید ‌این ‌شخص‌ که ‌در‌ کنارم‌ می‌آید‌ و ‌چنین‌ مطلع‌ و‌ آگاه‌ است،‌ مولای ‌عزیزم ‌امام‌زمان‌ (عج الله ُ‌فرجه)‌ باشد.‌ برای ‌اینکه ‌واقعیت ‌برایم‌ معلوم‌ شود،‌می‌پرسم:«آیا‌ من‌ می‌توانم ‌حضرت ‌صاحب الزمان‌ (عج اللهُ‌َ فرجه) ‌را‌ببینم‌ یا‌نه؟»
در‌ همین ‌حال ‌کمی ‌به ‌من ‌نزدیک‌تر می‌شود‌ و ‌دستش‌ را‌ در ‌دستم‌ می‌گذارد‌ و‌ این ‌جمله‌ی‌ به‌ یادماندنی‌ را‌ بر‌ زبان‌ می‌آورد‌ که: «چگونه‌صاحب الزمان‌ (عج الله ُ‌فرجه) ‌را‌ نمی‌توان ‌دید‌ و‌حال‌ اینکه ‌دست‌او ‌در‌دست‌ توست؟»
با‌شنیدن‌ این ‌سخن‌ بی‌اختیار ‌از شدت ‌شوق ‌از‌حال ‌می‌روم‌ و‌ بیهوش ‌می‌شوم.
وقتی‌ به ‌هوش ‌می‌آیم‌ با‌حیرت ‌و ‌شگفتی‌ به ‌اطراف ‌می‌نگرم ‌تا‌ شاید ‌روی‌ زیبای ‌او‌ را‌ دوباره‌ ببینم. ‌مات‌و‌حیران‌ مانده‌ام، ‌دستی‌ به ‌سر‌و‌صورتم‌ می‌کشم ‌و ‌دقیق‌‌تر ‌به ‌دور ‌و‌بر ‌خود‌نگاه‌ می‌کنم؛ اما‌ کسی ‌را ‌نمی‌بینم.
افسوس ‌که‌ او ‌رفته‌ است.
باران ‌اشک‌ امانم‌ نمی‌دهد.‌
لحظه‌ای ‌چهره‌ی ‌زیبای ‌او‌ را‌ فراموش ‌نمی‌کنم.
………………‌اینک‌ من‌ مانده‌ام‌ و ‌حسرت ‌دیدار ‌دوباره.

کامل کنید صفحه ۴۳ هدیه های آسمانی پایه ششم

 

پاسخ‌ سؤالات‌ زیر‌را‌به‌ ترتیب‌ اعداد‌ جدول‌ بنویسید؛‌ سپس‌ حروف‌ را‌به‌ترتیب،‌ کنار‌هم‌ بگذارید‌و‌بخوانید.‌جمله‌ی‌ به‌ دست‌ آمده،‌ یکی‌ از‌سخنان‌ امام‌ زمان‌ (علیه‌ السلام)‌ است.‌
۱ـ اگر‌ جایی‌ آب‌ نداشتیم‌ برای‌ نماز‌ خواندن‌ به‌ جای‌ وضو‌ آن‌ را‌ انجام‌ می‌دهیم.‌ (۱۶- ۵ – ۱۷ – ۱۲)
۲ـ شهر‌ امام‌ رضا‌ (علیه‌ السلام)‌ است.‌ (۱ – ۱۱ – ۱۴ – ۷)
۳ـ با‌ گرفتن‌ آن،‌ نماز‌ آیات‌ واجب‌ می‌شود.‌ (۹ – ۱۳ – ۸)
۴ـ تعداد‌ امامان‌ بعد‌ از‌ امام‌ حسین‌ (علیه‌ السلام)‌. (۲ – ۴)
۵ـ حیوانی‌ که‌ با‌ نام‌ ذوالجناح‌ می‌شناسیم.‌ (۶ – ۱۵ – ۳)
امام‌ زمان‌ (علیه‌ السلام)‌ می‌فرماید:
«من به یاد همه‌ی شما هستم»
به‌ نظر‌ شما‌ این‌ جمله‌ با‌ موضوع‌ درس‌ چه‌ ارتباطی‌ دارد؟
در متن درس شیخ حسن حلی که به زیارت امام حسین (ع) می‌رود، امام زمان در مسیر او سر می‌زند و از حال او جویا می‌شود و این همان فرمایش حضرت است که به یاد همه است.

نامه‌ای به دوست

نامه‌ای‌ به‌ امام‌زمان‌ (عج الله ُ‌فرجه)‌ بنویسید‌ و‌هر‌چه‌ می‌خواهید‌ به‌ او‌ بگویید‌ و‌ هر‌چه‌ دوست‌دارید‌ از‌او‌ بخواهید.
………………………………………………………………………………………….
…………………………………………………………………………………………..
…………………………………………………………………………………………

عهد با دوست

سال‌ گذشته‌ در‌درس‌ «خورشید‌ پشت‌ ابر»، عهدهایی‌ با‌ امام‌ زمان‌ (عج الله فرجه)‌ بستید.
آیا‌عهدهای‌ خود‌ را‌ به‌ خاطر‌ می‌آورید؟‌ بله فکر‌می‌کنید‌ چقدر‌در‌انجام‌ دادن‌ آنها‌ موفق‌ بوده‌اید؟ سعی کرده‌ام به تمام عهدهایم عمل کنم.
اگر‌امسال‌ بخواهید‌ عهد‌ خود‌ را‌ با‌ امام‌زمان‌ (عج الله ُ‌فرجه)‌ تجدید‌ کنید،‌ چه‌ عهدهایی‌ با‌ او‌می‌بندید؟
عهد‌ می‌بندم‌ که‌ امروز‌ ……………………………………………………………….
…………………………………………………………………………………
تلاش‌ می‌کنم‌ تا‌

برای دانلود گام به گام کامل روی لینک زیر کلیک کنید.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.